پویا دبیری مهر - مرحوم عسگراولادی همیشه بنز سوار می شد. یک بار از او پرسیدم چرا فقط بنز؟ گفت: من تاجرم و باید بنز سوار بشوم، چون اگر ماشین عادی سوار شوم، یعنی به خودم هم احترام نمی گذارم، چه برسد به طرف معامله و تجارتم. او وزنه ای بود برای خود. در بازار سهام داوجونز نیویورک، در حوزه...
پویا دبیری مهر - حاج اسدالله عسگراولادی نماد کامل یک تاجر بود. یک تاجری که انگار اصلا تاجر به دنیا آمده بود. مسلط به دو زبان آلمانی و انگلیسی بود و تا همین اواخر هم برای تجارت موبایل شخصی اش را پاسخ می داد.
وسط جلسه هم اگر گاهی تاجری از آن سر دنیا تماس می گرفت، ایشان عذر خواهی می کرد و پاسخ می داد. من نزدیک به ١٢ سال ایشان را می دیدم و با شخصیتشان آشنا بودم. ثروت هنگفتی داشت و البته کارآفرین بود و انباشت ثروت برای شخص خود نداشت و همه ی ثروت او در راه تولید و تجارت و کارآفرینی بود.
مرحوم عسگراولادی همیشه بنز سوار می شد. یک بار از او پرسیدم چرا فقط بنز؟ گفت: من تاجرم و باید بنز سوار بشوم، چون اگر ماشین عادی سوار بشوم یعنی به خودم هم احترام نمی گذارم، چه برسد به طرف معامله و تجارتم.
او وزنه ای بود برای خود. در بازار سهام داوجونز نیویورک در حوزه کشمش و پسته اصلا تعیین کننده قیمت بود و همه ی بزرگان تجارت جهان یعنی تجار کشورهای چین، روسیه و آلمان و بسیاری کشورهای دیگر او را به نام و به عنوان یک شخصیت اختصاصی می شناختند.بودن کنار ایشان دانشگاهی بود برای خودش.
به قول خودشان اتاق بازُرگانی خانه ی او بود. او در کنار حاج علا میر محمد صادقی کسانی بودند، که از بنیانگذار جمهوری اسلامی حکم داشتند برای راه اندازی تجارت خانه.
همیشه دقیق سخن می گفت، نسبتا محافظه کار بود، به شدت اهل خیریه بود، قدرت را دوست داشت، ثروت را کمتر، حاجی بازاری بود اما لاکچری هم بود. تا همین روزهای آخر هم کله صبح کارش را شروع می کرد و تا آخر وقت کار می کرد. مثل ایشان کمتر خواهد آمد. بنز وار زندگی کنی، با بنز تردد کنی و با بنز بروی. خدایش بیامرزد.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.