حمله به مجتمع فولاد مبارکه، بزرگترین تولیدکننده فولاد کشور، صرفاً یک خسارت صنعتی نیست؛ این رخداد میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی، انرژی و اشتغال را در یکی از مهمترین حلقههای تولید کشور فعال کند. بررسی ابعاد این حمله نشان میدهد آثار آن فراتر از تخریب چند واحد تولیدی بوده و میتواند بر شبکه گسترده صنایع پاییندستی و معیشت صدها هزار نفر اثرگذار باشد.
محسن ایلچی
تحلیلگر ارشد اقتصادی
فولاد مبارکه؛ نماد موج دوم توسعه صنعتی در ایران و حلقه نخست در زنجیره تأمین صنایع مختلف کشور، برای دومین بار مورد حمله هوایی قرار گرفته است.
هنوز اطلاع دقیقی از میزان خسارات و ابعاد حمله دوم وجود ندارد. بخش مدیریت ارتباطات این مجتمع فولاد مبارکه اعلام کرده است: «ارزیابیهای صورتگرفته تا این لحظه، از حجم سنگین حملات، خسارات وارده و تخریب اساسی به واحدهای مرتبط با فرایند تولید حکایت دارد. همچنین واحدهای تولید شرکت فولاد سفیددشت چهارمحال و بختیاری (از زیرمجموعههای هلدینگ فولاد مبارکه)، بر اثر حملات همزمان با خسارت و آسیب روبهرو شده است.»
بهطور کلی، حمله اسرائیل به سایت مادر شرکت فولاد مبارکه در اصفهان دارای ابعاد گستردهای است. هرگونه اظهارنظر درباره آثار و ابعاد آن، نیازمند گزارش رسمی ارزیابی کارشناسی شرکت است که قاعدتاً از طریق سامانه کدال، مطابق مقررات فعالیت ناشران در بورس، به اطلاع جامعه بزرگ سهامداری این شرکت خواهد رسید.
خسارت به زیرساخت انرژی فولاد مبارکه
بدیهی و قطعی است که بر اثر حمله نخست به سایت اصفهان، دو نیروگاه کوچک و بزرگمقیاس آن «خسارت اساسی» دیده است (مطابق گزارش اولیه شرکت). فولاد مبارکه دارای دو واحد نیروگاه سیکل ترکیبی ۹۱۴ مگاواتی (جدید) و نیروگاه ۲۵۰ مگاواتی قدیمی بود که بر اساس برخی برآوردهای کارشناسی، حدود ۸۵۰ مگاوات خروجی داشت. این مقدار عرضه برق، حدود یک درصد ظرفیت تولید واقعی (بالفعل) کشور بوده است. بنابراین در حمله نخست، خسارت وارده از بُعد صنعت برق، قابلیت ارزیابی دارد.
ابتدا باید دانست که فولاد مبارکه دارای بیش از ۱۷ شرکت تولیدی، صنعتی، خدمات مالی و سرمایهگذاری است و برخی از محصولات فولادی آن در سایر واحدهای فولادی تولید میشود؛ ازاینرو این حملات به معنی از میان رفتن کل ساختار تولیدی شرکت نیست.
با این حال، مجتمع فولاد مبارکه یک مجتمع عظیم تولید فولاد است که حدود ۳۳ درصد از تولید فولاد خام کشور در آن انجام میشود، بهطوریکه با احتساب مجموع تولیدات این شرکت، ایران در رتبه دهم تولید فولاد در جهان قرار دارد. با عبور از ارقام تولید، باید اشاره کرد که برای امکان بازگشت واحد به عملیات، باید منتظر گزارش فنی حادثه بود؛ چراکه هنوز مشخص نیست آسیب به بخش انبارها یا لجستیک (تأسیسات برق، آب، بخار و نگهداری تجهیزات) وارد شده یا بخشهای ریختهگری، کورههای قوس الکتریکی و القایی، واحد نورد یا واحد تولید ورق فشرده و سایر بخشهای خطوط تولید دچار آسیب شدهاند.
فراتر از خسارت حسابداری؛ هزینههای اقتصادی و اجتماعی
واقعیت این است که تبعات ناشی از ویرانی فولاد مبارکه بسیار فراتر از گزارش فنی خسارت حملات است. میزان آسیب به مجتمع فولاد مبارکه با ارزش بازار حدود ۵۰۴ همت (ارزش کنونی در بورس) را میتوان با دو رویکرد همیشگی حسابداری و اقتصادی برآورد کرد. در روش نخست، میزان خسارت با توجه به ارزش جایگزینی واحدهای آسیبدیده، هزینه نصب و تجهیز مجدد، سود از دسترفته با توجه به برنامه تولید، انهدام موجودی انبار و تعهدات فروش داخلی و خارجی برآورد میشود که نهایتاً به رقمی مبتنی بر تورم ریالی یا میانگین نرخ دلار طی یکسال گذشته خواهد رسید.
اما واقعیت این است که حمله به این مجتمع و همچنین حمله مشابه به فولاد خوزستان (فخوز) با ارزش بازار حدود ۵۰ همت را باید با رویکرد اقتصادی (هزینه فرصت) و همچنین هزینههای تبعی اجتماعی و اقتصادی سنجید؛ امری که انگیزه حمله به زیرساختهای اقتصادی کشور را آشکار میکند.
برای درک عمیقتر ابعاد این واقعه باید فراتر از محاسبات کمی و اقتصادی حرکت کرد. هدف از انهدام این کارخانه صرفاً تحمیل آسیب اقتصادی نبوده است؛ زیرا فولاد مبارکه، بهطور مستقیم و غیرمستقیم، برای بیش از ۳۵۰ هزار نفر اشتغال پایدار صنعتی ایجاد کرده است. این بنگاه سهم قابلتوجهی در ارزش افزوده بخش صنعت، تولید ناخالص داخلی، صادرات و ارزآوری دارد و در اقتصاد ملی جایگاهی استراتژیک ایفا میکند.
اثرات زنجیرهای بر صنایع پاییندستی
فراتر از ارزش سرمایه از دسترفته، فولاد مبارکه در زنجیره تأمین درونشرکتی خود محصولاتی تولید میکند که هر یک از حلقههای آن برای بقای صنایع اشتغالآفرین کشور حیاتی است. پس از تولید اسلب و ورق گرم، سایر محصولات راهبردی مانند گالوانیزه و قلعاندود نیز در خطوط مختلف تولید میشود. واحد مورد یورش، حلقه اول زنجیره بوده و آثار آن بر همه حلقههای بعدی محسوس خواهد بود.
ورق گرم، خط مقدم محصولات این شرکت است و در صنایع لوله و پروفیل، خودروسازی، ساخت مخازن، سازههای فلزی و کشتیسازی کاربرد گسترده دارد. ورق نازک با کیفیت بالا در صنایع خودروسازی، لوازم خانگی و قطعات صنعتی نقش کلیدی دارد. ورق گالوانیزه نیز ماده اولیه بسیاری از صنایع ساختمانی، خودروسازی و لوازم خانگی است. ورق رنگی مورد استفاده در ساندویچپنلها و نمای ساختمان و همچنین ورق قلعاندود برای بستهبندی مواد غذایی نیز از محصولات مهم این مجتمع است. نبود هر یک از این محصولات به معنی ایجاد چالش جدی برای دهها صنعت پاییندستی خواهد بود.
بنابراین باید میان محاسبات ارزش سرمایه از دسترفته و آثار جانبی آن بر زنجیره گسترده اشتغال در صنایع مختلف از جمله خودروسازی، لوازم خانگی، نفت و گاز، ساختمان، بستهبندی فلزی و صنایع لوله و پروفیل تمایز گذاشت و هر یک را جداگانه بررسی کرد.
بررسی تبعات اقتصادی این حمله نشان میدهد که هدف، صرفاً انهدام یک صنعت با کاربری دوگانه نبوده، بلکه تخریب زیرساختهای اقتصادی کشور را نشانه گرفته است؛ موضوعی که بهطور مستقیم بر معیشت عمومی اثرگذار خواهد بود. از منظر راهبردی، هدف قرار دادن بنیانهای اقتصادی معیشت مردم میتواند زمینهساز بیثباتی و بحران اشتغال شود.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.