بازار مواد معدنی حیاتی، به دلیل تمرکز شدید تولید در چند کشور و انعطافناپذیری عرضه، بسیار آسیبپذیرتر از بازار جهانی نفت است. این شکنندگی، همراه با رقابت فزاینده قدرتهای اقتصادی برای دسترسی به منابعی چون مس، کبالت، لیتیوم و نیکل، میتواند هزینه و سرعت گذار جهان به انرژی پاک را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
نویسندگان: کریستوفر ایوانز، ماریکا سانتورو و مارتین استورمر
ترجمه : علی موذنی
در مقایسه با بازار مواد معدنی حیاتی که تولید آنها بهشدت در چند کشور متمرکز است، بازار جهانی نفت از تنوع جغرافیایی بسیار بیشتری در میان تولیدکنندگان برخوردار است. این ساختار کمتمرکز، همراه با وجود ظرفیتهای مازاد تولید، ذخایر استراتژیک و نقدشوندگی بالای بازارهای آتی نفت، موجب میشود که اختلالات ژئوپلیتیکی بالقوه با واکنش سریع و هماهنگ عرضه جبران شوند. به همین دلیل، در بسیاری از موارد بازار نفت میتواند پیش از شکلگیری ریسکهای جدی، عدمتعادلهای احتمالی را تعدیل کرده و از بروز شوکهای قیمتی شدید جلوگیری کند؛ در حالی که بازار مواد معدنی حیاتی به دلیل تمرکز بالا و انعطافپذیری محدود عرضه، چنین تواناییای را ندارد.
اقتصاددانان صندوق بینالمللی پول در آخرین شماره مجله Finance & Development نیز بر این نکته تأکید کردهاند که رقابت فزاینده میان اقتصادهای رقیب برای تأمین مواد معدنی استراتژیک و حیاتی ــ از جمله مس، کبالت، لیتیوم و نیکل ــ میتواند فشار بر قیمتها را تقویت کند. این پویایی، هزینه گذار جهانی از سوختهای فسیلی به انرژیهای تجدیدپذیر را افزایش میدهد، زیرا این مواد در قلب فناوریهای کلیدی انرژی پاک قرار دارند.
چالشهای تمرکز و تجزیه بازار مواد معدنی حیاتی در گذار انرژی
پس از حمله روسیه به اوکراین، محدودیتهای تجاری جدید در بازارهای کالا تقریباً دو برابر شده و برخی تولیدکنندگان نیز کنترل بیشتری بر صادرات مواد معدنی اعمال کردهاند. مواد معدنی حیاتی که در مؤلفههای اصلی انتقال انرژی پاک از جمله باتریهای خودروهای برقی، پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی به کار میروند، نسبت به اختلالات تجاری بهشدت آسیبپذیر هستند.
شکافهای ژئوپلیتیکی و شکلگیری بلوکهای تجاری ناهمسو میتواند مسیر جهانی گذار انرژی را کند کرده و دستیابی به اهداف کربن صفر را دشوارتر سازد. حتی بدون اعمال محدودیتهای تجاری، تقاضا برای این مواد در دهه آینده به شکل بیسابقهای افزایش خواهد یافت. بر اساس پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، تا سال ۲۰۳۰ تقاضای جهانی برای مس حدود ۱.۵ برابر، برای نیکل و کبالت دو برابر و برای لیتیوم تا شش برابر رشد خواهد کرد. این جهش تقاضا احتمالاً قیمتها را بالا برده و اهمیت این مواد را برای اقتصاد جهانی در دهههای آینده به اندازه نفت خام افزایش میدهد.
تمرکز بالای تولید و آسیبپذیری زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی
تولید جهانی مواد معدنی حیاتی در مقایسه با نفت خام بسیار متمرکزتر است و این تمرکز، بازار را در برابر اختلالات تجاری آسیبپذیر میسازد. به عنوان نمونه، حدود دوسوم کبالت جهان در جمهوری دموکراتیک کنگو استخراج میشود و سه تولیدکننده اصلی نیکل و لیتیوم بیش از ۶۰ درصد عرضه جهانی را در اختیار دارند؛ در حالیکه تولید نفت خام بهصورت جغرافیایی متنوعتر است.
این تمرکز بالا همراه با تقاضای گسترده، موجب وابستگی شدید بسیاری از کشورها به واردات از تعداد محدودی تأمینکننده شده است. در نتیجه، هرگونه اختلال در تجارت جهانی میتواند انتقال مواد معدنی را دشوار کند. حتی در کشورهایی که ذخایر در دسترس دارند، افزایش ظرفیت استخراج و پالایش فرآیندی زمانبر و پرهزینه است. همچنین این مواد بهسختی قابل جایگزینیاند؛ برای مثال، لیتیوم جزئی حیاتی از باتریهای خودروهای برقی است. بنابراین، در شرایط کمبود عرضه، افزایش قیمتها با کاهش سریع تقاضا جبران نمیشود و بازار در برابر شوکها انعطافپذیری کمی دارد. این ترکیب از تمرکز بالا، واکنش کند عرضه و تقاضا، و کمبود جایگزینها موجب شکنندگی زنجیره تأمین مواد معدنی و تهدیدی جدی برای روند انتقال انرژی جهانی است.
تجزیه بازارهای معدنی و کندی در گذار به انرژی پاک
پژوهشگران صندوق بینالمللی پول برای بررسی اثرات احتمالی تجزیه بازار مواد معدنی، سناریویی فرضی را در نظر گرفتهاند که طی آن جهان به دو بلوک تجاری رقیب تقسیم میشود؛ الگویی برگرفته از آرای کشورهای عضو سازمان ملل درباره بحران اوکراین در سال ۲۰۲۲.
در این سناریو، بلوک چین–روسیه قادر به واردات مس، نیکل، لیتیوم و کبالت از کشورهای عمده تولیدکنندهای همچون شیلی، جمهوری دموکراتیک کنگو و اندونزی نیست. نتایج نشان میدهد که چنین تجزیهای میتواند به افزایش حدود ۳۰۰ درصدی قیمت این مواد معدنی منجر شود.
افزایش قیمتها سبب کاهش سرمایهگذاری در پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و تولید خودروهای برقی میشود. در مقابل، بلوک فرضی ایالات متحده و اروپا ممکن است با مازاد نسبی این مواد روبهرو گردد، ولی محدودیت در ظرفیت پالایش و فرآوری مانع استفاده سریع از آنها خواهد شد. بر پایه محاسبات صندوق بینالمللی پول، اثر خالص جهانی چنین تجزیهای تا سال ۲۰۳۰ کاهش حدود ۳۰ درصدی در سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و تولید خودروهای برقی را در پی دارد. (نمودار ۳)
این نتایج نشان میدهد که تکهتکه شدن بازارهای معدنی حیاتی نه تنها هزینههای گذار انرژی را بالا میبرد، بلکه فرآیند کربنزدایی اقتصاد جهانی را بهطور قابلتوجهی کند میکند.
ابتکارات بینالمللی برای تقویت امنیت عرضه مواد معدنی حیاتی
برای جلوگیری از چرخههای معیوبی که در آن کشورها محدودیتهای تجاری را بهعنوان ابزاری برای مدیریت ریسک اعمال میکنند، ابتکارات بینالمللی ضروری است. اگرچه دستیابی به همکاری کامل ممکن است دشوار باشد، اما تلاشهای چندجانبه میتوانند ایجاد یک «کریدور سبز» را در اولویت قرار دهند؛ توافقی حداقلی که جریان آزاد مواد معدنی حیاتی را تضمین کرده و از تبعیض میان شرکتهای کشورهای مختلف جلوگیری کند.
علاوه بر این، یک ابتکار بینالمللی برای ارتقای شفافیت، بهاشتراکگذاری دادهها و استانداردسازی در بازارهای مواد معدنی میتواند عدماطمینان را کاهش داده و امکان برنامهریزی بهتر را برای کشورها و سرمایهگذاران فراهم سازد. جامعه جهانی همچنین میتواند تأسیس یک نهاد یا پلتفرم تخصصی مشابه آژانس بینالمللی انرژی (IEA) یا سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) را در نظر بگیرد؛ نهادی که منحصراً بر مواد معدنی حیاتی تمرکز داشته باشد و نقش هماهنگکننده در این بازار ایفا کند.
در کنار این ابتکارات جهانی، کشورها نیز باید راهبردهای پیشگیرانه خود را دنبال کنند. این اقدامات میتواند شامل تنوعبخشی به منابع تأمین، افزایش سرمایهگذاری در استخراج و اکتشاف، توسعه ظرفیت پالایش، ایجاد ذخایر راهبردی و تقویت بازیافت مواد معدنی حیاتی باشد. همزمان، سیاستهای صنعتی باید با دقت طراحی شوند تا از برهمزدن رقابت سالم جلوگیری شود و ریسکهای مالی، ناکارآمدیها و پیامدهای نامطلوب اقتصاد سیاسی به حداقل برسد.
سیاستهایی مانند «دوستسازی تولید» (friend‑shoring) یا «مقررات محتوای محلی»، هرچند با اهداف امنیت زنجیره تأمین طراحی میشوند، اما میتوانند بازارها را منحرف کرده و هزینهها را افزایش دهند. تدوین یک چارچوب مشورتی بینالمللی درباره این سیاستها میتواند به شناسایی آثار جانبی فرامرزی و کاهش پیامدهای منفی آن کمک کند.
در نهایت، تکهتکه شدن بازارهای مواد معدنی حیاتی میتواند هزینه انتقال به انرژی پاک را افزایش داده و بسیاری از سیاستهای کلیدی کاهش تغییرات اقلیمی را به تأخیر بیندازد. همکاریهای چندجانبه مؤثر — بهویژه در حوزه تجارت و تبادل داده — نقش مهمی در خنثی کردن این موانع و تسهیل حرکت بهسوی یک سیستم انرژی جهانی پاکتر دارند. با توجه به اینکه مواد معدنی حیاتی در آینده نقشی مشابه نفت در اقتصاد جهانی ایفا خواهند کرد، دستیابی به درکی عمیقتر از زنجیرههای ارزش پیچیده آنها بیش از هر زمان ضروری است.
پینوشت
این مقاله بر اساس فصل سوم «تکهتکه شدن و بازارهای کالا: آسیبپذیریها و خطرات» از گزارش چشمانداز اقتصاد جهانی صندوق بینالمللی پول (اکتبر ۲۰۲۳) تدوین شده است.
Green Corridor: توافقی برای تضمین جریان آزاد مواد معدنی حیاتی و جلوگیری از تبعیض تجاری.
استخراج فلزات از محصولات مستعمل، زبالههای الکترونیکی و باطلههای معدنی میتواند روشی پایدار برای پاسخ به رشد تقاضا باشد.
Friend-shoring: تمرکز زنجیرههای تأمین در میان کشورهایی با ارزشها و منافع مشترک.
Local-content provisions: مقررات مربوط به استفاده از منابع و نیروی کار داخلی.



















نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.