کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران با وجود برخورداری از منابع مالی قابلتوجه و عضویت صدها نهاد مالی، در سالهای اخیر نتوانسته نقش مؤثری در توسعه صنعت مدیریت دارایی و دفاع از منافع اعضای خود ایفا کند؛ وضعیتی که از نگاه علیرضا باغانی، ناشی از بیعملی مدیریتی، تصمیمهای کماثر و فاصله گرفتن این نهاد از مسائل واقعی صنعت مالی کشور است.
علیرضا باغانی
مدیرعامل شرکت مشاور سرمایهگذاری ایرانیان تحلیل
کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران ریشه در نهادی دارد که در سال ۱۳۷۹ با عنوان «مؤسسه توسعه صنعت سرمایهگذاری ایران» و بهصورت تشکلی غیردولتی و غیرانتفاعی توسط نهادهای سرمایهگذاری کشور شکل گرفت. این مؤسسه تا بهمنماه ۱۳۸۶ فعالیت داشت و پس از تصویب قانون بازار اوراق بهادار در آذرماه ۱۳۸۴ و الزام فعالان بازار به تشکیل کانونهای صنفی، عملاً جای خود را به کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران داد.
این کانون در آذرماه ۱۳۸۶ با مشارکت ۹۸ نهاد سرمایهگذاری بهعنوان هیئت مؤسس شکل گرفت، اساسنامه آن به تأیید سازمان بورس و اوراق بهادار رسید و در پانزدهم بهمنماه ۱۳۸۶ تحت شماره ۲۲۱۹۴ ثبت شد. فعالیت رسمی کانون نیز از شانزدهم اسفندماه ۱۳۸۶ با دبیرکلی علی ثقفی آغاز شد و عملاً جایگزین مؤسسه توسعه صنعت سرمایهگذاری ایران شد. پس از آن، شاپور محمدی، بهروز خدارحمی و سعید اسلامیبیدگلی دبیران کل کانون بودند و از آذرماه ۱۴۰۱ رسول سعدی این مسئولیت را بر عهده دارد. در حال حاضر حدود ۷۵۰ نهاد مالی عضو این کانون هستند، در حالی که بیش از هزار نهاد مالی در بازار سرمایه ایران فعالیت میکنند. همچنین از اعضا دعوت شده است در مجمع عمومی عادی سالانه که در ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار میشود، مشارکت کنند.
طبق اعلام رسمی تارنمای کانون، این نهاد یک نهاد خودانتظام (NGO) است که در راستای اجرای ماده ۵۳ قانون بازار اوراق بهادار و بر اساس دستورالعمل تشکیل و ثبت کانونهای فعال در بازار سرمایه تشکیل شده و منابع مالی آن از محل حق عضویت اولیه و سالانه، سپردههای اعضا، کمکهای بلاعوض، درآمدهای آموزشی و پژوهشی، درآمد سپردههای بانکی و اوراق مالی تأمین میشود.
منابع مالی قابلتوجه، اما بدون خلق ارزش افزوده
بر اساس برآورد حق عضویت دریافتی از نهادهای مالی، تخمین زده میشود که کانون سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد تومان درآمد از محل حق عضویت داشته باشد. با این حال، بهجای آنکه این منابع صرف ایجاد زیرساختی شایسته برای نهادهای مالی کشور شود، یک سال پیش تصمیم به تأسیس صندوق سرمایهگذاری املاک و مستغلات «کاشانه» با ارزش اولیه حدود ۳۵۰ میلیارد تومان گرفته شد؛ تصمیمی که بهنظر میرسد نهتنها مسئلهای را حل نکرد، بلکه خود به نمونهای از ناکارآمدی مدیریتی در کانون تبدیل شده است.
بررسیها نشان میدهد این صندوق در عمل هیچ ملکی خریداری نکرده و بخش عمده منابع آن به سرمایهگذاری در صندوقهای درآمد ثابت اختصاص یافته است؛ آن هم در شرایطی که خالص ارزش داراییهای صندوق در محدوده ۱۳,۴۰۰ ریال قرار دارد، از نقدشوندگی مناسبی برخوردار نیست و تقسیم سودی نیز انجام نداده است. این در حالی است که خود کانون در ساختمانی ۱۴ واحدی، قدیمی و مستهلک در مرکز تهران، تنها چهار واحد کوچک در اختیار دارد؛ ساختمانی که بههیچوجه در شأن نهاد صنفی نهادهای مالی کشور نیست.
از دیدگاه نگارنده، در کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران اگر چیزی «میل» نشده باشد، بدون تردید «حیف» شده است. منابعی که میتوانستند ارزش افزوده قابلتوجهی برای اعضا ایجاد کنند، عملاً به تصمیمهایی کماثر و ناکارآمد اختصاص یافتهاند.
نارضایتی جدی از عملکرد صنفی و دفاع از منافع اعضا
اما مسئله فقط داراییها نیست. در حوزه عملکرد صنفی و دفاع از حقوق اعضا، بهعنوان مدیرعامل یک شرکت مشاور سرمایهگذاری Pure، از عملکرد کانون بهشدت ناراضی هستم. در سالهای اخیر، برای شرکتهای مشاور سرمایهگذاری پیور عملاً هیچ اقدام مؤثری انجام نشده و خروجی کانون به چند جلسه بدون نتیجه محدود بوده است.
در شرایطی که شرکتهای مشاور سرمایهگذاری Pure با بحران مدل کسبوکار مواجهاند و تنها دو فعالیت متولیگری صندوقها و امین سبد امکان ادامه حیات آنها را فراهم کرده، کانون نتوانسته هیچ مسیر جدیدی برای این صنعت تعریف کند. پیشنهادهایی مانند توسعه فروش محتوای تحلیلی، اظهارنظر تخصصی در خصوص صورتهای مالی ناشران در سامانه کدال یا بازگرداندن انحصار ارزشگذاری شرکتها، سالهاست مطرح شده اما به بایگانی سپرده شدهاند.
حتی سادهترین و دمدستترین مطالبه، یعنی افزایش سقف متولیگری صندوقها از ۵۰ به ۱۰۰ صندوق که تنها نیازمند یک مصوبه هیئتمدیره سازمان بورس بود، با بیعملی کانون مواجه شد. این در حالی است که کانون باید پیگیر منافع اعضای خود باشد، نه اینکه در سکوت نظارهگر تضعیف آنها شود.
در همین بحبوحه جنگ که بسیاری از فعالان بازار در بیم و اضطراب از آینده کسبوکارشان بودند، کانون بهجای ارائه راهکارهای عملی یا حمایت از صنعت، از نهادها خواست مشکلات کسبوکارشان را بنویسند و ارسال کنند؛ اقدامی که بیش از هر چیز، نماد سردرگمی مدیریتی نهادی است که باید راهحل بدهد، نه پرسشنامه پخش کند.
البته در خصوص اعلام مشکلات ناشی از وقوع جنگ و برای حل چالش ها ، بازهم با نگاهی امیدوارانه بسته ای پیشنهادی آماده و ارائه شد که با وجود گذشت چند هفته و قید فوریت آن ، از سرنوشت آن نیز اطلاعی ندارم.
ورود کانون به بیزنس اعضا؛ تضاد منافع آشکار
در مواردی حتی شاهد ورود مستقیم کانون به حوزه فعالیت شرکتهای مشاور سرمایهگذاری بودهایم؛ از جمله برگزاری بازدید از شرکتهای بورسی و فرابورسی، در حالی که این موضوع ذاتاً در حوزه فعالیت شرکتهای مشاور سرمایهگذاری Pure تعریف میشود. این رفتارها نهتنها کمکی به اعضا نمیکند، بلکه مصداق تضاد منافع و تضعیف بدنه تخصصی بازار است.
کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران امروز نهادی است با منابع مالی قابلتوجه، اما بدون تحرک، بدون ایده و بدون اثرگذاری واقعی. نهادی که حتی وقوع جنگ، فشارهای اقتصادی و خطر توقف فعالیت دهها شرکت صنعت مالی نیز نتوانسته مدیران آن را از خواب بیدار کند. بهاعتقاد من، این کانون بیش از هر زمان دیگری نیازمند خانهتکانی جدی و خداحافظی با مدیران و پیرمردهایی است که سالهاست از واقعیتهای صنعت مالی فاصله گرفتهاند و توان یا ارادهای برای دفاع مؤثر از منافع حدود ۷۵۰ نهاد عضو خود ندارند.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.