او در فقر مطلق در اوهایو بزرگ شد، میان مادری معتاد به مواد مخدر و مادربزرگی که ۱۹ قبضه اسلحهٔ پر را در خانه پنهان کرده بود. پس از اینکه دونالد ترامپ را «هیتلر آمریکا» نامید، به جانشین او تبدیل شد و اکنون، بهعنوان معاون رئیسجمهور، خطی انزواگرایانه را پیش میبرد که اسرائیل را خارج از تصویر قرار میدهد. از کتابی که به فیلم نتفلیکس تبدیل شد تا اتهامات افشای طرحهای موساد به اردوغان – نگاهی به مردی که ممکن است در سال ۲۰۲۸ کاخ سفید را تصاحب کند.
بورس24 : کانال ۱۲ نوشت: او در فقر مطلق در اوهایو بزرگ شد، میان مادری معتاد به مواد مخدر و مادربزرگی که ۱۹ قبضه اسلحهٔ پر را در خانه پنهان کرده بود. پس از اینکه دونالد ترامپ را «هیتلر آمریکا» نامید، به جانشین او تبدیل شد و اکنون، بهعنوان معاون رئیسجمهور، خطی انزواگرایانه را پیش میبرد که اسرائیل را خارج از تصویر قرار میدهد. از کتابی که به فیلم نتفلیکس تبدیل شد تا اتهامات افشای طرحهای موساد به اردوغان – نگاهی به مردی که ممکن است در سال ۲۰۲۸ کاخ سفید را تصاحب کند.
به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: این اتفاق این هفته در سوئیس، در پسزمینهای از مناظر بکر که دقیقاً نقطهمقابل درام در حال وقوع در اتاقهای جلسات بود، رخ داد. جیدی ونس، مردی که یک سال و نیم است بهعنوان معاون رئیسجمهور ایالات متحده خدمت میکند، سرانجام صحنه بینالمللی را برای خود به دست آورد. این اتفاق پس از مذاکرات طاقتفرسا با ایرانیها، در لحظهای رخ داد که آمریکا تصمیم گرفت پرده را بر خاورمیانه قدیمی پایین بیاورد. در چشم بسیاری از جهان، این اولینبار بود که یک رهبر فصیح، جوان و جاهطلب دیده میشد. اما اینجا، در اورشلیم، چراغهای قرمز فوراً روشن شدند. ناگهان، اسرائیلیها کشف کردند که جیدی ونس، مردی که میخواهد رئیسجمهور بعدی آمریکا باشد، واقعاً در کنار ما نیست.
ونس، در آنجا در برابر چشمان تمام جهان، مانند رئیسجمهوری به نظر میرسد که آرزویش را دارد. او تهدیدآمیز است، تیز است و در استفاده از چیزی که شخصیتهای سیاسی «روشهای مافیایی دولت ترامپ» مینامند، تردیدی ندارد. اکنون این روشها به اسرائیل نیز رسیده است. ونس یک سیاستمدار بسیار تیز است با جاهطلبیهایی که به نقش معاونت ختم نمیشود. یکی از اصلیترین چیزهایی که او اکنون به مردم آمریکا ارائه میدهد، ساده و برای ما ترسناک است: «من با اسرائیل تمام کردهام.»
دوران سخت کودکی – که به فیلمی در نتفلیکس تبدیل شد
برای درک اینکه چگونه جیدی ونس به جایگاه قدرتمندترین مرد اتاق رسید، باید به کوههای آپالاچی در اوهایو برگردیم. در آمریکا، مانند آمریکا، مردم داستانهای سیندرلایی را دوست دارند، و ونس قطعاً یکی از آنهاست. داستان زندگی او، که به کتاب پرفروش («خاطرات آپالاچی») و حتی فیلمی در نتفلیکس تبدیل شد، گویی از تاریکترین قلمروهای تخیل گرفته شده است.
ونس در فقر عمیق بزرگ شد، اما کمبود پول کوچکترین مشکل او بود. مادرش که به مواد مخدر و الکل اعتیاد داشت، با سرعتی سرسامآور همسرانش را عوض میکرد، و پدرش اصلاً در تصویر نبود. او در میان سختترین جنبههای شرایط طبقه کارگر آمریکایی بزرگ شد – ناامیدی، خشونت و مصرف سنگین مواد مخدر.
او توسط مادربزرگش بزرگ شد، زنی محکم که هرگز لحظهای او را رها نکرد، اما خودش نیز شخصیت دشواری داشت. ونس گفت که پس از مرگ او، کمتر از ۱۹ قبضه اسلحه پر را در نقاط مختلف خانهاش کشف کرد که برای هر مشکلی که ممکن است پیش بیاید، پنهان کرده بود. این محیطی است که جهانبینی او را شکل داد: جهانی از بقا، جایی که فقط به خود و خانواده بسیار محدودتان تکیه میکنید.
از قله ییل تا دگرگونی سیاسی
علیرغم نقطه شروع تقریباً غیرممکن، ونس تسلیم نشد. او به تفنگداران دریایی پیوست، در عراق خدمت کرد و با کمک بورسهای تحصیلی از دانشگاه فارغالتحصیل شد. از آنجا به اوج آکادمیک ادامه داد – تحصیل در رشته حقوق در ییل، معتبرترین دانشکده ایالات متحده. در آنجا، درهایی به روی او گشوده شد که هرگز رویای ورود به آنها را نداشت. او توسط یک شرکت سرمایهگذاری در دره سیلیکون استخدام شد و از حمایت میلیاردر محافظهکار، پیتر تیل، برخوردار شد.
در ۳۱ سالگی، او قبلاً یک مصاحبهشونده موفق و پرتقاضا بود. سال ۲۰۱۶ بود و آمریکا نامزد ریاستجمهوری جنجالی به نام دونالد ترامپ داشت. در آن زمان، ونس واقعاً ترامپ را دوست نداشت، بهکمترین وجه. چهبیش، در یک تبادل نظر در فیسبوک، حتی با صدای بلند پرسید که آیا ترامپ «هیتلر آمریکا» است.
اما سیاست، همانطور که میدانیم، میتواند غافلگیرکننده باشد. ونس فهمید، مانند بسیاری دیگر، که ترامپ از کاریزماهایی برخوردار است که میتواند مخاطبان عظیمی را در تور خود به دام بیندازد – دقیقاً همان افرادی که خودش از میان آنها بزرگ شده بود. او متقاعد شد که چارهای جز متحد شدن با ترامپ ندارد و آینده او در حزب جمهوریخواه تنها از طریق مار-ئه-لاگو میگذرد.
او یک تغییر عقیده کامل سیاسی انجام داد و ترامپ به او کمک کرد تا به عنوان سناتور اوهایو انتخاب شود. پس از یک دوره فوقالعاده کوتاه در کنگره، ترامپ او را به عنوان همتیمی خود برای کاخ سفید انتخاب کرد. ترکیب برندهای بود: مرد مسنتر و ثروتمندتری که با قاشق طلا به دنیا آمده بود، و در کنار او مرد جوانتری که از تهچیز برخاسته بود.
سفر به اسرائیل – که به صراحت بیپرده ختم شد
شخصی که در پشت صحنه برای انتصاب ونس به معاونت ریاستجمهوری فشار میآورد، چهره رسانهای جنجالی، تاکر کارلسون بود. کارلسون، که به مرور زمان و با کمک پول قطر به یکی از بزرگترین مخالفان اسرائیل تبدیل شد، متحدی ایدئولوژیک در ونس یافت. این ارتباط عمیقتر از آن چیزی است که فکر میکنید: پسر کارلسون، باکلی، تا همین اواخر در دفتر ونس کار میکرد.
با وجود زندگی سیاسی پرتلاطمش، زندگی شخصی او پایدار است و با اوشا، دختر مهاجران هندی و مادر سه فرزندش ازدواج کرده و فرزند دیگری هم در راه دارد. آغاز کار ونس با اسرائیل با لحنی تند بود. او به اسرائیل آمد، ظاهراً برای کمک به مذاکرات آتشبس در غزه، اما متوجه شد که در حالی که اینجا بوده، کنست به الحاق یهودا و سامره رأی داده است. ونس بلافاصله فهمید که با چه کسی سر و کار دارد، از ادبیات دیپلماتیک دست کشید و با صراحت بیپرده پاسخ داد. این یک سیلی سیاسی بلند بود و از آن زمان لحن فقط بدتر شده است.
عملیات «غرش هری» و خنجر از پشت
ونس خود را یک سرکش معرفی میکند. او از جنگ متنفر است، که با واقعیت خاورمیانه چندان همخوانی ندارد. او یک مرد کلاسیک MAGA (آمریکا را دوباره بزرگ کن) است، خودمحور و با سیاست خارجی حداقلی. «ما پلیس جهان نیستیم،» مدام میگوید. برای او، اسرائیل مشکلی است که هزینه دارد و ایالات متحده را با شرکای مهمی مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس و عربستان سعودی پیچیده میکند.
اوج کار در جریان عملیات «غرش هری» بود. دونالد ترامپ کاری را کرد که به رأیدهندگانش قول داده بود انجام ندهد – جنگی طولانی در خاورمیانه به راه انداخت که به جیب مصرفکننده آمریکایی آسیب زد. ونس، بهعنوان معاون او، از ابتدا مخالف آن بود. منابع دولت میگویند اگر ونس رئیسجمهور بود، این جنگ هرگز رخ نمیداد.
اما اتهامات بسیار جدیتری وجود دارد. یک منبع ارشد امنیتی اسرائیل ادعا میکند که ونس نه تنها با جنگ مخالف بود، بلکه گروهی را رهبری کرد که سعی در خنثیکردن آن داشت و برای این کار تلاش کرد. این منبع میگوید: «ما گمان میکنیم که ونس و افرادش کسانی بودند که طرح مخفی موساد برای تغییر رژیم در ایران با کمک کردها را به رئیسجمهور ترکیه، اردوغان، لو دادند.» ونس در گذشته این اتهامات را رد کرده و آنها را «تلاشی سیاسی اسرائیل برای مقصر دانستن من در شکست جنگ» نامیده است.
«هر اسرائیلی که فکر میکند ترامپ بزرگترین مشکل اسرائیل است، باید بیدار شود و وضعیت کشورش را درک کند. اگر من عضو کابینه دولت اسرائیل بودم، به تنها متحد قدرتمندی که در تمام جهان برایم باقی مانده، حمله نمیکردم.»
تصویر سوئیس: چه کسی به چه کسی دیکته میکند؟
این هفته، رویارویی به اوج خود رسید. ونس سعی کرد تفاهمنامه جدید با ایران را به عنوان پیروزی بزرگی برای آمریکا به جهان بفروشد، اما در اسرائیل به عنوان توافقنامه تسلیمآمیز تحقیرآمیزی دیده شد. یک عکس که از اجلاس سوئیس منتشر شد، همه چیز را گفت: ونس پشت کامپیوتر خود نشسته است، در حالی که نماینده قطر روی او خم شده و به نظر میرسد که دارد شرایط توافق را به او دیکته میکند.
پاسخ اسرائیل در شدت خود بیسابقه بود. آنها او را «آشغال» و «بازنده» خطاب کردند و گفتند که این توافق تسلیمآمیز تف به صورت این کشور است. اما ونس بیواکنش نماند. در گفتوگوهای محرمانه، او روشن کرد که اسرائیل حق وتو بر منافع آمریکا ندارد. نزدیکانش میگویند: «شما کشوری با ۹ میلیون نفر هستید، نمیتوانید به بزرگترین قدرت جهان سیاستش را دیکته کنید.»
علاوه بر این، به دنبال انتقاداتی که به خاطر نحوه مدیریتش بر این توافق دریافت کرد، ونس روی صحنه به جهان گفت: «هر اسرائیلی که فکر میکند ترامپ بزرگترین مشکل اسرائیل است، باید بیدار شود و وضعیت کشورش را درک کند. اگر من عضو کابینه دولت اسرائیل بودم، به تنها متحد قدرتمندی که در تمام جهان برایم باقی مانده، حمله نمیکردم.»
این روشها، که یادآور رفتار یک سازمان جنایی است، نشانه بارز دولت فعلی است. اگر بانک مرکزی مطابق خواست ترامپ عمل نکند، تحقیقی علیه آن آغاز میشود. اگر دادستان کل نیویورک موفق به محکومیت او شود، او هدف قرار میگیرد. اکنون، اسرائیل هدف است. ونس برای پیروزی در انتخابات ۲۰۲۸ خواهان صلح در منطقه است و حاضر است منافع اورشلیم را بر این قربانگاه قربانی کند.
آینده: ۲۰۲۸ در راه است
علیرغم تلاشهای نمایندگان حزب جمهوریخواه در اسرائیل برای آرام کردن اوضاع و به تصویر کشیدن او به عنوان «عملگرا»، واقعیت پیچیدهتر است. ونس نماینده نسل جوانتری در ایالات متحده است که به سادگی اسرائیل را دوست ندارد. برای آنها، ارتباط با اسرائیل یک بار اقتصادی و سیاسی است.
در رقابتهای ریاستجمهوری ۲۰۲۸، ونس با چهرههایی مانند مارکو روبیو روبرو خواهد شد که طرفدار بسیار بیشتری برای اسرائیل محسوب میشود. در ضمن، رئیسجمهور بزرگ، ترامپ، از مدیریت این نبرد جانشینی لذت خواهد برد. او میداند که ونس یک برگ برنده در برابر طبقه کارگر است، و در صورت شکست توافق ایران، همیشه میتوان آتش را به سوی معاون رئیسجمهور نشانه گرفت.
جیدی ونس باید به ترامپ وفادار به نظر برسد، اما در عین حال راه جداگانهای برای خود میسازد. برگ برنده او در انتخابات بعدی ممکن است دقیقاً همان انکار نهایی اسرائیل باشد. پسری که در خانوادهای از همگسیخته بزرگ شد و تقریباً تا جایی که ممکن بود پیش آمد، ممکن است طی دو سال قدرتمندترین مرد جهان شود. برای اسرائیل، این سناریویی است که اضطرابی عمیق برمیانگیزد. سؤال این است که آیا این یک سیاستمدار است که صرفاً تحت تأثیر افکار عمومی قرار دارد، یا فردی که واقعاً و صادقانه تصمیم گرفته که این اتحاد تاریخی به پایان رسیده است.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.