شرکت حملونقل بینالمللی خلیج فارس با نماد «حفارس» پس از حدود یک دهه زیاندهی، اکنون برای دومین سال متوالی در مسیر سودآوری قرار گرفته است.
بورس24 : شرکت حملونقل بینالمللی خلیج فارس با نماد «حفارس» پس از حدود یک دهه زیاندهی، اکنون برای دومین سال متوالی در مسیر سودآوری قرار گرفته است؛ تغییری که اگر با نوسازی ناوگان، توسعه عملیات بینالمللی و مولدسازی داراییهای راکد همراه شود، میتواند این شرکت قدیمی را از یک بنگاه صرفاً حملونقلی به مجموعهای لجستیکی، داراییمحور و برخوردار از درآمدهای متنوع تبدیل کند.
بر همین اساس آیین نوسازی ناوگان حفارس که دوشنبه ۱۱ آبان با حضور مدیران، ذینفعان، مقامات و اصحاب رسانه برگزار شد که تنها یک مراسم تحویل خودرو نبود. به همین منظور دادهها و برنامههای اعلامشده در این رویداد نشان داد که مدیریت شرکت در حال بازتعریف جایگاه حفارس در سه محور اصلی است: توسعه عملیات حملونقل، افزایش تابآوری زنجیره تأمین در شرایط بحرانی و فعالسازی ظرفیت اقتصادی داراییهای غیرمولد.
حفارس در حال حاضر با برخورداری از ۳۱ شعبه، ۹۰ نمایندگی فعال و حدود ۹۰۰ نیروی انسانی مستقیم، یکی از گستردهترین شبکههای حملونقل جادهای کشور را در اختیار دارد. این شرکت در سال گذشته حدود ۸ میلیون تن کالا را در ۱۸ استان جابهجا کرده و اکنون افزایش این میزان به ۱۰ میلیون تن را هدفگذاری کرده است.
پایان یک دهه زیان
مهمترین بخش روایت جدید حفارس، خروج این شرکت از زیاندهی مزمن است. شرکتی که برای حدود یک دهه با زیان و محدودیتهای مالی مواجه بود، اکنون دومین سال متوالی سودآوری خود را سپری میکند. مدیران شرکت تأکید دارند که رشد سود عملیاتی و تثبیت روند تقسیم سود، نتیجه بازگشت تمرکز مدیریتی به فعالیت اصلی و افزایش بهرهوری عملیات بوده است.
براساس اظهارات مدیرعامل حفارس، سود شرکت که در سال ۱۴۰۰ حدود ۵۰ میلیارد تومان بود، در سالهای اخیر به محدوده هزار میلیارد تومان رسیده است. این ارقام از تغییر قابلتوجه در مقیاس سودآوری شرکت حکایت دارد؛ هرچند ارزیابی کیفیت این سود نیازمند بررسی دقیق صورتهای مالی، سهم عملیات حملونقل، درآمدهای غیرعملیاتی و آثار احتمالی فروش یا تجدید ارزیابی داراییهاست.
برای بازار سرمایه، تنها افزایش عدد سود اهمیت ندارد؛ بلکه پایداری و تکرارپذیری آن تعیینکننده است. اگر رشد سود حفارس از محل توسعه عملیات، افزایش حجم حمل، بهبود ترکیب خدمات، مدیریت هزینهها و بهرهبرداری بهتر از ناوگان حاصل شده باشد، میتوان آن را نشانهای از احیای عملیاتی شرکت دانست. در مقابل، اتکای بیش از حد به درآمدهای غیرتکرارشونده ممکن است کیفیت سود را کاهش دهد.
اظهارات مدیران حفارس نشان میدهد برنامه شرکت بر تقویت سود عملیاتی استوار شده است. بازگشت به رشد عملیات طی دو سال اخیر، افزایش تقاضا برای خدمات حملونقل، ورود به حوزههای جدید و نوسازی ناوگان، مهمترین عواملی هستند که میتوانند به تثبیت جریان درآمدی شرکت کمک کنند.
موتور رشد یا گلوگاه سرمایهگذاری
حفارس از برنامه نوسازی ناوگان خود نیز رونمایی کرده است. براساس اطلاعات ارائهشده، از مجموع ۴۰۰ دستگاه ناوگان مورد اشاره، ۱۰۰ دستگاه در برنامه نوسازی سال جاری قرار گرفته است. این اقدام میتواند ظرفیت عملیاتی شرکت را افزایش دهد، هزینه تعمیر و نگهداری را کاهش دهد و کیفیت و سرعت ارائه خدمات را بهبود ببخشد.
نوسازی ناوگان برای یک شرکت حملونقلی صرفاً به معنای افزایش تعداد خودروها نیست. ناوگان جدید میتواند مصرف سوخت، توقفهای ناشی از خرابی، هزینه قطعات و ریسک تأخیر در تحویل بار را کاهش دهد. همچنین برخورداری از خودروهای مناسب، امکان ورود به قراردادهای تخصصیتر و سودآورتر را فراهم میکند.
با این حال، مدیران حفارس تأمین ناوگان جدید را بزرگترین چالش صنعت حملونقل عنوان کردهاند. افزایش قیمت خودروهای سنگین و نرخ بالای تأمین مالی، بازده اقتصادی سرمایهگذاری در ناوگان را تحت فشار قرار داده است. به همین دلیل، ادامه برنامه نوسازی بدون استفاده از تسهیلات مناسب، حمایتهای دولتی یا مدلهای مشارکتی میتواند هزینه مالی سنگینی بر شرکت تحمیل کند.
غلامحسین مصلح با اشاره به همین محدودیتها تأکید کرده است که دولت باید برای تسهیل خرید خودروهای جدید و حمایت از شرکتهای حملونقل وارد عمل شود. از نگاه او، ظرفیت تقاضا بهاندازهای بالاست که حتی اگر شرکت دو هزار دستگاه خودرو در اختیار داشت، امکان بهکارگیری تمام این ظرفیت وجود داشت.
این اظهارنظر از یکسو نشاندهنده وجود تقاضای عملیاتی است و از سوی دیگر، اهمیت بررسی بازده سرمایهگذاری در ناوگان را برجسته میکند.
مقصد بعدی ۱۰ میلیون تن
حفارس در سال گذشته حدود ۸ میلیون تن کالا جابهجا کرده است. مدیرعامل شرکت سهم حفارس از بازار مورد فعالیت را حدود ۱۵ درصد اعلام کرده و گفته است که شرکت قصد دارد حجم حمل سالانه را به ۱۰ میلیون تن افزایش دهد.
تحقق این هدف به معنای رشد ۲۵ درصدی حجم حمل نسبت به سطح فعلی است. چنین افزایشی نیازمند توسعه همزمان ناوگان، افزایش بهرهوری شعب، جذب ناوگان پیمانکاری، انعقاد قراردادهای جدید و بهبود مدیریت مسیرهاست. گستردگی شبکه استانی حفارس میتواند مزیت مهمی برای دستیابی به این هدف باشد.
شرکت در تمام ۳۱ استان دارای شعبه یا ساختار مدیریتی و نمایندگی است؛ با این حال، طبق گزارش عملکرد اعلامشده، حمل ۸ میلیون تن کالا در سال گذشته در ۱۸ استان انجام شده است. این تفاوت نشان میدهد حفارس ظرفیت توسعه عملیات در سایر استانها را نیز در اختیار دارد و میتواند با فعالتر کردن شبکه موجود، دامنه جغرافیایی درآمدهای خود را گسترش دهد.
در ساختار عملیاتی شرکت، هر مدیر استانی وظیفه هدایت عملیات حملونقل در محدوده خود را بر عهده دارد و ناوگان تحت پیمان پس از ورود به هر استان، زیر نظر همان شعبه فعالیت میکند. این مدل مدیریتی میتواند از سرگردانی رانندگان جلوگیری کند، سرعت تصمیمگیری را افزایش دهد و پشتیبانی عملیاتی را در سراسر کشور تقویت کند.
وجود ۳۱ شعبه و ۹۰ نمایندگی برای حفارس یک مزیت ساختاری است؛ اما این شبکه زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که هر شعبه از حجم عملیات کافی، قراردادهای فعال و نظام ارزیابی عملکرد برخوردار باشد. مدیریت هزینههای شبکه و جلوگیری از ایجاد ساختار اداری سنگین نیز در حفظ حاشیه سود اهمیت دارد.
لجستیک در روزهای بحران
بخش مهمی از هویت حفارس به حمل کالاهای اساسی، بهویژه گندم و آرد، مربوط است. مدیران شرکت از این مجموعه بهعنوان یکی از بازیگران تأمین امنیت غذایی کشور یاد میکنند؛ نقشی که در شرایط بحرانی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
براساس توضیحات ارائهشده، در جریان جنگ ۱۲ روزه و افزایش اختلال در شبکه حملونقل، شعب حفارس با ظرفیتی حدود دو برابر شرایط عادی فعالیت کردند. در روزهای ۲۶ و ۲۷ ماه رمضان، بهدلیل کمبود راننده و ایجاد مشکل در حمل آرد مناطق رباطکریم، قدس و ورامین، از شرکت برای جبران کسری حمل درخواست کمک شد.
حفارس با افزایش ساعات کاری، بسیج رانندگان و استفاده از شبکه عملیاتی خود توانست ظرف سه روز کسری حمل آرد این مناطق را جبران کند؛ در حالی که این مأموریت در تعهدات قراردادی اولیه شرکت قرار نداشت. شرایط مشابهی نیز در شمال کشور، کرمان و زاهدان گزارش شده است.
خروج از فعالیت تکمحصولی
یکی دیگر از تحولات حفارس، ورود به حوزه حمل مواد نفتی و معدنی است. شرکت با دریافت مجوزهای مرتبط در بخش بینالمللی، در حال فاصله گرفتن از تمرکز صرف بر حمل کالاهای اساسی است.
تنوعبخشی به خدمات از دو جهت اهمیت دارد. نخست اینکه وابستگی درآمد شرکت به یک گروه محدود از کالاها و قراردادها کاهش مییابد. دوم اینکه حمل محمولههای تخصصی، بهویژه مواد نفتی و معدنی، در صورت مدیریت صحیح میتواند از حاشیه سود بالاتری برخوردار باشد.
ورود به این حوزهها البته نیازمند ناوگان تخصصی، رعایت استانداردهای ایمنی، پوششهای بیمهای و مدیریت ریسک متفاوت است. بنابراین، افزایش درآمد بهتنهایی معیار موفقیت نخواهد بود و بازار سرمایه باید حاشیه سود، سرمایه موردنیاز و ریسکهای عملیاتی این خدمات را نیز ارزیابی کند.
توسعه حملونقل بینالمللی میتواند درآمد ارزی حفارس را نیز افزایش دهد. درآمد ارزی در شرایط نوسان نرخ ارز ممکن است به رشد ریالی درآمد شرکت کمک کند، اما همزمان شرکت را در معرض ریسکهای مرزی، مقرراتی، سیاسی و وصول مطالبات خارجی قرار میدهد.
جاده ابریشم حفارس
حفارس از فعالسازی مسیر شمالی حملونقل ایران به چین خبر داده است؛ مسیری که از ترکمنستان، قرقیزستان و ازبکستان عبور میکند و تا مرزهای چین ادامه دارد. شرکت همچنین اعلام کرده در نقاط مختلف این کشورها پایگاههای عملیاتی ایجاد کرده است.
فعالسازی این مسیر را میتوان یکی از مهمترین برنامههای توسعه بینالمللی حفارس دانست. محدودیتها و تحولات منطقه خلیج فارس، اهمیت ایجاد مسیرهای جایگزین را افزایش داده و کریدور آسیای میانه میتواند امکان انتقال کالاهای استراتژیک را در شرایط خاص فراهم کند.
برای حفارس، حضور در این کریدور علاوه بر درآمد ارزی، ظرفیت تبدیل شدن به بازیگری منطقهای را ایجاد میکند. برخورداری از شبکه داخلی گسترده به شرکت اجازه میدهد حملونقل داخلی و بینالمللی را به یکدیگر متصل کند و خدماتی یکپارچه از مبدأ تا مقصد ارائه دهد.
با این حال، سودآوری مسیر چین به حجم بار رفت و برگشت، هزینه عبور از مرزها، تعرفههای ترانزیتی، زمان توقف، نرخ حمل و توافق با شرکای منطقهای وابسته است. ایجاد پایگاه عملیاتی گام مهمی است، اما اقتصادی شدن این کریدور نیازمند جریان پایدار بار و کاهش حرکتهای بدون محموله است.
دارایی خام در آستانه ارزشآفرینی
در کنار عملیات حملونقل، زمین ارزشمند اسلامشهر به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه سهامداران حفارس تبدیل شده است. این زمین با سابقه حدود ۵۰ ساله، از داراییهای تاریخی و باارزش شرکت محسوب میشود و اکنون در کانون برنامه مولدسازی قرار دارد.
ماهیت موقوفهای بخشی از سابقه این زمین، پیچیدگیهای حقوقی خاصی ایجاد کرده است؛ اما مدیران شرکت اعلام کردهاند مذاکرات فشردهای برای تعیین بهترین الگوی بهرهبرداری انجام شده و قراردادهای لازم در قالب مشارکت نیز منعقد شده است.
قرار گرفتن زمین در محدوده شهری، محصور بودن ملک و مجاورت با مسیر خط سه متروی تهران و ایستگاه احتمالی، ظرفیت اقتصادی آن را افزایش میدهد. چنین موقعیتی میتواند زمین را به بستری برای اجرای پروژههای تجاری، خدماتی یا کاربریهای مختلط تبدیل کند.
نکته مهم آن است که هیئتمدیره فروش قطعی زمین را تنها گزینه پیشرو نمیداند. رویکرد اصلی، ترکیبی از مشارکت در ساخت، فروش بخشی از ظرفیت پروژه و استفاده از سایر روشهای بهرهبرداری اقتصادی است. این مدل میتواند نسبت به فروش یکباره، ارزش بلندمدت بیشتری برای شرکت ایجاد کند؛ مشروط بر آنکه شریک مناسب انتخاب و حقوق سهامداران در قراردادها حفظ شود.
همکاری با شهرداری، استفاده از مشاوران معماری و شهرسازی و بررسی طرحهای مختلف، نشان میدهد شرکت بهدنبال تبدیل زمین به یک پروژه شهری است. با این حال، نتیجه نهایی به تعیین تکلیف حقوقی، اخذ مجوزها، نوع کاربری، سهم حفارس از پروژه، آورده طرفین و زمانبندی اجرا بستگی خواهد داشت.
فرصت نقدینگی یا آزمون حاکمیت شرکتی
حفارس یک شرکت داراییمحور است و زمین اسلامشهر تنها دارایی قابلبررسی آن نیست. مدیریت شرکت بر شناسایی داراییهای راکد و ایجاد زمینه بهرهبرداری مؤثر از آنها تأکید دارد. مولدسازی این داراییها میتواند منابع نقدی لازم برای نوسازی ناوگان، کاهش هزینه مالی و توسعه عملیات را فراهم کند.
با این حال، مولدسازی باید با شفافیت کامل انجام شود. ارزشگذاری دارایی، نحوه انتخاب شریک، سهم شرکت از پروژه و آثار مالی قرارداد باید بهصورت دقیق در سامانه کدال منتشر شود. هرگونه ابهام در این فرآیند میتواند به جای ایجاد ارزش، موجب افزایش ریسک سهامداران شود.
بهترین سناریو آن است که حفارس درآمد حاصل از داراییها را به موتور توسعه فعالیت اصلی تبدیل کند. در این حالت، دارایی راکد به سرمایه مولد تبدیل میشود و منابع حاصل از آن برای خرید ناوگان، توسعه کریدورها و افزایش ظرفیت حمل به کار گرفته خواهد شد.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.