به واقع اگر ریسک جنگ وجود نداشت، بازار در نقاط فعلی با توجه به مواردی نظیر اصلاح اخیر، گزارشهای ماهانه، P/E و P/S جذاب و قرار گرفتن در فصل مجامع و تقسیم سود و خلاصه هر آنچه که یک فضای بنیادی نیاز دارد بهترین نقطه برای ورود بود. در واقع بسیاری از کسانی که فروشنده هستند به خوبی میدانند که قیمتها در کف تاریخی است و پتانسیلهای عجیبی برای رشد دارد اما مشکل اصلی آنجاست که خبری از حمایت تمامعیار نیست و با یک بازار پنیک شده مواجیهم.

1) پیشبینی بازار ...
بورس24 : بورس تهران معاملات سهشنبه را بواسطه سیگنالهای منفی که از بازار دوشنبه دریافت کرده بود، با رنگ سرخ و پیشروی فروشندهها به مواضع خریداران آغاز کرد و با گذر از دقایق ابتدایی، مجددا فشار عرضهها شتاب گرفت. این در حالیست که پیش از آغاز معاملات دامنه نوسان صندوقهای اهرمی از 3 به 4 درصد افزایش یافت و این تصور در دید بسیاری ایجاد شد که حتما پشت چنین تصمیم و مصوبهای، تدابیری لحاظ شده که با افت بیشتر قیمتی، حمایتها افزایش یابد ! اما هر چه پیش رفتیم خبری نشد و با تشدید نگرانی از بابت پوچ بودن وعدههای اخیر سازمان بورس نسبت به تزریق بیش از 100 همت منابع به بازار، نمادها یکی پس از دیگری به قیمتهای درصد منفی و صف فروش رسیدند و در نهایت بازار با حدود 7 همت صف فروش به کار خود خاتمه داد. در نتیجه این رویداد، شاخص کل با افت جدی 1.9 درصدی تا ارتفاع دو میلیون و 658 هزار واحدی عقب نشست و عملا به سطوحی پائینتر از ابتدای فروردین سال جاری رسیدیم. ارزش معاملات حوالی 3.6 همت گزارش شد که حتی کمتر از روز اول و دوم بحران اخیر است و نشان از عمق فاجعه دارد. همچنین خروج پول باری دیگر شتاب گرفت و حقیقیها رقمی بالغ بر 740 میلیارد تومان از نقدینگی خود را خارج کردند.
بازار دیروز را در حالی پشت سر گذاشتیم که پس از زیرگیری و حمایت همهجانبه روز چهارشنبه و وعدههای که داده شد، تصور میکردیم که از آن وضعیت چکشی و بحرانی هفته گذشته فرار کردهایم و به مرور با برچیده شدن صفوف فروش صندوقهای اهرمی به ساحل آرامش خواهیم رسید اما زهی خیال باطل ! متاسفانه بواسطه برخی از سیاستهای غلط در قبال صندوقها و از طرف دیگر عملیاتی نشدن وعدههای سازمان بورس درخصوص تزریق منابع، باری دیگری در مسیر بحران قرار گرفتهایم و روز گذشته بسیاری از سهمها نه بواسطه فضای بنیادی ضعیف یا تحولات نظامی که بواسطه ناامیدی سهامدارانشان به صف فروش رسیدند ...
البته تکلیف مذاکرات هم روشن نیست و نمیدانیم چه میشود ! از طرف دیگر ماشه هم روی شقیقه ماست و در فضای پرچالش سیاسی قرار گرفتهایم. اما اینکه روسای سازمان و اعضای شورای عالی بورس با تمام قوا و لبخندی امیدوارکننده جلوی دوربین ظاهر شوند و اعداد و ارقام حمایتی را اعلام کنند و در عمل هیچ حرکتی صورت نگیرد، باعث میشود تا فضای نااطمینانی و پنیک به شکل عجیبی افزایش یابد. بارها درخصوص واژه مهمی به نام «اعتماد بازار» صحبت شد و به این نکته اشاره شد که هیچ چیز در این بازار بیشتر از اعتمادسازی اهمیت ندارد، حتی تزریق منابع هم جایگاه والاتری نسبت به اعتماد ندارد اما متاسفانه مسئولین ما سادهترین و بااهمیتترین موضوع را به کتف خود گرفتهاند و از بد ماجرا عمق بحران را درک نکردهاند !
واقعا زبانمان قاصر است و نمیدانیم چه باید گفت ! آیا وعدههای اخیر صرفا برای آرام کردن فضای بازار بوده یا بروکراسی اداری در پرداخت منابع منجر به چنین وضعیتی شده است ؟! البته به هیچوجه نمیتوان اثرات منفی فضای ویروسی ایجاد شده توسط صندوقهای اهرمی را نادیده گرفت. این صندوقها از بد ماجرا روزی روزگاری لیدرهای بازار بودند و حالا با قفل شدن آنها در صفوف فروش و عدم اتخاذ تدابیر لازم، بحران آنها به سایر بخشهای بازار گسترش یافته است. طی روزهای اخیر هم به این نکته اشاره شد که "مدیران صندوقهای اهرمی به جای اینکه روی تابلو دنبال خریدار برای واحدهای صندوقشان باشند، باید مذاکره کنند تا برای سهام موجود در صندوق مشتری پیدا کرده و با منابع حاصله، پول خروجیها را تامین کنند."
حتی گفتیم که "اگر همین امروز در مورد این ماجرا تصمیمی گرفته نشود، شاید تلاشهای چند روز گذشته برای نجات کل بازار بدون نتیجه و بیفایده باشد و همه را آچمز کند !" دقیقا همین اتفاق هم رخ داد و عمق تدابیر مدیران این بود که دامنه نوسان اهرمیها را یک واحد درصد افزایش دهند تا دارندگان آنها علاوه بر رنج از بابت عدم نقدشوندگی و قفل شدن در صف فروش، متحمل زیان بیشتری شوند ! در واقع بازار ما بیش از اینکه درگیر بحرانیهای بیرونی و چالش جنگ باشد، درگیر یک بحران خودساخته داخلی است و گویا مسئولین امر قدرت لازم برای اتخاذ تصمیمات سخت و تدابیر لازم را ندارند. حقیقتا بیش از این نباید به مساله صندوقهای اهرمی پرداخت اما واقعیت این است که صف فروش قفلی آنها، کلیت بازار را تحت تاثیر قرار داده است. بگذریم ...
به واقع اگر ریسک جنگ وجود نداشت، بازار در نقاط فعلی با توجه به مواردی نظیر اصلاح اخیر، گزارشهای ماهانه، P/E و P/S جذاب و قرار گرفتن در فصل مجامع و تقسیم سود و خلاصه هر آنچه که یک فضای بنیادی نیاز دارد بهترین نقطه برای ورود بود. در واقع بسیاری از کسانی که فروشنده هستند به خوبی میدانند که قیمتها در کف تاریخی است و پتانسیلهای عجیبی برای رشد دارد اما مشکل اصلی آنجاست که خبری از حمایت تمامعیار نیست و با یک بازار پنیک شده مواجیهم. لذا اگر موضوع جنگ و چالش سیاسی به هر شکل و با هر منطقی خاتمه یابد، یک رالی قوی و جذاب پیش روی بسیاری از سهمها خواهد بود اما چه کنیم که از یک فضای جهنمی وارد فضای برزخی شدهایم و برخی معتقدند هنوز هیچ چیز تمام نشده و قضیه اخیر ممکن است مجددا ادامه یابد !
بنابراین در کوتاهمدت (احتمالا از هفته آتی) ...
نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.