آنچه طی روزهای اخیر بر بازار گذشت یک جنگ تمامعیار ناشی از ترس حضور ناوهای جنگی در منطقه و احتمال محاصره اقتصادی کشور بود، در حالی که هیچگونه خونریزی و حملهای صورت نگرفت اما قیمت سهام تا بیخ حمله به زیرساختها اصلاح شد ! در واقع بسیاری با علم به ارزندگی و جذابیت قیمتها دست و دلشان بهخرید محکم و پرحجم نمیرود و این در شرایطیست که یکی از قویترین دورههای گزارشدهی چه در میاندورهای و چه فصلی که نشات گرفته از تحولات اثرگذار ارزی و اقتصادی است، زیر بار فشارهای سیاسی قربانی شد.
پیشبینی بازار ...
بورس24 : بورس تهران معاملات دومین روز هفته را با 2.5 همت صف فروش آغاز کرد. صف فروشی که شاید نهفقط از روی ترس از تحولات سیاسی که بهدلیل استیصال و بیتفاوتی سیاستگذار نسبت بهفضای موجود و رهاشدگی از وضعیت قفلشدگی روزهای اخیر بود ! با اینحال انتشار سلسله اخباری مبنیبر ترک ناوهای ضربت ابراهام لینکلن آمریکا از آبهای دریای عرب، اظهارات لاریجانی درخصوص "پیشرفت شکلگیری ساختاری برای مذاکرات" و سفر کوتاه وزیر امور خارجه قطر به تهران جهت تبادل پیام در کنار عواملی نظیر اصلاح جدی روزهای اخیر، جذابیت بیبدیل قیمتها، رشد 4 هزار تومانی دلار توافقی از ابتدای هفته و رسیدن ارزش دلاری به سطوحی پائینتر از کف روزهای نخست مهر ماه باعث شد تا با گذر از دقایق ابتدایی، تحرکات در سمت تقاضا شدت بگیرد و رفتهرفته شاهد برقراری تعادل در کلیت بازار باشیم؛ تا جایی که حتی در نیمه دوم معاملات شاهد رنجهای مثبت و تحرکات بااهمیتتری بودیم و در نهایت 54 درصد بازار به دامنه مثبت رسید. در همینراستا شاخص کل افت روزانه خود را جبران کرد و با رشد 0.9 درصدی به کار خود خاتمه داد. ارزش معاملات با رشد 35 درصدی به بیش از 16 همت رسید و تنها 100 میلیارد تومان خروج پول حقیقی ثبت شد ... !
بورس تهران هفته دوم بهمن را هم خوب آغاز نکرد اما تحرکات روز گذشته انصافا امیدوارکننده و دلگرمکننده بود و تا حدودی اضطراب ناشی از تحولات سیاسی از سر بازار (ولو بصورت موقت) برداشته شد. آنچه طی روزهای اخیر بر بازار گذشت یک جنگ تمامعیار ناشی از ترس حضور ناوهای جنگی در منطقه و احتمال محاصره اقتصادی کشور بود، در حالی که هیچگونه خونریزی و حملهای صورت نگرفت اما قیمت سهام تا بیخ حمله به زیرساختها اصلاح شد ! در واقع بسیاری با علم به ارزندگی و جذابیت قیمتها دست و دلشان بهخرید محکم و پرحجم نمیرود و این در شرایطیست که یکی از قویترین دورههای گزارشدهی چه در میاندورهای و چه فصلی که نشات گرفته از تحولات اثرگذار ارزی و اقتصادی است، زیر بار فشارهای سیاسی قربانی شد.
اما در حوزه سیاسی، طی 48 ساعت اخیر مجموعهای از خبرها بهصورت فشرده و معنادار منتشر شدهاند که در کنار هم، تصویری متفاوت از مسیر پرونده ایران و آمریکا ترسیم میکنند. وزیر خارجه قطر سفری کوتاه و بیسروصدا به تهران داشت؛ پس از انتقال پیامی احتمالا مشخص از سوی آمریکا به کشورش بازگشت. همزمان ترامپ اعلام کرد راهبرد آمریکا مذاکره با ایران است و صراحتاً اذعان کرد حمله پیشین به تأسیسات هستهای ایران کارساز نبوده است.
خبرنگار الجزیره از ورود گفتوگوها به مرحله تدوین نقشه راه برای یک توافق جامع خبر داد. در ادامه خبرنگار معروف والاستریت ژورنال نوشت: ایران سه مؤلفه کلیدیِ مکان، قالب و محدوده مذاکرات را روشن کرده و پس از سفر لاریجانی به مسکو، پاسخها در حال شکلگیریاند. خود لاریجانی نیز تأکید کرد برخلاف فضاسازیهای جنگمحور رسانهای، ساختار مذاکرات در حال پیشرفت است. اگر این خبرها جداگانه خوانده شوند، شاید هرکدام اهمیت محدودی داشته باشند؛ اما وقتی کنار هم قرار میگیرند؛ احتمال تغییر فاز رفتار طرفین را تقویت میکنند.
برخی معتقدند بر اساس این جریان خبری، نهصلح ناگهانی در راه است و نهجنگ فوری؛ بلکه نشانههای ورود به مرحلهای دیده میشود که میتوان آن را مدیریت تنش از مسیر دیپلماسی ساختاریافته نامید. اینمرحله معمولاً زمانی آغاز میشود که هر دو طرف به این جمعبندی برسند که ادامه وضعیت تعلیق، پرهزینهتر از گفتوگوی کنترلشده است. اظهارات ترامپ لایه عمیقتری از این تغییر را آشکار میکند. وقتی او همزمان از تمایل بهمذاکره سخن میگوید و ناکارآمدی حمله نظامی قبلی را میپذیرد، در واقع از بازتعریف ابزار فشار صحبت میکند.
این اعتراف نه از سر ضعف، بلکه از سر محاسبه است: گزینه نظامی نه حذف شده و نه موفق بوده، بنابراین باید در قالبی سیاسیتر و کمهزینهتر مهار شود. گزارش الجزیره درباره تدوین نقشه راه برای توافق جامع نشان میدهد گفتوگوها از مرحله آزمونِ نیت عبور کردهاند. نقشه راه یعنی توافق بر سر مسیر، زمانبندی و دامنه تعهدات؛ مرحلهای که معمولاً تنها زمانی شکل میگیرد که دو طرف پذیرفته باشند بنبست موجود نه پایدار است و نه قابل مدیریت در بلندمدت.
سفر لاریجانی به مسکو و تأکید او بر مصنوعی بودن فضای جنگی رسانهها نیز دو کارکرد همزمان دارد. در داخل، مدیریت افکار عمومی و کاهش التهاب؛ و در خارج، ارسال این پیام که ایران مذاکره میکند، اما از موضع انزوا وارد گفتوگو نمیشود. جمعبندی این تحولات نشان میدهد آنچه در راه است، احتمالا نه توافقی فوری و نه درگیری ناگهانی، بلکه یک بازآرایی دیپلماتیک است. احتمال آغاز مذاکرات مستقیم اما منظم، تمرکز اولیه بر کاهش تنش بجای حل همه اختلافات و حرکت به سوی توافقی مرحلهای به عنوان یک سناریوی جدیدی معرفی میشود. در این مسیر، جنگ رسانهای ادامه خواهد داشت، اما به نظر در پشت صحنه، منطقِ کنترلِ خسارت جای تقابل را گرفته باشد.
از دید ما بعد از جمعوجور شدن اخیر و تحولات کدال، نهاینکه بازار خریداران قوی داشته باشد ولی فروشنده هم با توجه به فضای قیمتی و این P/Eهای جذاب، دیگر انگیزه جدی برای خروج ندارد. البته بازار همچنان جنگ 12 روزه را در ذهن خود دارد و در عین اینکه شرایط امروز با آن دوره قابل قیاس نیست اما ...















نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.