همزمان با تشدید درگیریها و اختلال در تردد کشتیها از تنگه هرمز، قیمت اوره فوب خلیج فارس که پیشتر در محدوده ۴۳۰ دلار معامله میشد با جهشی محسوس روبهرو شده است. توقف صادرات بخش مهمی از تولیدات منطقه و انباشت بیش از ۱.۱ میلیون تن اوره در خلیج فارس، بازار جهانی کود را وارد فاز شوک کرده و نگرانیها درباره امنیت غذایی و تورم مواد خوراکی را افزایش داده است. در این میان، اورهسازان ایرانی با دو چالش همزمان «افزایش هزینه گاز» و «قفلشدن لجستیک صادراتی» روبهرو هستند؛ وضعیتی که میتواند رشد قیمت فروش را از منظر حاشیه سود تا حد زیادی خنثی کند.
بورس24 : در این گزارش به بررسی روند قیمتی اوره در هفتههای اخیر همزمان با جنگ میان ایران ، آمریکا و اسرائیل و همچنین اثرات بسته شدن تنگه هرمز بر این محصول استراتژیک جهانی و پیامدهای آن برای شرکتهای اورهساز داخلی پرداخته میشود.
بر اساس دادههای بازار، قیمت اوره فوب خلیج فارس که پیش از آغاز درگیریها در محدوده ۴۳۰ دلار معامله میشد، در پی تنشها با افزایش قابل توجهی مواجه شده است. در همین حال، از مجموع حدود ۲.۱ میلیون تن اوره آماده صادرات در منطقه، تقریباً نیمی از آن به بازارهای جهانی نرسیده و بیش از ۱.۱ میلیون تن از این کود در خلیج فارس انباشته شده است.
خاورمیانه نقش کلیدی در تجارت جهانی کود و منابع انرژی دارد و حدود ۴۵ درصد از تجارت جهانی اوره از مسیر تنگه هرمز عبور میکند. از این رو، ادامه جنگ و تداوم محدودیت در این مسیر میتواند بازار جهانی کود را با یک شوک قیمتی قابل توجه روبهرو کند.
در روزهای اخیر، بازار جهانی کامودیتیها نیز شاهد یکی از کمسابقهترین اختلالها در زنجیره تأمین بوده است. انسداد مسیرهای کلیدی تجارت دریایی، بهویژه تنگه هرمز، و توقف عبور کشتیهای تجاری، تعادل عرضه و تقاضا در بازارهای انرژی و پتروشیمی را بهطور جدی تغییر داده است.
این وضعیت دو پیامد مستقیم برای بازارهای جهانی به همراه داشته است: نخست کاهش عرضه گاز طبیعی و افزایش قیمت این حامل انرژی در بازارهای جهانی و دوم حبس شدن بخش بزرگی از تولید اوره خاورمیانه که باعث کمیابی این نهاده استراتژیک کشاورزی و افزایش قیمت آن در بازارهای بینالمللی شده است. در صورت ادامه این روند، احتمال دارد مصرفکنندگان در بازه زمانی شش تا ده هفته با افزایش قیمت نان، در چند ماه با رشد قیمت تخممرغ و در حدود شش ماه با افزایش قیمت گوشت مرغ و گاو و حتی خوک مواجه شوند.
در این میان، کشور هند به عنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان اوره از ایران، عربستان و قطر بیش از سایر کشورها در معرض آسیب قرار دارد. اوره و آمونیاک از مهمترین نهادههای کشاورزی این کشور محسوب میشوند و اختلال در تأمین آنها میتواند تولید محصولات اساسی مانند گندم و برنج را کاهش دهد و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز از تبعات این شرایط مصون نیستند. این کشورها بخش عمده نیازهای مصرفی خود از جمله مواد غذایی و دارو را از طریق بنادر بزرگ منطقه مانند جبلعلی وارد میکنند و اختلال در مسیرهای دریایی میتواند آنها را با کمبود کالاهای اساسی روبهرو کند.
مکانیسم اثرگذاری بحران بر بازار گاز و اوره
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای تجارت جهانی انرژی و محصولات پتروشیمی محسوب میشود. توقف تردد کشتیها در این مسیر موجب شده حجم بزرگی از محمولههای گاز طبیعی مایع (LNG) و اوره صادراتی منطقه به بازارهای مصرف در آسیا، اروپا و آفریقا نرسد.
در بازار گاز، این مسئله به کاهش عرضه و افزایش قابل توجه قیمتها در هابهای جهانی منجر شده است. در بازار اوره نیز حذف موقت بخشی از عرضه جهانی، نگرانیها درباره امنیت غذایی را افزایش داده و رقابت خریداران برای تأمین این محصول را تشدید کرده است. در صورت تداوم این اختلال، احتمال دارد رشد قیمت اوره فاصله چندانی با رشد قیمت انرژی نداشته باشد.
معمای حاشیه سود برای شرکتهای اورهساز
با وجود افزایش قیمت جهانی اوره، این وضعیت الزاماً به معنای افزایش سودآوری برای شرکتهای تولیدکننده نیست. گاز طبیعی که به عنوان خوراک و سوخت استفاده میشود، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد از بهای تمامشده تولید اوره را تشکیل میدهد.
در چنین شرایطی پدیدهای به نام «فشردگی حاشیه سود» رخ میدهد. به بیان ساده، اگرچه شرکتها ممکن است اوره را با قیمت بالاتری بفروشند، اما رشد سریعتر هزینه گاز میتواند بخش عمده این افزایش درآمد را خنثی کند و سود خالص هر تن محصول کاهش یابد.
از سوی دیگر، در شرایطی که مسیرهای صادراتی دریایی با اختلال مواجه شدهاند، حتی فروش با قیمتهای بالاتر نیز با محدودیت مواجه است. به عبارت دیگر، شرکتها ممکن است با بازارهای جذاب قیمتی روبهرو باشند، اما به دلیل نبود لجستیک دریایی امکان تحویل کالا را نداشته باشند.
استراتژی محتمل شرکتهای اورهساز
در چنین شرایطی، یکی از گزینههایی که ممکن است در برابر مدیران شرکتهای پتروشیمی قرار گیرد، توقف خطوط تولید برای جلوگیری از زیان عملیاتی است. با این حال، در واقعیت اقتصادی و صنعتی، اجرای چنین سناریویی چندان ساده نیست.
اوره علاوه بر یک کالای صادراتی، مهمترین نهاده کشاورزی کشور محسوب میشود و نقش حیاتی در امنیت غذایی دارد. توقف کامل تولید میتواند در مدت کوتاهی تأمین کود مورد نیاز کشاورزی را با مشکل مواجه کرده و به کاهش تولید محصولات اساسی منجر شود.
به همین دلیل، محتملترین راهبرد در چنین شرایطی «کاهش تعمدی ظرفیت تولید» است. در این رویکرد، واحدهای تولیدی فعالیت خود را به حداقل ظرفیت اقتصادی کاهش میدهند و بخش محدودی از تولید برای تأمین نیازهای داخلی بخش کشاورزی اختصاص داده میشود.
در شرایط فعلی چند راهکار عملی برای شرکتهای اورهساز قابل تصور است:
- توقف خطوط تولیدی که با زیان ناخالص مواجه هستند
- تمرکز تیمهای فروش بر صادرات زمینی یا ریلی به کشورهای همسایه
- مذاکره با دولت و وزارت نفت برای دریافت گاز با نرخ حمایتی به دلیل اهمیت تأمین کود کشاورزی
- کاهش تولید و استفاده از این دوره برای انجام تعمیرات اساسی و اورهال واحدها
چنین اقداماتی میتواند به شرکتها کمک کند تا ضمن مدیریت هزینهها در دوره بحران، برای بازگشت بازار به شرایط عادی و ازسرگیری تولید با حداکثر راندمان آماده باشند.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.