در این تحلیل به بررسی پیامدهاى اقتصادى در سایه انسداد شریان هاى انرژى؛ برندگان و بازندگان طلاى سیاه 106 دلارى در زمانه اى که تلاطمات ژئوپلیتیک و سایه سنگین جنگ در خاورمیانه، جریان هاى حیاتى اقتصاد جهانى را هدف قرار داده است، می پردازیم.
بورس24 : در این تحلیل به بررسی پیامدهاى اقتصادى در سایه انسداد شریان هاى انرژى؛ برندگان و بازندگان طلاى سیاه 106 دلارى در زمانه اى که تلاطمات ژئوپلیتیک و سایه سنگین جنگ در خاورمیانه، جریان هاى حیاتى اقتصاد جهانى را هدف قرار داده است، می پردازیم.
در این مقطع از زمان، بازار انرژى شاهد یکى از بى سابقه ترین دگردیسى هاى خود است. تنگه هرمز که هم چون گلوگاه تنفسى اقتصاد جهانى عمل مى کند ، فعلا بسته است و افت شدید حجم صادرات کشورهاى نفت خیز، خاورمیانه در پى بحران هاى منطقه اى، بهاى هر بشکه نفت را به قله ى 106 دلاری سوق داده است و بسیاری بر این باورند که اگر بسته بودن این تنگه ادامه دار شود ، قیمت های نجومی 150 دلاری دور از ذهن نخواهد ماند.
طلاى سیاه، برخلاف ظاهر همگونش، سیالى است با هزاران چهره که ارزش آن بر مبناى دو عیار «سبکى» و «شیرینى» سنجیده مى شود.
گران بهاترین گوهر انرژى یعنى (نفت سبک و شیرین) در دستان کشورهایى چون ایالات متحده آمریکا (با اتکا به انقلاب شیل)، نروژ، بریتانیا و کشورهاى آفریقایى نظیر نیجریه و ولیبى است؛ نفتى که با کمترین هزینه به ارزشمندترین فرآورده ها بدل مى گردد.
در میانه این طیف، نفت متوسط و ترش در شریان هاى خاورمیانه (عربستان، ایران، عراق، امارات) و روسیه جریان دارد.
و اما در قعر، این هرم ثروت نیز نفت فوق سنگین و ترش جاى گرفته است که به عنوان ارزان ترین و دشوارترین خوراک پالایشى، در انحصار ونزوئلا، ماسه هاى نفتى کانادا و مکزیک است.
درسایه شوم جنگ ایران ، اسرائیل و آمریکا و صعود نفت برنت به قله ی 106 دلارى، برندگان این آشوب، کشورهایى هستند که از کانون آتش در امان مانده و مسیرهاى صادراتى ایمنى در اختیار دارند.
"ایالات متحده آمریکا" بزرگترین فاتح این میدان است؛ کشورى که نه تنها نفت سبک خود را با بالاترین قیمت مى فروشد، بلکه با تکیه بر پالایشگاه هاى بى رقیب خود، نفت سنگین و ارزان ونزوئلا و کانادا را بلعیده و فرآورده هاى گران قیمت را روانه بازارهاى تشنه مى کند.
در کنار آمریکا، سایر تولیدگنندکان نفت سبک و شیرین نظیر نروژ، بریتانیا، برزیل و کشورهاى آفریقایى نیز، بى آنکه درگیر مخاطرات ژئوپلیتیک خاورمیانه باشند، بالاترین سود را از این التهاب به دست مى آورند. اما چرا بریتانیا اولین برنده از این التهاب جهانی نیست ؟ اگر چه بریتانیا میزبان شرکتهای بزرگ نفتی است و شاخص قیمتگذاری نفت اروپا (برنت) به این کشور گره خورده است، اما به عنوان ، یک کشور، بریتانیا قربانی اقتصادی افزایش قیمت نفت و گاز است. اقتصاد این کشور به دلیل واردات محور بودن در حوزه انرژی، با هر شوک قیمتی در بازار نفت، دچار تورم، خروج ارز و فشار بر مصرفکنندگان میشود. بنابراین، نمیتوان بریتانیا را اولین برنده اقتصادی بحرانهای ژئوپلیتیکی که منجر به گرانی نفت میشوند، دانست.
در عوض ، نروژ ، همسایه بریتانیا در دریای شمال، بر خلاف بریتانیا جمعیت کم و تولید بسیار بالایی دارد. نروژ یک صادرکننده خالص و بزرگ است و از بحران انرژی اروپا درآمدهای افسانهای کسب کرد.
در روى دیگر سکه، بسته شدن دروازه هاى تنگه هرمز، گردابى مهلک براى وابستگان به انرژى خاورمیانه است. بازندگان اصلى در وهله نخست، غول هاى صنعتى آسیا نظیر چین، هند، ژاپن و کره جنوبى هستند که تاسیسات پالایشى آن ها براى بلعیدن نفت متوسط خاورمیانه طراحى شده و با قطع این شریان، دچار بحران فلج کننده تامین خوراک مى شوند.
همچنین ، اقتصادهاى نوظهور و کشورهاى واردکننده ی در حال توسعه هستند، کشورهاى فاقد منابع انرژى که داراى اقتصادهاى شکننده اى هستند (مانند بسیارى از کشورهاى آفریقایى و جنوب آسیا)، تاب آورى لازم براى تحمل نفت بیش از 100 دلار را ندارند. این شوى قیمتى مى تواند به سرعت به تورم افسار کَسیخته، گرانى مواد غذایى (به دلیل افزایش هزینه هاى حمل و نقل و تولید کودهاى شیمیایى) و در نهایت بى ثباتى هاى اجتماعى دراین کشورها منجر شود.
کشورهاى اروپایى نیازمند واردات نیز در این دسته بندی جا دارند، گرچه اروپا تلاش کرده ، وابستگى خود ر ا به نفت خاورمیانه کاهش دهد، اما شوى قیمتى در بازار جهانى انرژى، هزینه هاى رفاهى و صنعتى را در قاره سبز به شدت افزایش داده و مى تواند به رکود تورمى در این منطقه دامن بزند.
اما طنز تلخ ماجرا آنجا هست که خود کشورهاى تولیدکننده خاورمیانه نیز با وجود نفت 106 دلارى، به دلیل حبس شدن فیزیکى بشکه هایشان در پشت تنگه، در زمره بزرگترین متضررین این بحران قرار مى گیرند.
بازار جهانى انرژى یک اکوسیستم درهم تنیده است که در آن، ارزش نفت تنها به عدد روى تابلو خلاصه نمى شود، بلکه به قابلیت انتقال فیزیکى و سازگارى آن با زیر ساخت هاى پالایشى گره خورده است.
دراین میان باید گفت: برندگان واقعى این جنگ آنانى هستند که نه تنها از امنیت صادرات برخوردارند، بلکه کیفیت طلاى سیاهشان، دقیقاً همان حلقه ى مفقودى پالایشکَاه هاى تشنه ى جهان در غیاب بشکه هاى خاورمیانه هست، می باشند.
انسداد تنگه هرمز و پرواز قیمت ها، صرفاً یک شوى تورمى نیست؛ بلکه زلزله اى ژئوپلیتیک است که جریان ثروت را از خاورمیانه و مصرف کنندکان آسیایى سلب کرده و آن را به سوى قاره آمریکا و تولیدکنندکان ایمن غربى هدایت مى کند و بدین سان، معمارى قدرت درجهان را به شکلى بنیادین باز طراحى مى نماید.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.