افزایش قیمت نفت در پی تشدید درگیریهای منطقهای، بازار انرژی را از «بازار بشکهها» به «بازار سناریوهای جنگ» تبدیل کرده است؛ بهطوری که همزمان با رسیدن قیمت برنت به حدود ۱۱۵ دلار و گزارش معاملات نفت عمان تا ۱۵۰ دلار، نگرانی از اختلال گسترده در عرضه، فشار تورمی جهانی و تأثیر تعیینکننده انرژی بر مسیر جنگ را تشدید کرده است.سمیرا منصوری، مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری ارشک و کارشناس بازار سرمایه در خصوص مهمترین دلایل این رشد قیمتی و ارزیابی روزهای آینده به بورس ۲۴ توضیح داد.
بورس24 : افزایش قیمت نفت در پی تشدید درگیریهای منطقهای، بازار انرژی را از «بازار بشکهها» به «بازار سناریوهای جنگ» تبدیل کرده است؛ بهطوری که همزمان با رسیدن قیمت برنت به حدود ۱۱۵ دلار و گزارش معاملات نفت عمان تا ۱۵۰ دلار، نگرانی از اختلال گسترده در عرضه، فشار تورمی جهانی و تأثیر تعیینکننده انرژی بر مسیر جنگ را تشدید کرده است.سمیرا منصوری، مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری ارشک و کارشناس بازار سرمایه در خصوص مهمترین دلایل این رشد قیمتی و ارزیابی روزهای آینده به بورس24 توضیح داد.
افزایش شدید قیمت نفت در روزهای اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟
قیمت نفت از ابتدای درگیریها از محدوده حدود ۷۰ دلار به سطوح نزدیک به ۱۱۰ تا ۱۱۵ دلار رسیده است. البته پیش از شروع جنگ نیز، به دلیل افزایش احتمال وقوع درگیری، بازار تا حدی این ریسک را در قیمتها منعکس کرده بود. سطح فعلی قیمتها فراتر از کمبود فیزیکی، بازتاب قیمتگذاری ریسک تشدید جنگ در منطقه است.
بازار در حال حاضر فقط عرضه امروز را نمیبیند، بلکه سناریوی گسترش درگیری و اختلال گستردهتر در جریان انرژی را متناسب با شرایط جنگ وارد قیمت می کند.
به بیان ساده، بازار نفت امروز «بازار بشکه» نیست، بلکه «بازار سناریوها»ست و تا زمانی که این سطح از عدم قطعیت پابرجاست، نوسانات شدید ادامه خواهد داشت.
خبرهایی از معاملات نفت عمان در محدوده ۱۵۰ دلار منتشر شده؛ تحلیل شما چیست؟
در شرایط فعلی، بازار نفت عملاً دو لایه شده است:
از یکسو قیمتهای مرجع جهانی مانند برنت که در حال حاضر در محدوده. ۱۱۵ دلار به ازای هر بشکه قرار دارند، و از سوی دیگر قیمتهای معاملات فوری (Spot) در بازار منطقه ای،که بازتابدهنده شرایط واقعی دسترسی به نفت هستند.
در بازار Spot، نفتی که از نظر لجستیکی در دسترستر، قابل تحویل سریعتر و کمریسکتر باشد، با پریمیوم قابلتوجهی معامله میشود.
در همین چارچوب، گزارشهایی از معاملات برخی گریدهای منطقهای مانند نفت عمان در سطوح بالای ۱۵۰ دلار منتشر شده است؛ این ارقام لزوماً نماینده کل بازار نیستند، بلکه نشاندهنده هزینه دسترسی فوری به نفت در شرایط بحران هستند.
در صورت تداوم اختلال در عرضه، این شکاف قیمتی میتواند پایدارتر شده و حتی بازار را وارد یک فاز سوپرسایکل دیگری کند.
اثر این شرایط بر بازارهای مالی چیست؟
در کوتاهمدت، سه اثر کلیدی قابل مشاهده است:
1. افزایش فشار تورمی در سطح جهانی
2. فشار بر صنایع انرژیبر و بخشی از بازارهای سهام
3. افزایش سطح ریسک در بازارهای نوظهور
اما اگر این وضعیت فراتر از یکی دو ماه تداوم پیدا کند و یا شدیدتر شود، اثرات آن ساختاریتر خواهد شد. در این صورت، تورم میتواند پایدارتر شود، بانکهای مرکزی ناچار به بازگشت به سیاستهای انقباضی شوند و در نهایت رشد اقتصاد جهانی تحت فشار قرار گیرد. ادامه این روند می تواند فشار قابل توجهی بر اقتصاد کشورها و معیشت بخش بزرگی از جمعیت جهان وارد کند.
این وضعیت چه ارتباطی با روند و نتیجه جنگ دارد؟
بازار نفت در چنین شرایطی عملاً به یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده در مسیر جنگ تبدیل میشود.
افزایش شدید قیمت انرژی سه پیامد مستقیم دارد:
1. افزایش هزینه اقتصادی جنگ برای همه طرفها
2. فشار تورمی بر اقتصادهای جهانی
3. کاهش ظرفیت تحمل سیاسی و اقتصادی در ادامه درگیری
اگر قیمتهای بالا تداوم پیدا کند، جنگ از یک درگیری نظامی صرف، به یک فرسایش اقتصادی تبدیل میشود.
در این سناریو، بازیگری که تابآوری اقتصادی پایینتری داشته باشد، زودتر تحت فشار قرار میگیرد.
به همین دلیل، قیمت نفت فقط یک متغیر اقتصادی نیست، بلکه به نوعی به ابزار غیرمستقیم تعیین نتیجه جنگ تبدیل میشود. قیمت نفت یکی از مهم ترین عوامل برای تغییر مسیر یا پایان جنگ خواهد بود.
با وجود تشدید تنشهای ژئوپلیتیک، چرا طلا برخلاف انتظار کاهش قیمت داشته است؟
در شرایط فعلی، طلا بیش از آنکه خودِ ریسک ژئوپلیتیک را قیمتگذاری کند، در حال قیمتگذاری پاسخ سیاستگذار به این ریسک است.
اگر بازار نفت مستقیماً ریسک اختلال و بحران را در قیمت منعکس میکند، بازار طلا یک مرحله جلوتر حرکت میکند و اثر این ریسک بر متغیرهای پولی، بهویژه نرخ بهره، را لحاظ میکند.
در شوکهای ژئوپلیتیک کلاسیک، افزایش ریسک بهطور مستقیم به رشد تقاضای داراییهای امن مانند طلا منجر میشد. اما در وضعیت فعلی، این ریسک ابتدا از مسیر بازار انرژی عبور کرده و به شکل افزایش قیمت نفت ظاهر شده است.
افزایش قیمت انرژی، انتظارات تورمی را تقویت کرده و در نتیجه، بازارها احتمال تداوم سیاستهای پولی انقباضی و نرخهای بهره بالا را بیشتر در نظر گرفتهاند. این موضوع هزینه فرصت نگهداری طلا را افزایش داده و مانع از شکلگیری یک جریان قوی سرمایه به سمت آن شده است.
در چنین فضایی، طلا در صورتی میتواند در برابر فشار نرخ بهره مقاومت کند که جریان سرمایه قابلتوجهی به دلایل غیرپولی مانند ریسکهای مالی یا بیثباتی سیستمیک به سمت آن هدایت شود که به نظر می شود.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.