بازار سرمایه الان با یک معادله چندمجهولی مواجه است: آسیب صنایع، وضعیت یوتیلیتیها، نرخ دستمزد، اعتبارات کارگزاریها، بسته بودن نمادهای بزرگ، توقف عرضه در بورس کالا و نامطمئن بودن فضای منطقه. در چنین شرایطی، بازگشایی شتابزده بازار، آسیبزاتر از بسته بودن آن است.
ندا فتاحی- بورس24 : بازار سرمایه پس از ضربه مستقیم جنگ به قلب صنایع مادر، در وضعیتی ایستاده که نه میتواند باز شود و نه بسته بماند. زنجیره تولید از یوتیلیتی تا خوراک صنایع شکسته و اعتبارات کارگزاریها در برزخی کمسابقه گرفتار شدهاند. بر همین اساس در گفتوگوی بورس24 با بهنام صمدی، تشریح میشود که بازگشایی بورس نه یک تصمیم تکنیکی، بلکه عبور از یک معادله چندمجهولی است؛ معادلهای که حل آن، بیش از نقدشوندگی، به شفایت، آرامش و ترمیم ساختارهای صنعتی وابسته است.
چرا بازار سرمایه بلافاصله پس از شروع درگیریهای اخیر بسته شد؟
علت اصلی بسته شدن بازار، ریسک اطلاعاتی شدید بود. آسیب گسترده به صنایع کلیدی مثل پتروشیمی، فولاد و حتی یوتیلیتیها (مبین، فجر، دماوند) گزارش شد. اینها ستونهای تولید کشور هستند. وقتی خوراک، برق یا بخار واحدهای مادر قطع میشود، زنجیره تأمین بینمجتمعی از کار میافتد. بنابراین قیمتگذاری سهام بدون اطلاعات دقیق عملاً غیرممکن بود و معاملات بازار بهدلیل شفافیت، نه بهخاطر هیجان یا تصمیم دستوری متوقف و بسته شد.
تفاوت این جنگ (رمضان) با «جنگ ۱۲ روزه» قبلی چه بود که باعث شدت اثرگذاری در بازار شد؟
در جنگ ۱۲ روزه آسیبها بیشتر به زیرساختهای محدود و اهداف امنیتی وارد شد؛ صنایع مادر تقریباً سالم ماندند. اما در جنگ اخیر، حملات دقیقاً صنایع مادر را هدف گرفت: پتروشیمی، فولاد و مخصوصاً یوتیلیتیها که قلب تپنده کل زنجیره تولید هستند. اینجا دیگر صحبت از «اختلال محدود» نیست؛ صحبت از خروج بخشی از صنعت از مدار تولید است. همین تمایز برای بازار سرمایه حیاتی بود.
بسته شدن عرضه در بورس کالا چه نقشی در تصمیم سازمان بورس داشت؟
وقتی فولاد، پلیاتیلن، پروپیلن و خوراکهای کلیدی عرضه نشوند، قیمتگذاری شفاف وجود ندارد. بورس کالای بدون محصول یعنی عملاً مرجع کشف قیمت از کار افتاده، صنایع پاییندستی خوراک ندارند، بازار بهجای شفافیت، وارد فاز «حدسوگمان» میشود و بازار سرمایه نمیتواند روی حدس قیمتگذاری کند. این یک ریسک سیستماتیک جدی بود.
وضعیت صندوقها و اعتبارات کارگزاریها در این شرایط چگونه شد؟
چند اتفاق همزمان رخ داد. بسته شدن نمادهای شاخصساز: صندوقهای سهامی و بخشی مثل پتروشیمی و فولاد، بیش از نیمی از پرتفویشان متوقف شد. بیمعنی شدن صندوقهای بخشی: وقتی ۵۰٪ یا بیشتر نمادها بسته باشد، صندوق عملاً نمیتواند NAV واقعی بسازد. ریسک اعتبارات: کارگزاریها نمیتوانند در نماد بسته، فروش اجباری بزنند. یعنی اگر مشتری نکول کند، کارگزاری با کسری مواجه میشود. این اولین بار در تاریخ بازار است که «عدم امکان مدیریت ریسک» بهدلیل بسته بودن گسترده نمادها رخ داد.
رکود عملیاتی کارگزاریها: معاملهای نیست، کارمزدی نیست، اما حقوق و هزینهها برقرار است. همینها نشان میداد بازگشایی سریع، نهتنها مفید نیست، بلکه میتواند چرخه نکول و بحران نقدینگی ایجاد کند.
نقش افزایش ۴۵ تا ۶۰ درصدی دستمزدها در این بحران چیست؟
این افزایش دستمزد یک متغیر بسیار مهم است و دو سناریو دارد. در صورت وجود توافق و آرامش: افزایش دستمزد پایدار میماند و شرکتها به سمت احیا میروند. هزینه بالا میرود اما امکان تولید و صادرات نیز بازمیگردد. در صورت نبود توافق و آسیب ماندگار صنایع: احتمال تعدیل در میزان افزایش دستمزد وجود دارد، چون شرکت توان پرداخت ندارد. اما در هر صورت، تا روشن شدن وضعیت، برخی شرکتها ناچار به تعدیل نیرو خواهند شد. اثر دستمزد روی سودآوری صنایع در کنار افت تولید، یک فشار دوگانه است.
پس چرا برخی میگویند برای نقدشوندگی باید بازار سریع باز شود؟
در این شرایط خاص، نقدشوندگی اولویت نیست. این جمله شاید عجیب باشد، اما کاملا درست است. بازار باید زمانی باز شود که اطلاعات خسارتها کامل باشد صنایع وضعیت تولید و خوراک را اعلام کرده باشند تکلیف اعتبارات مشخص شود و وضعیت سیاسی و ریسک جنگ قابلپیشبینیتر به شمار رود.
بازکردن بازار بدون اینها برابر است با: فروش هیجانی، ارزشگذاری اشتباه، فشار بر کارگزاریها و از بین رفتن اعتماد سرمایهگذاران. سلامت بازار مهمتر از نقدشوندگی است.
پس از توافق و آتشبس، بازار چگونه میتواند باز شود؟
بازگشایی باید مرحلهبهمرحله و با سه شرط مهم باشد. شفافیت کامل اطلاعات: گزارش دقیق از آسیبها، وضعیت تولید هر مجتمع، و زمان بازگشت به مدار. بازگشایی تدریجی: ابتدا صنایع ریالی و بانکی، سپس صنایع بزرگ کالایی پس از اعلام وضعیت خوراک و صادرات. ارزیابی ریسک اعتبارات: کارگزاریها باید اختیار مدیریت ریسک داشته باشند. نمادهای کلیدی نباید با «ابهام اطلاعاتی» باز شوند. در صورت توافق، احتمالاً اقبال بازار به سمت صنایع ریالی بیشتر میشود، چون دید به آینده اقتصاد بهتر میشود.
جمعبندی شما از شرایط چیست؟
بازار سرمایه الان با یک معادله چندمجهولی مواجه است: آسیب صنایع، وضعیت یوتیلیتیها، نرخ دستمزد، اعتبارات کارگزاریها، بسته بودن نمادهای بزرگ، توقف عرضه در بورس کالا و نامطمئن بودن فضای منطقه. در چنین شرایطی، بازگشایی شتابزده بازار، آسیبزاتر از بسته بودن آن است. بازار باید پس از شفافیت، آرامش و روشن شدن وضعیت تولید باز شود؛ نه صرفاً برای نقدشوندگی.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.