Bourse24 Ads 261
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 295
تبلیغ بورس24

Bourse24 Ads 264

مدیرعامل سرمایه‌گذاری سپه با انتقاد از عملکرد مدیران کانون نهادهای سرمایه‌گذاری می‌گوید این نهاد صنفی در سال‌های اخیر از مأموریت اصلی خود، یعنی نمایندگی و دفاع مؤثر از منافع اعضا، فاصله گرفته است. فرهاد ذات‌علی‌فرد با اشاره به ضعف در اصلاح اساسنامه، ابهام در سازوکار رأی‌گیری، غلبه روابط و لابی در انتخابات و افزایش رویکردهای تشریفاتی معتقد است کانون بیش از آنکه یک نهاد صنفی مطالبه‌گر باشد، به ساختاری کم‌اثر در صنعت مالی تبدیل شده است.

از نمایندگی تا وابستگی؛ انتقاد از تبدیل کانون نهادهای سرمایه‌گذاری به واحد اداری بورس

بورس24 : مدیرعامل سرمایه‌گذاری سپه در گفت‌وگویی انتقادی از عملکرد مدیران کانون نهادهای سرمایه‌گذاری، این نهاد را نیازمند «خانه‌تکانی جدی» دانست.

به گفته فرهاد ذات‌علی‌فرد، کانونی که قرار بود صدای صنفی فعالان صنعت مالی باشد، امروز با مشکلاتی مانند ضعف در اصلاح اساسنامه، سازوکارهای مبهم رأی‌گیری، غلبه لابی‌گری در انتخابات و فاصله گرفتن از مطالبات واقعی اعضا روبه‌رو است.

ارزیابی کلی شما از عملکرد اخیر کانون نهادهای سرمایه‌گذاری چیست؟

من به کلیت اختیارات و رویکرد قانونی کانون انتقاد دارم. البته تأکید می‌کنم که در موضوع نهادسازی، اساساً «انتقاد به کانون» به معنای جدا کردن کانون از اعضایش نیست؛ چراکه کانون، سندیکا یا اتحادیه، هویتی مستقل از اعضا ندارد. وقتی از نقد کانون صحبت می‌کنیم، در واقع از نقد مجموعه‌ای سخن می‌گوییم که باید تجلی اراده و منافع اعضای خود باشد، اما در عمل چنین نسبتی را به‌خوبی برقرار نکرده است.

به همین دلیل معتقدم باید عملکرد کانون به‌صورت روشن، مستند و دوره‌ای منتشر شود؛ مثلاً در بازه‌های شش‌ماهه، یک‌ساله یا در مقاطع خاص و پرریسک مانند دوره جنگ یا بحران‌های اقتصادی. نهاد صنفی باید بگوید در این دوره مشخص دقیقاً چه کرده، چه مسئله‌ای را پیگیری کرده، چه دستاوردی داشته و چه هزینه‌ای پرداخته است. این شفافیت حداقلی است.

به طور مشخص، چه ضعف‌هایی را در کارنامه عملیاتی کانون می‌بینید؟

عملکردی که من از کانون دیده‌ام، در بهترین حالت محدود به یک نظرسنجی بوده؛ کاری که حتی یک واحد کوچک اداری هم می‌تواند انجام دهد. اگر قرار باشد یک نهاد صنفی فراگیر با این ابعاد و با این سطح از عضویت، صرفاً به نظرسنجی بسنده کند، این نشان‌دهنده افت جایگاه و تقلیل مأموریت آن است.

از سوی دیگر، برگزاری افطاری، توزیع عیدی و اقدامات نمادین از این جنس نیز به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند جای کارکرد صنفی را بگیرد. من اساساً نمی‌فهمم چه ضرورتی دارد که از جیب اعضا و در نهایت از منابعی که باید در خدمت منافع حرفه‌ای و ساختاری اعضا باشد، برای چنین هزینه‌هایی استفاده شود. نهاد صنفی قرار نیست باشگاه تشریفات و عکس یادگاری باشد؛ باید بازوی دفاع از حقوق اعضا و تسهیل‌گر اصلاحات ساختاری باشد.

شما به اشکالات اساسنامه‌ای نیز اشاره کرده‌اید. مهم‌ترین ایراد در این حوزه چیست؟

یکی از مهم‌ترین نقدهای من، کم‌کاری کانون در رفع ایرادات اساسنامه‌ای است؛ ایراداتی که هم جنبه عملکردی دارند و هم جنبه عملیاتی. برای مثال، در بحث رأی‌گیری همچنان با پیچیدگی‌هایی مواجه هستیم که سال‌ها مطرح بوده، اما برای اصلاح آن تلاش مؤثری صورت نگرفته است.

به طور نمونه، سازوکارهایی مانند ضریب‌خوردن آرا یا ترتیباتی که موجب می‌شود ارزش رأی برخی اعضا به شکل نامتوازن افزایش یابد، نه‌تنها مسئله را حل نکرده بلکه شکاف در نمایندگی را بیشتر کرده است. وقتی یک ایراد برای چند دوره باقی می‌ماند، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً ضعف اجرایی دانست؛ این نشانه فقدان اراده برای اصلاح است.

یکی از محورهای مهم صحبت‌های شما، انتقاد به نحوه توزیع حق رأی در کانون است. این مسئله را چگونه توضیح می‌دهید؟

ببینید، کانون نهادهای سرمایه‌گذاری باید نماینده «نهادها» باشد، نه اینکه وزن رأی را صرفاً بر اساس تعداد ابزارهای تحت مدیریت یا حجم نفوذ یک مجموعه تنظیم کند. فرض کنید یک شرکت تأمین سرمایه یا نهاد مالی، ۱۵ صندوق در اختیار دارد. در مدل فعلی ممکن است این به معنای برخورداری از ۱۵ حق رأی یا نوعی برتری معنادار در فرآیند رأی‌گیری باشد. این وضعیت عملاً باعث می‌شود بازیگران بزرگ‌تر، صرفاً به دلیل تعدد ابزار، قدرت سیاسی و صنفی بیشتری به دست آورند.

اما سؤال اینجاست: آیا در یک انتخابات صنفی باید هر کس پول بیشتر یا ابزار بیشتری دارد، حق رأی بیشتری هم داشته باشد؟ به نظر من خیر. اگر کانون قرار است نماینده همه نهادهای بازار سرمایه باشد، باید اصل بر برابری شخصیت حقوقی اعضا باشد؛ یعنی هر شرکت، یک رأی.

در غیر این صورت، کانون به‌جای آنکه مدافع منافع متوازن کل اعضا باشد، به سمت منافع گروه‌هایی متمایل می‌شود که از ابزار بیشتر، لابی قوی‌تر و نفوذ بالاتری برخوردارند.

این مدل رأی‌گیری چه پیامدی برای ساختار صنفی بازار سرمایه دارد؟

نتیجه آن فاصله گرفتن نهاد صنفی از فلسفه وجودی خود است. به‌جای آنکه محل اجماع و دفاع برابر از حقوق اعضا باشد، تبدیل می‌شود به ساختاری که در آن برخی شرکت‌ها به دلیل وزن اقتصادی بیشتر، در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دست بالا را پیدا می‌کنند.

در چنین شرایطی، نهادهای کوچک‌تر یا متوسط احساس می‌کنند صدایشان شنیده نمی‌شود و طبیعتاً مشارکت مؤثرشان کاهش می‌یابد. این روند در بلندمدت هم سرمایه اجتماعی کانون را از بین می‌برد و هم مشروعیت آن را زیر سؤال می‌برد. نهاد صنفی وقتی معتبر است که اعضا احساس کنند در آن دیده می‌شوند، نه اینکه صرفاً نظاره‌گر تسلط چند بازیگر بزرگ باشند.

شما از این موضوع هم انتقاد کرده‌اید که کانون عملاً به یک واحد اداری وابسته تبدیل شده است. منظورتان چیست؟

کانون باید یک اتحادیه یا سندیکای واقعی باشد؛ یعنی نهادی مستقل، مطالبه‌گر، اثرگذار و برخوردار از قدرت چانه‌زنی. اما برداشت من این است که کانون در عمل بیش از آنکه یک نهاد صنفی مستقل باشد، به یک واحد اداری سازمان بورس شبیه شده است؛ نهادی که بیشتر امور شکلی، تشریفاتی و بعضاً نظرسنجی انجام می‌دهد، اما در سطوح کلان سیاست‌گذاری و دفاع از حقوق صنفی، نقش پررنگ و مستقلی ندارد.

حتی در موضوعاتی مانند معرفی، انتخاب یا اثرگذاری بر ترکیب برخی ارکان مهم، اگر فرآیندها نهایتاً نیازمند تأیید بالادستی باشند و کانون اختیار واقعی نداشته باشد، این سؤال جدی مطرح می‌شود که اصلاً فلسفه وجودی آن چیست؟ اگر نهادی هست اما اختیار ندارد، اگر ساختاری دارد اما قدرت اثرگذاری واقعی ندارد، اگر انتخابات دارد اما خروجی آن بدون تأیید بیرونی نافذ نیست، باید صادقانه درباره کارآمدی آن بازنگری کرد.

آیا می‌توان گفت کانون در انجام وظیفه اصلی خود، یعنی دفاع از منافع اعضا، ناکام بوده است؟

دقیقاً همین‌طور است. امروز حدود ۷۵۰ نهاد عضو داریم یا به‌نوعی با این اکوسیستم در ارتباط‌اند و این عدد کمی نیست. چنین بدنه‌ای نیازمند یک نهاد صنفی قدرتمند، مستقل، حرفه‌ای و شجاع است؛ نهادی که در بزنگاه‌ها از منافع اعضا دفاع کند، صدای واحد صنعت باشد، برای اصلاح مقررات چانه‌زنی کند و از منافع صنعت مالی در برابر تصمیمات نادرست دفاع کند.

اگر این کارکردها محقق نشود، کانون از یک فرصت تاریخی به یک ساختار کم‌اثر تبدیل می‌شود. من معتقدم کانون امروز بیش از هر زمان دیگری به خانه‌تکانی جدی نیاز دارد. مدیرانی که از واقعیت‌های جاری صنعت مالی فاصله گرفته‌اند، باید جای خود را به مدیرانی بدهند که نبض صنعت را می‌شناسند و بتوانند واقعاً از منافع این بدنه گسترده دفاع کنند.

شما به ضعف شایسته‌سالاری و غلبه لابی‌گری در انتخابات نیز اشاره کرده‌اید. این مسئله را چقدر جدی می‌دانید؟

بسیار جدی. یکی از مشکلات مهم این است که در بسیاری از فرآیندهای انتخاباتی، از جمله در همین فضا، افراد بیشتر بر اساس لابی‌گری، روابط، رفاقت، شهرت و شبکه ارتباطی وارد رقابت می‌شوند تا بر اساس برنامه. این مسئله بسیار آسیب‌زاست.

الان کاندیداها حضور دارند، اما سؤال این است: با کدام برنامه؟ تا این لحظه، کمتر نشانی از ارائه برنامه مشخص، زمان‌بندی‌شده و قابل سنجش از سوی نامزدها دیده‌ایم. اگر نامزدی بدون برنامه وارد شود و صرفاً با اتکا به روابط رأی بگیرد، فردا هم قابل بازخواست نخواهد بود؛ چون اساساً معیاری برای سنجش عملکرد او وجود ندارد.

در هر نظام حرفه‌ای و سالم، باید نامزدها برنامه مکتوب بدهند؛ بگویند برای اصلاح اساسنامه چه می‌کنند، برای نظام رأی‌گیری چه راه‌حلی دارند، برای تقویت استقلال کانون چه برنامه‌ای دارند و برای حمایت از نهادهای کوچک‌تر چه خواهند کرد. وقتی چنین برنامه‌ای وجود ندارد، انتخابات از رقابت برنامه‌ها خارج و به رقابت شبکه‌ها تبدیل می‌شود.

به نظر شما نبود برنامه از سوی نامزدها چه اثر مستقیمی بر آینده کانون دارد؟

نبود برنامه یعنی نبود مسئولیت‌پذیری. وقتی نامزدها برنامه ندهند، بعد از انتخاب هم نمی‌توان از آنها مطالبه کرد که چرا فلان وعده را اجرا نکردید یا چرا بهمان اصلاح را پیش نبردید. این خلأ، پاسخگویی را از بین می‌برد.

کانونی که پشت درهای بسته عمل کند، اعضایش بر اساس رفاقت یا بده‌بستان‌های غیرشفاف رأی بدهند و رقابت‌ها از فضای حرفه‌ای فاصله بگیرد، نمی‌تواند مدعی نمایندگی واقعی صنعت مالی باشد. این مسیر هم اعتماد اعضا را از بین می‌برد و هم وجهه حرفه‌ای نهاد را تضعیف می‌کند.

اگر بخواهید مهم‌ترین اصلاحات ضروری را فهرست کنید، چه مواردی را در اولویت می‌دانید؟

از نظر من چند اولویت جدی وجود دارد:

۱. انتشار گزارش عملکرد شفاف و دوره‌ای

۲. اصلاح اساسنامه و رفع ایرادات رأی‌گیری

۳. استقرار اصل برابری اعضا در حق رأی

۴. کاهش تشریفات و تمرکز بر کارکرد واقعی صنفی

۵. الزام نامزدها به ارائه برنامه مکتوب و قابل سنجش

۶. تقویت استقلال کانون از ساختارهای بالادستی

۷. بازتعریف نسبت کانون با منافع ۷۵۰ نهاد عضو

اگر این اصلاحات انجام نشود، آینده کانون را چگونه می‌بینید؟

باید خیلی صریح گفت که ادامه وضع موجود توجیهی ندارد. نهادی که اختیار و برنامه ندارد، سازوکار انتخاباتی‌اش محل ایراد است، از اعضا نمایندگی متوازن نمی‌کند و کارنامه عملیاتی‌اش هم روشن نیست، طبیعتاً با بحران معنا و کارکرد روبه‌رو می‌شود.

معتقدم یا باید این ساختار به‌صورت جدی اصلاح شود، یا درباره اصل ادامه این مدل از کانون تجدیدنظر کرد. نمی‌شود نهادی داشت که اسمش هست اما اثرش نیست.

جمع‌بندی شما از وضعیت امروز کانون نهادهای سرمایه‌گذاری چیست؟

کانون امروز در نقطه‌ای قرار گرفته که دیگر اصلاحات سطحی پاسخگو نیست. این نهاد به خانه‌تکانی جدی، اصلاح ساختار، بازنگری در اساسنامه، شفافیت در عملکرد، عدالت در رأی‌گیری، برنامه‌محوری در انتخابات و استقلال واقعی در نمایندگی صنفی نیاز دارد.

صنعت مالی کشور بیش از هر زمان دیگری به نهاد صنفی قدرتمند نیاز دارد؛ نهادی که از منافع اعضا دفاع کند، نه اینکه درگیر ظواهر، تشریفات و مناسبات غیرشفاف شود. زمان آن رسیده که مدیران دورمانده از واقعیت صنعت، جای خود را به مدیرانی بدهند که اهل برنامه، پاسخگویی و دفاع واقعی از منافع فعالان این حوزه باشند.

گفتنی است ، کانون نهادهای سرمایه گذاری روز 28 اردیبهشت 1405 اعضای خود را برای مشارکت در مجمع عمومی عادی سالانه و انتخاب اعضای هیات مدیره فراخوانده است.

منبع خبر: سازمان خبری - تحلیلی بورس 24

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید :

نظرات :

شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.

شما هم نظر دهید

برای ارائه نظر خود وارد حساب کاربری خود شوید

بورس ۲۴ را دنبال کنید

آخرین اخبار و تحلیل‌های بازار سرمایه را از دست ندهید



پاسخ به سوالات بورسی شما
Bourse24 Ads 300
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 287
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 271
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 143
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 273
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 208
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 259
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 25
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 27
تبلیغ بورس24