Bourse24 Ads 261
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 295
تبلیغ بورس24

Bourse24 Ads 264

اقدامات امارات و عربستان به معنای شکل‌گیری یک بلوک نظامی متحد خلیجی علیه ایران نیست. اگر چیزی روشن شده باشد، این جنگ شکاف‌های عمیق در شورای همکاری خلیج فارس درباره نحوه مدیریت ایران، رابطه با اسرائیل و یکپارچگی امنیتی منطقه‌ای را آشکار کرده است.

هماهنگی عملیاتی امارات با اسرائیل در جنگ علیه ایران/ تهران از حملات تلافی‌جویانه و مخفیانه عربستان مطلع بود؟

بورس24 : جنگ ایران نه‌تنها آمریکا و اسرائیل را در برابر تهران قرار داد، بلکه خطوط درگیری در منطقه را نیز بازتعریف و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را به شکلی عمیق‌تر و عمدتا پنهانی وارد تقابل منطقه‌ای کرد.

المانیتور در گزارشی نوشت: روزنامه وال‌استریت ژورنال در ۱۱ مه گزارش داد که امارات متحده عربی به‌صورت مخفیانه حملاتی را در داخل ایران انجام داده که از جمله آنها حمله به یک پالایشگاه در جزیره لاوان بوده است. بلومبرگ هم بعدا گزارش داد که برخی اقدامات امارات پس از حملات ایران به زیرساخت‌های امارات، با هماهنگی اسرائیل انجام شده بود.

خروج از موضع دفاعی و ورود به رویارویی مستقیم

یک روز بعد، خبرگزاری رویترز گزارش داد که عربستان سعودی هم حملات تلافی‌جویانه مخفیانه‌ای را در داخل ایران و علیه شبه‌نظامیان وابسته به ایران در عراق انجام داده است.

این گزارش‌ها که هیچ‌کدام به‌طور رسمی از سوی ابوظبی یا ریاض تایید نشده‌اند، نشان می‌دهند که برخی کشورهای خلیج فارس در جریان این جنگ، از موضع صرف دفاعی عبور کرده و به‌تدریج وارد رویارویی مستقیم‌تر با ایران شده‌اند.

به‌نظر می‌رسد امارات به سمت هماهنگی عملیاتی عمیق‌تر با اسرائیل و آمریکا حرکت کرده، در حالی که عربستان سعودی در کنار اقدامات محدود تلافی‌جویانه، مسیر دیپلماسی با تهران را نیز حفظ کرده است. نتیجه این روند، شکل‌گیری یک جبهه متحد عربی علیه ایران نبود، بلکه ایجاد چشم‌اندازی چندپاره از امنیت منطقه‌ای بود که بر اساس رویکردهای متفاوت در زمینه بازدارندگی، تشدید تنش و رابطه با اسرائیل شکل گرفته است.

نقش تهاجمی‌تر امارات

گمانه‌زنی‌ها درباره دخالت مستقیم کشورهای خلیج فارس در اوایل آوریل شدت گرفت؛ زمانی که ایران اعلام کرد یک پهپاد چینی «وینگ لونگ ۲» را در نزدیکی شیراز سرنگون کرده است. از آنجا که تنها عربستان و امارات در منطقه از این پهپاد استفاده می‌کنند، این حادثه به سوءظن‌هایی درباره مأموریت‌های شناسایی یا حمایتی کشورهای خلیج فارس در حریم هوایی ایران دامن زد، هرچند هیچ‌یک از دو کشور دخالت خود را تأیید نکردند.

امارات در طول جنگ، بیشترین میزان حملات ایران را در میان کشورهای خلیج فارس تجربه کرد. بر اساس اعلام وزارت دفاع امارات، تهران تا ۱۰ مه ۲۰۲۶ حدود ۵۵۱ موشک بالستیک، ۲۹ موشک کروز و ۲۲۶۵ پهپاد به سمت این کشور شلیک کرده بود. فرودگاه‌ها، بنادر، تأسیسات انرژی و مناطق غیرنظامی در ابوظبی، دبی و فجیره هدف حمله قرار گرفتند یا تهدید شدند.

این سطح از فشار، تا حد زیادی توضیح می‌دهد که چرا ابوظبی موضعی تهاجمی‌تر اتخاذ کرد. آندریاس کریگ، استاد ارشد کالج کینگز لندن، به المانیتور گفت: «امارات آشکارا شدیدترین موج حملات موشکی ایران را در میان کشورهای خاورمیانه دریافت کرد؛ حتی بیشتر از اسرائیل. بنابراین عجیب نیست که موضعی قاطع‌تر اتخاذ کند.»

با این حال، نقش امارات با دیگر کشورهای خلیج فارس تفاوت داشت. گزارش‌ها نشان می‌داد مشارکت ابوظبی شامل تبادل اطلاعات، هماهنگی رهگیری‌ها و همکاری با اسرائیل در انتخاب اهداف ایرانی بوده است. این اقدامات پس از افشای قبلی استقرار مخفیانه سامانه گنبد آهنین اسرائیل و نیروهای عملیاتی آن در امارات انجام شد؛ موضوعی که این تصور را تقویت کرد که روابط ناشی از توافق‌های ابراهیم، از عادی‌سازی سیاسی فراتر رفته و به هماهنگی عملیاتی در زمان جنگ تبدیل شده است.

امارات بخشی از معماری امنیتی منطقه‌ای آمریکا و اسرائیل شده است

این هماهنگی ظاهرا تا سطح رهبران سیاسی نیز گسترش یافته بود. دفتر بنیامین نتانیاهو در ۱۳ مه تأیید کرد که نخست‌وزیر اسرائیل در جریان جنگ به‌طور محرمانه به امارات سفر کرده و با محمد بن زاید دیدار داشته است؛ دیداری که در بیانیه دفتر او «تحولی تاریخی» در روابط دوجانبه توصیف شد.

برای تهران، این تحولات ظاهرا این تصور را تقویت کرد که امارات به بخشی از معماری امنیتی منطقه‌ای آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است. کریستیان پاتریک الکساندر، تحلیلگر مسائل خلیج فارس، گفت: «امارات صرفا یک کشور میزبان زیرساخت‌های مرتبط با غرب نیست؛ بلکه احتمالا پیشرفته‌ترین مرکز لجستیک، مالی، انرژی، هوانوردی، داده و فناوری در خلیج فارس است.»

راهبرد ایران فراتر از تلافی نظامی بود

به همین دلیل، راهبرد ایران فراتر از تلافی نظامی بود. تهران با هدف قرار دادن فرودگاه‌ها، بنادر، تأسیسات صنعتی و زیرساخت‌های انرژی تلاش کرد اعتماد به مدل اقتصادی امارات و شهرت این کشور به‌عنوان جزیره ثبات را تضعیف کند. الکساندر گفت: «منطق هدف‌گیری ایران ماهیتی وادارکننده داشت. ایران می‌خواست نشان دهد که شکوفایی امارات در برابر اختلال آسیب‌پذیر است.»

این جنگ نشان داد که زیرساخت‌های دیجیتال و تجاری نیز اکنون بخشی از میدان نبرد مدرن محسوب می‌شوند. در جریان جنگ، مقام‌های ایرانی و بازیگران نزدیک به تهران، زیرساخت‌های ابری و داده‌ای مستقر در امارات را به پشتیبانی از عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل متهم کردند. تهدیدها و اختلال‌های گزارش‌شده علیه زیرساخت‌های مرتبط با AWS نشان داد که سامانه‌های تجاری دیجیتال اکنون می‌توانند به اهداف راهبردی تبدیل شوند.

دنیل شیف، استاد دانشگاه پردو، گفت: «این حملات بازتاب‌دهنده اهمیت روزافزون سامانه‌های ابری و مراکز داده است.» او به المانیتور گفت: «مراکز داده و زیرساخت‌های ابری، اهمیت اقتصادی، راهبردی و حتی نظامی فزاینده‌ای دارند. برای کشورهایی بسیار دیجیتالی‌شده مانند امارات، این وضعیت آسیب‌پذیری‌های جدیدی ایجاد می‌کند. بنادر، تأسیسات انرژی و فرودگاه‌ها همچنان دارایی‌های راهبردی هستند، اما اکنون اکوسیستم‌های هوش مصنوعی، زیرساخت‌های ابری و اتصال دیجیتال نیز به همان اندازه اهمیت یافته‌اند.»

این جنگ همچنین هماهنگی عملیاتی رو‌به‌رشد میان آمریکا، اسرائیل و برخی شرکای خلیج فارس را آشکار کرد.

راهبرد متفاوت عربستان

گزارش‌ها نشان می‌دهد مشارکت عربستان سعودی بر اساس منطقی متفاوت شکل گرفته است. به نوشته رویترز، ریاض پس از حملات ایران به خاک عربستان، حملات تلافی‌جویانه مخفیانه‌ای انجام داد اما همزمان کانال‌های دیپلماتیک با تهران را هم حفظ کرد. گفته می‌شود عربستان پیشاپیش ایران را از این حملات مطلع کرده بود و پس از آن، دو طرف به سمت نوعی تفاهم غیررسمی برای کاهش تنش حرکت کردند.

برخلاف امارات، به‌نظر می‌رسد ریاض حملات تلافی‌جویانه را بیشتر به‌عنوان اقدامی محدود برای بازگرداندن بازدارندگی و جلوگیری از حملات بیشتر تعریف کرده، نه بخشی از همسویی عملیاتی عمیق‌تر با اسرائیل.

فایننشال تایمز گزارش داد که واکنش عربستان به شکلی بسیار حساب‌شده و هماهنگ انجام شد؛ به‌گونه‌ای که ایرانی‌ها از سوی سعودی‌ها در جریان قرار گرفتند و هدف، رسیدن به نوعی همزیستی قابل‌تحمل بود.

رویکرد عربستان بازتاب‌دهنده اولویت‌های راهبردی گسترده‌تر این کشور است. ریاض سرمایه‌گذاری زیادی روی توافق تنش‌زدایی سال ۲۰۲۳ با ایران که با میانجی‌گری چین حاصل شد انجام داده و همچنان نگران پیامدهای اقتصادی بی‌ثباتی طولانی‌مدت است. به همین دلیل، عربستان راهبردی دوگانه را دنبال کرد: در صورت لزوم پاسخ نظامی بدهد، اما مسیرهای دیپلماتیک را نیز باز نگه دارد.

اختلاف میان عربستان و امارات بازتاب‌دهنده تفاوت‌های عمیق‌تر در شورای همکاری خلیج فارس درباره نقش اسرائیل در امنیت منطقه‌ای نیز هست. جورجیو کافیرو، مدیرعامل مؤسسه گلف استیت آنالیستیک، به المانیتور گفت: «عربستان، برخلاف امارات، اسرائیل را گزینه‌ای نمی‌داند که بتواند یا بخواهد نقشی ثبات‌آفرین در خلیج فارس ایفا کند. او افزود که ریاض به‌تدریج روابط عمیق امارات و اسرائیل را تهدیدی بالقوه برای منافع گسترده‌تر کشورهای عربی و شورای همکاری می‌بیند. در مقابل، ابوظبی در واکنش به تهدید ایران به اسرائیل نزدیک‌تر شده است.»

نظم امنیتی چندپاره در خلیج‌فارس

با این حال، اقدامات امارات و عربستان به معنای شکل‌گیری یک بلوک نظامی متحد خلیجی علیه ایران نیست. اگر چیزی روشن شده باشد، این جنگ شکاف‌های عمیق در شورای همکاری خلیج فارس درباره نحوه مدیریت ایران، رابطه با اسرائیل و یکپارچگی امنیتی منطقه‌ای را آشکار کرده است.

آندریاس کریگ گفت: «عربستان و قطر جایی در میانه قرار دارند، در حالی که امارات و عمان در دو سوی کاملا متفاوت طیف راهبردی قرار گرفته‌اند. بنابراین رسیدن به موضع مشترک کشور های خلیج فارس بسیار دشوار خواهد بود.»

نتیجه، شکل‌گیری یک نظم امنیتی چندپاره اما به‌طور فزاینده‌ای شبکه‌ای‌شده است. همکاری میان کشورهای خلیج فارس، اسرائیل و شرکای غربی در حوزه‌هایی مانند دفاع هوایی، تبادل اطلاعات و امنیت دریایی گسترش یافته، حتی در شرایطی که حساسیت‌های سیاسی پیرامون اسرائیل همچنان بالاست.

کافیرو گفت جنگ، شکاف‌های عمیق در شورای همکاری خلیج فارس را آشکار کرده است؛ به‌گونه‌ای که امارات و بحرین بیش از پیش پذیرای نقش امنیتی اسرائیل شده‌اند، در حالی که عمان همچنان به‌شدت با هرگونه حضور اسرائیل در شبه‌جزیره عربستان مخالف است. او گفت: «در نهایت، فکر نمی‌کنم اجماع واحدی در خلیج فارس درباره نقش اسرائیل در امنیت منطقه‌ای شکل بگیرد.»

همین مسئله توضیح می‌دهد که چرا بخش زیادی از هماهنگی‌های زمان جنگ به‌صورت پنهانی یا قابل انکار انجام شد. کشورهای خلیج فارس در ظاهر خواستار خویشتنداری بودند، اما پشت پرده، همکاری دفاعی و عملیاتی خود را تقویت می‌کردند.

تغییر بزرگ‌تر این است که کشورهای خلیج فارس دیگر صرفاً میزبان زیرساخت‌های نظامی آمریکا نیستند. برخی از آنها اکنون به بازیگران انتخابی در درگیری‌های منطقه‌ای تبدیل شده‌اند؛ از طریق تبادل اطلاعات، یکپارچگی دفاعی، حملات تلافی‌جویانه مخفیانه یا فراهم کردن زیرساخت‌های پشتیبانی.

برای ایران، این تحولات ممکن است نگاهش به کشورهای خلیج فارس را در بحران‌های آینده به‌طور اساسی تغییر دهد. برای پادشاهی‌های خلیج فارس نیز این جنگ یک درس دیگر داشت: جهانی‌شدن اقتصادی و پیشرفت فناورانه، اگرچه ابزار نفوذ هستند، اما همزمان آسیب‌پذیری نیز ایجاد می‌کنند.

منبع خبر: اقتصادنیوز

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید :

نظرات :

شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.

شما هم نظر دهید

برای ارائه نظر خود وارد حساب کاربری خود شوید

بورس ۲۴ را دنبال کنید

آخرین اخبار و تحلیل‌های بازار سرمایه را از دست ندهید



پاسخ به سوالات بورسی شما
Bourse24 Ads 300
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 287
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 271
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 143
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 273
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 208
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 259
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 25
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 27
تبلیغ بورس24