«بازگشایی بورس پس از ۸۰ روزِ پر از ابهام، غافلگیرکننده بود! در حالی که همه منتظر ریزش بودند، چرا بازار به یکباره سبزپوش شد؟ به بهانه این اتفاق، سراغ دکتر عباس کشوری رفتیم تا در این گفتوگوی ویژه، پشتپردهی این چرخش استراتژیک سرمایهها و آینده اقتصاد ایران را از زبان این کارشناس خبره بشنویم.»
بورس24 : بازار سهام در حالی پس از ۸۰ روز توقف، سه روز است که بازگشایی شده که بسیاری انتظار صفهای فروش و ترس عمومی را داشتند، اما بازار با واکنشی مثبت به تورم واقعی و واقعیتهای اقتصادی، سیگنالی از خوشبینی به آینده ایران را مخابره کرد.
به بهانه همین بازگشایی خاص، به سراغ دکتر عباس کشوری، کارشناس خبره بازارهای مالی رفتیم و او معتقد است که این رفتار بازار، منطقیترین واکنش به انباشت تورم در دوران توقف است.
چرا بورس بعد از ۸۰ روز با صف خرید و تقاضا بازگشایی شد؟
به نظر من بازار سرمایه در این ۸۰ روز، در حالی متوقف بود که اقتصاد واقعی کشور متوقف نشده بود. طی این مدت، با توجه به آثار تورمی ناشی از جنگ تحمیلی سوم و تبعات اقتصادی و روانی آن که نهتنها بر ایران بلکه بر بسیاری از اقتصادهای منطقه نیز اثر گذاشت، هم ارزش دارایی شرکتها تغییر کرد، هم نرخ جایگزینی صنایع افزایش یافت و هم فضای انتظارات در اقتصاد دچار تحول شد. بنابراین طبیعی بود که بورس پس از بازگشایی بخواهد بخشی از این فاصله و عقبماندگی را جبران کند.
از سوی دیگر، بسیاری تصور میکردند بعد از این وقفه طولانی، بازار با ترس شدید و صفهای فروش سنگین مواجه شود؛ اما آنچه رخ داد، نشان داد بخش مهمی از فعالان اقتصادی، برخلاف فضای رسانهای بیرون، همچنان به ظرفیت اقتصاد ایران، صنایع بزرگ و شرکتهای بنیادی بازار سرمایه باور دارند.
این نکته بسیار مهمی است؛ بهویژه در شرایطی که طی دو سال اخیر، اقتصاد ایران علاوه بر چالشهای داخلی، تحت فشار جنگهای روانی، تحریمها، محدودیتهای مالی و نااطمینانیهای ناشی از تنشهای منطقهای قرار داشت؛ مسائلی که طبیعتاً بر انتظارات تورمی و رفتار سرمایهگذاران اثرگذار بوده است. با وجود همه این فشارها، بازار نشان داد که «تابآوری اقتصاد ایران» همچنان زنده و پویاست و سرمایهگذار حرفهای صرفاً بر اساس تیترهای هیجانی تصمیمگیری نمیکند.
آیا این رفتار معاملهگران منطبق بر واقعیتهای اقتصادی است؟
بله، اگر با نگاه اقتصاد کلان تحلیل کنیم، این رفتار کاملاً قابل فهم و منطقی است. طبق آمار منتشرشده، تورم نقطهبهنقطه فروردین ۱۴۰۵ حدود ۷۳.۵ درصد و تورم سالانه حدود ۵۳.۷ درصد اعلام شده است.
اما باید توجه داشت که این تورم صرفاً ناشی از عوامل داخلی نیست؛ بلکه بخشی از آن حاصل فشار ترکیبی تحریمها، محدودیتهای مالی بینالمللی، جنگ ارزی و افزایش ریسکهای سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه و جهان است. طبیعی است زمانی که هزینه تجارت خارجی، حملونقل، بیمه، نقلوانتقال پول و ریسک سرمایهگذاری افزایش پیدا میکند، انتظارات تورمی نیز تقویت شود. در چنین شرایطی، سرمایهگذار بهدنبال داراییهایی حرکت میکند که بتوانند خود را با تورم تطبیق دهند. شرکتهای بورسی، بهویژه شرکتهای صادراتمحور، دلاری و داراییمحور، دقیقاً در همین دسته قرار میگیرید. در واقع بازار امروز صرفاً بهدنبال نوسان کوتاهمدت نیست؛ بلکه بهدنبال «حفظ ارزش سرمایه» و پوشش ریسکهای تورمی است.
چقدر فکر میکنید بورس از واقعیتهای اقتصادی و تورم عقب افتاده است؟
به نظر من بورس هنوز بهطور کامل با واقعیت اقتصاد اسمی ایران «همگام» یا «همراستا» نشده است. اگر رشد نقدینگی، نرخ ارز، هزینه جایگزینی صنایع، قیمت جهانی کامودیتیها و ارزش دارایی شرکتها را در کنار هم قرار دهیم، مشاهده میکنیم که بسیاری از سهمها هنوز به ارزش ذاتی واقعی خود نرسیدهاند.
نکته مهم اینجاست که بازار سرمایه طی ماههای گذشته، هم درگیر نااطمینانی سیاسی بود و هم درگیر نوعی احتیاط روانی. به همین دلیل بخشی از سرمایه ترجیح داده بود وارد بازارهای کمریسکتر یا حتی غیرمولد شود. اما اکنون به نظر میرسد بازار آرامآرام به این جمعبندی میرسد که اقتصاد ایران، با وجود همه فشارهای بیرونی، همچنان ظرفیت تولید ثروت، بازسازی و رشد را دارد. به همین دلیل، بخشی از رشد فعلی بورس را نباید صرفاً هیجان تلقی کرد؛ بلکه میتوان آن را نوعی «بازتنظیم بازار با واقعیتهای اقتصادی» دانست.
آیا به پایان دوران سفتهبازی در بازارهای سوداگرانه مثل ملک و خودرو رسیدهایم؟
شاید هنوز زود باشد بگوییم این دوران بهطور کامل پایان یافته است؛ اما نشانههای مهمی از تغییر رفتار سرمایه در اقتصاد دیده میشود. بازار مسکن امروز با رکود نسبی معاملات، کاهش عمق تقاضای مصرفی و افت قدرت خرید مواجه است. در بازار خودرو نیز بخش قابل توجهی از هیجانات قبلی تخلیه شده و بازار تا حدی به سمت تعادل حرکت کرده است.
در مقابل، بورس چند مزیت مهم دارد؛ شفافیت، نقدشوندگی، امکان تحلیلپذیری، اتصال مستقیم به تولید و همچنین امکان جذب سرمایههای خرد. به همین دلیل، بخشی از نقدینگی که پیشتر صرفاً با نگاه سفتهبازانه وارد بازارهایی مانند ملک، خودرو یا سایر بازارهای غیرمولد میشد، اکنون میتواند بهتدریج به سمت بازار سرمایه حرکت کند. اگر ثبات سیاستگذاری اقتصادی حفظ شود و فشارهای بیرونی نیز کاهش پیدا کند، این احتمال وجود دارد که بورس در آینده دوباره نقش اصلی خود را بهعنوان موتور تأمین مالی تولید و رشد اقتصادی ایفا کند؛ نه صرفاً یک بازار نوسانی برای معاملات کوتاهمدت.
در پایان باید گفت بازار سرمایه امروز یک پیام مهم دارد: اینکه اقتصاد ایران، علیرغم همه فشارهای خارجی، جنگهای روانی، تحریمها و محدودیتهای بینالمللی، همچنان از ظرفیت بازسازی، جذب سرمایه و خلق ارزش برخوردار است. رفتار بورس پس از ۸۰ روز نشان داد که بخش مهمی از سرمایه کشور هنوز به اقتصاد رسمی، شرکتهای بزرگ و آینده تولید در ایران اعتماد دارد؛ و این شاید مهمترین سیگنال بازار در مقطع فعلی باشد.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.