بازار سهام این روزها با وجود بهبود برخی متغیرهای روانی، همچنان درگیر نوعی قفل معاملاتی است؛ وضعیتی که ریشه آن را باید در عوامل بنیادی جستوجو کرد. از ابهام در سودآوری شرکتها و فشار هزینهها گرفته تا نااطمینانیهای سیاسی، ارزی و تصمیمگیری، مجموعهای از متغیرها باعث شدهاند جریان نقدینگی با احتیاط حرکت کند و بورس در باز کردن گره رکود، هنوز با موانع جدی روبهرو باشد.
علیرضا باغانی
امروز شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ و در هفتمین روز کاری بورس پس از پایان جنگ ۳۹ روزه، بازار سهام با ارزش معاملاتی در حدود ۳۰ همت همراه شد؛ اما مهمتر از ارزش معاملات، کیفیت ورود نقدینگی به بازار بود. در جریان معاملات امروز ۴.۹ همت پول حقیقی جدید وارد بورس شد؛ رقمی که در کنار ورود ۲۲.۸ همت پول جدید طی ۶ روز کاری قبل، از شکلگیری یک موج تازه و معنادار در سمت تقاضا حکایت دارد. این روند نشان میدهد بازار سهام وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک واکنش کوتاهمدت یا هیجان مقطعی تلقی کرد.
ورود پول حقیقی چه پیامی دارد؟
وقتی در فاصلهای کوتاه، چنین حجمی از پول حقیقی وارد بازار میشود، باید آن را نشانهای از تغییر نگرش سرمایهگذاران دانست. در واقع، بازار این پیام را مخابره میکند که بخشی از فعالان اقتصادی به این نتیجه رسیدهاند که ریسکهای سیستماتیک در مقطع فعلی کاهش یافته و بورس میتواند بار دیگر به یکی از مهمترین گزینههای سرمایهگذاری تبدیل شود.
از سوی دیگر، این ورود پول به آن معناست که سرمایهگذاران احساس کردهاند بازار سهام هنوز از تورم رخداده در اقتصاد واقعی عقب است و بخشی از قیمتها هنوز با شرایط جدید اقتصاد تطبیق پیدا نکردهاند. تجربه نیز نشان داده بورس معمولاً با یک وقفه زمانی نسبت به تورم واکنش نشان میدهد؛ ابتدا تورم در اقتصاد شکل میگیرد، سپس در گزارشهای مالی شرکتها نمایان میشود و در نهایت بازار آن را در قیمت سهام منعکس میکند. به نظر میرسد اکنون دقیقاً در همین نقطه قرار داریم.
صورتهای مالی بالاخره حرف تورم را زدند
به اعتقاد من، اولین عامل مهم در اقبال دوباره سرمایهگذاران به بورس، آشکار شدن اثرات تورم زمستان در صورتهای مالی و گزارشهای رسمی شرکتهاست. این تورم از یک سو تحت تأثیر افزایش نرخ ارز شکل گرفت و از سوی دیگر، حذف ارز ترجیحی برای بسیاری از صنایع، زمینه انتقال این فشارها به ساختار سود و زیان شرکتها را فراهم کرد.
بازار امروز دیگر بر پایه حدس و گمان معامله نمیکند؛ بلکه به تدریج با دادههای واقعی مواجه شده است. صورتهای مالی ۱۲ ماهه و همچنین گزارشهای ماهانه سامانه کدال اکنون تصویر روشنتری از اثر تورم بر عملکرد بنگاهها ارائه میدهند. در کنار آن، تبعات جنگ نیز در گزارشهای ماهانه شرکتها قابل مشاهده شده است؛ چه در هزینههای تولید، چه در بهای تمامشده، چه در نرخ فروش و چه در وضعیت عملیاتی شرکتها.
به بیان روشنتر، بورس در حال طی کردن مسیر طبیعی خود برای تطبیق قیمت سهام با تورمی است که در بخش واقعی اقتصاد اتفاق افتاده است. تا زمانی که این واقعیتها در گزارشهای رسمی شرکتها دیده نمیشد، امکان شکلگیری یک موج قوی و ماندگار در تقاضا نیز محدود بود؛ اما حالا با مخابره دادههای واقعی، بازار با اطمینان بیشتری به استقبال سهام رفته است.
خوشبینی به آتشبس و کاهش سایه جنگ
دومین عاملی که بهطور مشخص باعث تقویت نگاه مثبت در بازار شده، کاهش ریسکهای سیاسی و امنیتی است. بازار در شرایط فعلی نسبت به احتمال امضای توافق میان ایران و آمریکا خوشبینتر شده و حتی در سناریوی حداقلی نیز این انتظار را دارد که دستکم ۶۰ روز آتشبس برقرار بماند. همین انتظار، ولو در حد یک سناریوی موقت، برای بازار سهام اهمیت بسیار زیادی دارد.
واقعیت این است که بورس بیش از هر بازار دیگری به آرامش در افق تصمیمگیری نیاز دارد. زمانی که سرمایهگذار احساس کند احتمال بروز درگیری دوباره کاهش یافته، با اطمینان بیشتری به تحلیلهای بنیادی رجوع میکند و به جای ترجیح نقدینگی یا داراییهای کمریسک، به سمت خرید سهام حرکت میکند. به همین دلیل است که کاهش سایه جنگ، بلافاصله در رفتار سرمایهگذاران و ورود پول حقیقی خود را نشان داده است.
چرا زمان بازگشایی بورس اهمیت داشت؟
در این میان، باید به تصمیم سازمان بورس نیز با دقت نگاه کرد. اگر بازار سهام بلافاصله پس از اعلام آتشبس و بدون فراهم شدن زمینههای تحلیلی و روانی بازگشایی میشد، احتمالاً شرایط به شکل دیگری رقم میخورد. در آن مقطع، هنوز اثرات تورمی جنگ و رشد نرخ ارز در صورتهای مالی شرکتها منعکس نشده بود، گزارشهای ماهانه هنوز تصویر روشنی از واقعیتهای جدید اقتصاد ارائه نمیکردند و در عین حال، سایه بازگشت جنگ همچنان سنگین بود.
در چنین شرایطی، بازگشایی زودهنگام میتوانست بازار را دوباره گرفتار فضایی مشابه دوران پس از جنگ ۱۲ روزه کند؛ فضایی که در آن فشار فروش، ترس و بیاعتمادی بر بازار غلبه میکرد و بورس برای مدتی طولانی در مسیر منفی و فرسایشی قرار میگرفت.
از این منظر، مقاومت سازمان بورس در برابر بازگشایی شتابزده و انتخاب زمانی که هم گزارشهای مالی در حال انعکاس واقعیتهای تورمی بودند و هم انتظارات از کاهش ریسکهای سیاسی بهبود یافته بود، تصمیمی قابل توجه به شمار میرود. این تصمیم سبب شد بازار در مقطعی بازگشایی شود که امکان پذیرش ریسک از سوی سرمایهگذاران بیشتر و زمینه ورود نقدینگی جدید فراهمتر شده بود.
بورس در حال بازتعریف ارزشهاست
آنچه این روزها در بازار سهام مشاهده میشود، صرفاً رشد شاخص یا افزایش ارزش معاملات نیست؛ بلکه نشانهای از بازتعریف ارزشگذاریها در پرتو واقعیتهای جدید اقتصادی است. تورمی که در ماههای گذشته در اقتصاد ایجاد شد، اکنون در حال تبدیل شدن به دادههای مالی رسمی است و بازار نیز بهتدریج خود را با این واقعیت هماهنگ میکند.
در کنار این موضوع، کاهش نسبی ریسک جنگ و تقویت امید به ثبات سیاسی، باعث شده سرمایهگذاران با نگاه متفاوتتری به آینده بازار نگاه کنند. اگر این دو عامل در کنار هم تقویت شوند، میتوان انتظار داشت ورود پول حقیقی به بورس تداوم پیدا کند و بازار سهام در هفتههای آینده نیز یکی از مهمترین مقاصد سرمایه در اقتصاد ایران باقی بماند.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.