در آستانه عرضه اولیه «وفیروزه» در ۲۰ خرداد، مدیران گروه توسعه مالی فیروزه از مدلی رونمایی کردند که بر درآمدهای تکرارشونده ۷۰ درصدی و تقسیم سود پلکانی تا سقف ۶۰ درصد استوار است؛ مدلی که به گفته آنان، در کنار ساختار عرضه ۱۵ درصدی و نقش بازارگردان، با هدف ایجاد سودآوری پایدار و کنترل نوسانات در روزهای نخست معاملاتی طراحی شده است.
بورس24 : گروه توسعه مالی فیروزه در حالی با نماد «وفیروزه» در ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ راهی بازار دوم بورس تهران میشود که مدیران این هلدینگ از استراتژی صیانت از سودآوری در دوران رکود و هدفگذاری برای کسب بیش از ۷۰ درصد درآمدهای عملیاتی از محل سود تقسیمی پایدار خبر میدهند. بر همین اساس پرستو ابوالقاسمی، مدیرعامل مشاور سرمایهگذاری دانش فیروزه، در گفتگو با بورس24 ضمن تشریح جزئیات عرضه اولیه ۱۵ درصدی این نماد، از سیاست جدید تقسیم سود پلکانی (از ۴۰ تا ۶۰ درصد) رونمایی کرد؛ سیاستی که هدف آن ایجاد توازن میان طرحهای توسعهای گروه و بازدهی نقدی سهامداران جدید است. این گفتگو به شرح ذیل بوده که در ادامه میخوانید:
در امیدنامه شرکت صراحتاً اشاره شده که عملکرد مالی گروه بهطور مستقیم تحت تأثیر نوسانات بازار سرمایه، نرخ بهره، نرخ ارز و تحولات سیاسی-اقتصادی قرار دارد. از دیدگاه شما به عنوان مدیرعامل بازوی مشاور سرمایهگذاری این گروه، حساسیت سود خالص فیروزه به هر یک از این متغیرها چگونه فرموله میشود و کدام متغیر بیشترین وزن اثرگذاری را بر سودآوری و خالص ارزش داراییها (NAV) دارد؟
برای پاسخ دقیق، ابتدا باید تصویر شفافی از ماهیت گروه توسعه مالی فیروزه داشته باشیم. ما با یک هلدینگ سرمایهگذاری مواجه هستیم که کنترل شرکتهای زیرمجموعه خود را در اختیار دارد. هدف اصلی ما ایجاد یک زنجیره ارزش یکپارچه میان ابزارهای مالی گوناگون است تا سودآوری کل گروه حداکثر شود؛ چرا که مهمترین منبع درآمدی شرکت مادر، از محل سود تقسیمی (DPS) از زیرمجموعهها تأمین میشود.
طیف خدماتی که ما از طریق هلدینگ ارائه میدهیم بسیار متنوع است: از سبدگردانی و کارگزاری گرفته تا تأمین مالی، صندوقهای سرمایهگذاری و خدمات مشاوره. درست است که تکانههای سیاسی و اقتصادی روی کل اقتصاد اثر میگذارند، اما شدت اثرگذاری آنها بر همه بخشها یکسان نیست.
بر همین اساس، حساسیت سودآوری ما به این متغیرها به شرح زیر است:
نوسانات بازار سرمایه (سهام): رکود در بازار سهام، قطعاً بخشی از درآمدهای ما را به چالش میکشد؛ به ویژه عملکرد شرکتهای سرمایهگذاری بورسی و صندوقهای سهامی گروه ممکن است در این دورهها با افت مواجه شود. اما نکته کلیدی اینجاست که در همین دورههای رکودی، بخشهای دیگر ما مثل صندوقهای درآمد ثابت و همچنین حوزه خدمات تأمین مالی مبتنی بر اوراق بدهی رشد قابلتوجهی را تجربه میکنند.
نرخ بهره: افزایش نرخ بهره معمولاً فشار رکودی بر بازار سهام وارد میکند، اما همزمان جذابیت و حجم داراییهای تحت مدیریت صندوقهای درآمد ثابت ما را افزایش داده و درآمدهای کارمزدی پایدار ایجاد میکند.
نرخ ارز: اثرگذاری نرخ ارز عمدتاً غیرمستقیم و از طریق ارزش داراییهای پایه (پورتفوی بورسی و غیربورسی) در محاسبه NAV است که به عنوان یک سپر تورمی عمل میکند.
در مجموع، بیشترین اثر مستقیم بر سودآوری از مجرای بازدهی سرمایهگذاریهای کلیدی عبور میکند، اما تنوع خدمات و ابزارهای فیروزه به عنوان یک ضربهگیر عمل میکند. ما تلاش کردهایم با ایجاد یک توازن استراتژیک بین ابزارهای درآمد ثابت و سهامی، ریسک سیستماتیک را تا حد امکان مدیریت و خنثی کنیم.
یکی از موارد مهم برای تحلیلگران مالی، پایداری درآمدهای هلدینگهاست. با توجه به اینکه درآمد گروه از سرفصلهای متنوعی مثل سود سهام، سود تضمینشده، فروش سرمایهگذاریها، کارمزد مدیریت صندوقها و خدمات مالی شکل میگیرد؛ ترکیب درآمدی هدف شرکت پس از عرضه اولیه چگونه خواهد بود؟ همچنین چقدر از این درآمدها را میتوانیم در ردیف «درآمدهای تکرارشونده» دستهبندی کنیم؟
این تفکیک حسابداری بسیار حیاتی است. اجازه بدهید یک مرزبندی مهم را روشن کنم؛ خطوط درآمدی مستقیم در صورتهای مالی شرکت مادر (گروه توسعه مالی فیروزه)، محدود به سه بخش اصلی است: درآمد سود سهام، سود تضمینشده و درآمد حاصل از فروش سرمایهگذاریها (سود معاملاتی).
سایر بخشها مانند کارمزد مدیریت صندوقهای سرمایهگذاری یا خدمات مشاوره و تأمین مالی، مستقیماً در سطح شرکتهای زیرمجموعه (مانند کارگزاری یا سبدگردان) شناسایی میشوند و اثر خود را به صورت «سود تقسیمی» به شرکت مادر منتقل میکنند.
تمرکز اصلی ما به عنوان هلدینگ مالی روی بهبود بهرهوری و مدیریت منابع زیرمجموعههاست تا بتوانیم جریان نقدی پایدار ایجاد کنیم. بنابراین:
ترکیب درآمدی هدف پس از عرضه اولیه: تغییر ناگهانی و بزرگی نخواهد داشت. استراتژی ما همچنان تکیه بر درآمدهای تکرارشونده و باکیفیت است.
سهم درآمدهای تکرارشونده: مطابق پیشبینیهای مالی انجامشده، شرکت در نظر دارد در سال مالی آتی نیز بیش از ۷۰ درصد از درآمدهای عملیاتی خود را مستقیماً از محل سود تقسیمی شرکتهای زیرمجموعه کسب کند. این یعنی بدنه اصلی درآمد ما کاملاً تکرارشونده، قابل اتکا و ناشی از عملیات واقعی زنجیره ارزش فیروزه خواهد بود، نه سودهای ناشی از خرید و فروشهای مقطعی سهام.
نگاهی به کارنامه گذشته نشان میدهد که نسبت تقسیم سود شرکت نوسانات شدیدی داشته و در سالهای مختلف از ۰ درصد تا ۷۳ درصد تغییر کرده است. بفرمایید ریشه این تصمیمات و نوسانات در چه بوده است؟ آیا ناشی از نیازهای نقدینگی بوده یا برنامههای توسعه؟ و مهمتر اینکه، سهامداران جدیدی که روز چهارشنبه وارد ترکیب سهامداری «وفیروزه» میشوند، چه سیاست تقسیمی پایدار و قابل پیشبینیای را پیشرو خواهند داشت؟
کاملاً درست اشاره کردید. نوسان در نسبت تقسیم سود گذشته ناشی از یک رویکرد کاملاً آگاهانه و سرمایهگذاریمحور بوده است.
گروه توسعه مالی فیروزه به عنوان شرکت مادر، در رأس هرم ساختار مالی گروه قرار دارد و در نقش «آخرین تأمینکننده منابع» (Lender of Last Resort) برای زیرمجموعهها عمل میکند. در سالهایی که زیرمجموعههای ما پروژههای توسعهای بزرگ یا فرصتهای سرمایهگذاری بینظیری داشتند، ما ترجیح دادیم سود را در شرکت مادر انباشته کرده و آن را مجدداً در بدنه گروه سرمایهگذاری کنیم تا ارزشآفرینی بلندمدت ایجاد شود. بنابراین، عدم تقسیم سود در برخی سالها مستقیماً در جهت تأمین نیازهای توسعهای گروه بوده است.
اما برای سهامداران جدید، ما به دنبال ایجاد یک چشمانداز شفاف، باثبات و قابل پیشبینی هستیم. بر اساس مدلسازیهای مالی انجامشده و پیشبینی جریان نقدینگی زیرمجموعهها، سیاست تقسیمی پایداری را تدوین کردهایم:
سال ۱۴۰۵ (سال عرضه اولیه): آغاز تقسیم سود با نرخ ۴۰ درصد (که معادل میانگین سه دوره گذشته شرکت است).
سالهای بعد تا ۱۴۰۷: افزایش تدریجی این نسبت تا رسیدن به سطح هدفگذاریشده ۶۰ درصد.
این شیوه پلکانی تضمین میکند که هم برنامههای توسعهای شرکتهای زیرمجموعه بدون وقفه تأمین مالی شوند و هم سهامداران جدید از یک بازده نقدی سودمند و صعودی بهرهمند خواهند شد.
به عنوان سوال آخر که بحث بسیار داغی هم میان معاملهگران است؛ در امیدنامه ذکر شده که در مجموع ۱۵ درصد از سهام شرکت به فرآیند عرضه اولیه، انتقال به کد بازارگردان و عرضههای پس از آن اختصاص مییابد. ممکن است جزئیات دقیق این ساختار ۱۵ درصدی را تشریح کنید؟ چه میزان از این رقم شناور واقعی بازار خواهد بود و این طراحی چه کمکی به نقدشوندگی، کشف قیمت منصفانه و کنترل نوسانات در روزهای نخست معاملاتی میکند؟
این ساختار با دقت و با هدف حمایت از حقوق سهامداران خرد و تضمین تعادل بازار طراحی شده است. تفکیک این طرح ۱۵ درصدی به شرح زیر است:
گام اول (روز عرضه اولیه): عرضه ۷ درصد از کل سهام شرکت به روش ثبت سفارش (بوکبیلدینگ).
گام دوم (طی یک ماه پس از عرضه): عرضه تدریجی ۳ درصد دیگر از سهام، جهت افزایش تدریجی عمق بازار که در مجموع میزان عرضه عمومی را به ۱۰ درصد میرساند. پس از این مرحله، عرضه عمومی اولیه متوقف میشود. بنابراین، میزان شناوری واقعی و آزاد سهم در بازار ۱۰ درصد خواهد بود.
سهم بازارگردان: مابقی این ساختار یعنی ۵ درصد از کل سهام شرکت به کد بازارگردان منتقل میشود.
اثرات این ساختار بر معاملات:
این طراحی هوشمندانه مانع از عرضه یکباره و سنگین سهام میشود تا تعادل عرضه و تقاضا به هم نخورد. در روزهای ابتدایی، عرضه ۷ درصدی به کشف قیمت منصفانه و واقعی کمک میکند. از سوی دیگر، تخصیص ۵ درصد سهام به بازارگردان به عنوان یک ابزار مداخلهای کارآمد عمل میکند. بازارگردان با تکیه بر این حجم از سهام و نقدینگی در اختیار، نوسانات غیرعادی و هیجانی سهم را کنترل کرده و نقدشوندگی بالا را تضمین میکند، بدون اینکه دامنه مداخلهاش خارج از چارچوبهای استاندارد بازار سرمایه باشد.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.