این گفتوگوی مجید عشقی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار در دوران سید ابراهیم رئیسی ضبط شده در مهر ۱۴۰۴ است که پردهبرداری میکند از نوع نگرش مدیران دولت گذشته درباره بورس.
بورس24 : این گفتوگوی مجید عشقی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار در دوران سید ابراهیم رئیسی ضبط شده در مهر ۱۴۰۴ است که پردهبرداری میکند از نوع نگرش مدیران دولت گذشته درباره بورس.
در این مصاحبه، مجید عشقی در یک افشاگری بیسابقه و البته شجاعانه، پردهبرداری میکند از علل ریزش بورس در اردیبهشت ۱۴۰۲:
«علت اصلی ریزش بورس نامهای بود که دهم اردیبهشت مشاور رئیسجمهور وقت خطاب به رئیسی نوشت که مقدار شاخص بورس باید ۱.۶ میلیون واحد باشد! آن زمان شاخص در کانال ۲.۴ میلیون واحد بود. به نظرم خیلیها از محتوای نامه مزبور خبر داشتند و از همان روزها اقدام به فروش سهم در بورس کردند. دولت رئیسی از رشد سریع بورس هراس داشت و میترسید که ماجرای ۹۹ دوباره تکرار شود. موضوع نرخ خوراک پتروشیمیها داستان بعدی بود که در ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ هم نهایی نشد… بنابراین تأثیر آن نامه مشاور رئیسجمهور و اساساً اعتقاد برخی از مدیران دولت درباره شارپی بالا رفتن بازار سهام و حبابی بودن آن، خیلی بیشتر از موضوع خوراک بود.»
حالا، پس از گذشت بیش از ۳ سال از سرکوب بورس و سوخت داراییهای مردم در بورس، پایان جنگ و احتمال رفع تحریمها با توافق با آمریکا ـ که رویدادی بیسابقه پس از خروج ترامپ از برجام از سال ۹۷ تاکنون است ـ بهانهای شده برای ترمیم قیمت سهام و جبران عقبماندگی بسیار زیاد بازار سهام از واقعیتهای اقتصادی.
به قول محمودرضا خواجهنصیری، مدیر وقت نظارت بر بورسهای سازمان بورس، بازار سهام کیلومترها با واقعیتهای اقتصادی فاصله دارد.
حالا امروز سهشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ و در حالی که مارکتکپ بورس تازه از ۱۰۰ میلیارد دلار عبور کرده و هنوز به یکچهارم سطح دلاری سال ۹۹ نرسیده است، شورای بورس در مصوبهای سؤالبرانگیز به آزاد شدن تدریجی سهام عدالت رأی داد و رویداد دیگر، آزاد شدن منابع کارگزاران نزد صندوق تثبیت بازار بود؛ تصمیماتی که میتواند فشار فروش در بورس ایجاد کند.
مخالف این تصمیمات نیستیم. به هر حال کارگزاران بورس باید روزی به ۳۰ همت پول قفلشده خود در بورس برسند یا اینکه ۵۰ میلیون دارنده سهام عدالت نیز باید بتوانند دارایی خود را نقد کنند تا شاید بخش کوچکی از مشکلات زندگی آنها هموار شود.
اما آیا بهتر نبود ۳ ماه دیگر این تصمیمات اتخاذ میشد و زمانی که قیمت سهام توانسته بود خود را تا حدی بیشتر با تورم واقعی و شدید رویداده در کشور تطبیق دهد؟
هرچند معتقدیم که این تصمیمات اگر عاقلانه، حسابشده و تدریجی اعمال شود، میتواند بازار سهام را بزرگتر کند، مردم را با بورس آشتی دهد و منابع کارگزاران برای تخصیص منابع جهت خرید اعتباری سهام را بهبود بخشد، اما چرا حالا!؟
نکند از آن مدیران دولت رئیسی که در اردیبهشت ۱۴۰۲ نگران رشد بازار سرمایه بودند و حتی تارگت برای میزان رشد شاخص بورس ترسیم میکردند، در دولت مسعود پزشکیان هم حضور دارند و ما از آنها بیخبریم!؟
به مدیران بازار سرمایه و اعضای شورای بورس متذکر میشویم که مراقب تصمیمات خود باشید؛ اینجا جای مناسبی برای تصمیمات خلقالساعه و عجولانه نیست!














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.