پنجشنبه ۱۱ تیرماه مجمع عمومی عادی سالیانه گروه دارویی برکت در حالی برگزار شد که بیش از هر چیز اعتراض و دلسردی سهامداران را با تقسیم سود ۷۶ ریالی (تنها ۱۰ درصد از سود قابل تقسیم) به همراه آورد.
بورس24 : پنجشنبه ۱۱ تیرماه مجمع عمومی عادی سالیانه گروه دارویی برکت در حالی برگزار شد که بیش از هر چیز اعتراض و دلسردی سهامداران را با تقسیم سود ۷۶ ریالی (تنها ۱۰ درصد از سود قابل تقسیم) به همراه آورد.
بر همین اساس این رقم ناچیز، پیام واضحی برای بازار سرمایه داشت:
«سود حاصله، در چنبره طرحهای توسعهای نامعلوم و هزینههای عملیاتیِ در حال رشد، بلعیده شده است.»
سهامداران بازنده اصلی استراتژی «توسعه»
اینکه در شرایط تورمی کشور، شرکتی با این ادعای زنجیره کامل، تنها ۱۰ درصد از سود (۷۶ ریال) خود را تقسیم میکند، نشاندهنده فشار شدید نقدینگی در داخل مجموعه است.
با این رویکرد یعنی سهامدار باید سالها صبر کند تا شاید این طرحهای توسعه (که بسیاری از آنها بازسازی خطوط فرسوده است) به ثمر بنشینند؛ در حالی که ارزش واقعی پول سهامدار در مسیر این پروژههای طولانیمدت، بهشدت افت میکند.
رشد فروش یا تورمزدگی؟
گزارشهای مجمع بر ارقام خیرهکنندهای مثل «فروش ۴ همتی پخش البرز» یا «۲۰۰ میلیارد تومانی تولید دارو در خرداد» تأکید داشتند. اما آیا این رشد، واقعی است؟
در اقتصاد تورممحور ایران، رشد فروش ریالی اغلب به معنای رشد حجم تولید نیست، بلکه تنها بازتابدهنده رشد قیمتهاست. وقتی هزینه تأمین مواد اولیه و نرخ ارز بهطور پیوسته افزایش مییابد، رشد فروش عددی، یک موفقیت عملیاتی نیست، بلکه اجبارِ بازار برای بقاست. اینکه شرکتها با این همه ادعا، همچنان بر «فروش ریالی» مانور میدهند، پوششی بر حاشیه سودهای تحتفشار و هزینههای مالی سنگین است.
سایه فرسودگی بر داراییها
پروژههای سرمایهگذاری سال ۱۴۰۴ در این مجمع نیز معرفی شدند اما بیش از آن که «توسعهای» باشند، بوی «تعمیر و نگهداری» میدهند:
*بازسازی سایت C3 در البرز بالک
*بازسازی و نوسازی خط نیمهجامدات در تولید دارو
توسعه مراکز توزیع در پخش البرز
این یعنی گروه دارویی برکت بهجای تزریق سرمایه به تولید محصولات نوآورانه، بخش بزرگی از توان مالی خود را صرف زندهنگه داشتن خطوط تولید فرسوده میکند. این «هزینههای مستمر سرمایهای» (CapEx)، مانند یک چاه ویل عمل میکند که اجازه نمیدهد سودآوری شرکت برای سهامدار به بلوغ برسد.
وابستگی ارزی؛ پاشنه آشیلِ زنجیره کامل
ادعای «زنجیره کامل از ماده اولیه تا عرضه» با واقعیتِ واردات ۱۰۰ میلیون یورویی KBC تضاد دارد. وابستگی سنگین هلدینگ به تخصیص ارز و سهمیههای وارداتی، ریسک عملیاتی بسیار بزرگی است. در شرایطی که کوچکترین نوسان در تخصیص ارز یا سیاستهای ارزی بانک مرکزی میتواند کل زنجیره را مختل کند، صحبت از امنیت پایدار تأمین دارو، تا حد زیادی شعاری و در معرض ریسکهای سیستماتیک است.
تولید واکسن و بیوتکنولوژی؛ ظرفیتهای اندک در بازاری بزرگ
ظرفیت ۷۰۰ هزار دوزی واکسن و خطوط فیلینگ با ظرفیتهای ۴.۴ و ۴.۸ میلیونی، با وجود هزینههای سنگینِ ایجاد زیرساخت در شهرک صنعتی برکت، در مقایسه با ابعاد بازار دارویی کشور و هزینههای ثابتِ تولید، اقتصادی به نظر نمیرسد. این پروژهها که سالهاست بخش بزرگی از سرمایه گروه را بلوکه کردهاند، هنوز نتوانستهاند به موتور اصلی سودآوری هلدینگ تبدیل شوند.
هلدینگی در بنبستِ طرحهای توسعه
گروه دارویی برکت در مجمع اخیر، تصویری از شرکتی ارائه داد که در «تله توسعه» گرفتار شده است:
1. نقدینگی کافی برای سهامدار وجود ندارد (تقسیم سود ۱۰ درصدی).
2. تمرکز بیش از حد بر بازسازی خطوط قدیمی بهجای جهشهای تکنولوژیک واقعی.
3. وابستگی شدید به واردات که امنیت زنجیره تولید را شکننده کرده است.
از سویی دیگر تاکید می شود، زمانی که ویک هلدینگ دارویی، بخش بزرگی از منابع خود را در «شهرکهای صنعتی» و «پروژههای بازسازی» خرج میکند و در مقابل، کمترین سهم را به صاحبان سرمایه برمیگرداند، این یعنی اولویت مدیریت، حفظِ ساختارِ درونیِ هلدینگ است، نه خلق ارزش واقعی برای سهامدار. این ساختار، با ادامه سیاستهای فعلی، احتمالاً در سالهای آتی نیز با مشکل کمبود نقدینگی و نیاز مداوم به بازسازی مواجه خواهد بود.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.