این یادداشت با این گزاره آغاز میشود که دوران مدیریت جبلی ـ جلیلی در صداوسیما عملاً به پایان رسیده و ماجرای قطع مصاحبۀ محمدباقر قالیباف فقط روند تغییرات را شتاب داده است. نویسنده با توصیف صداوسیما بهعنوان رسانهای دورافتاده از دولت، جامعه و اخلاق حرفهای، تأکید میکند ادامۀ این مدیریت نهتنها قادر به اصلاح سازمان نیست، بلکه به لحاظ نمادین نیز با پیام «تغییر» در کشور ناسازگار است.
بورس24 : با هر متر و معیار که محاسبه کنید دوران جلیلی- جبلی در صدا و سیما به پایان رسیده و شمارش معکوس برای تغییرات مدیریتی در این سازمان شروع شده و ماجرای اخیر بر سر قطع مصاحبۀ آقای قالیباف تنها این روند را تسریع کرده است.
صدا و سیما به اصلاحات و تغییرات جدی نیاز دارد و این مهم از عهدۀ مدیران کنونی و زوج جبلی- جلیلی برنمیآید چرا که خود مشکل نمیتواند راه حل باشد و ادامۀ مدیریت آنها به لحاظ نمادین هم به صلاح نیست چون کشور نیاز به ارسال پیام تغییر دارد و این امر تنها در قالب یادداشت تفاهم با آمریکا جلوه نکرده و در عرصههای دیگر هم باید دیده شود.
از سوی دیگر از 5 مأموریت مهم که دکتر پزشکیان دو سال قبل و در آغاز ریاست جمهوری برای خود تعریف یا با حامیان بر سر آنها توافق کرده بود تنها صدا و سیما همچنان دست نخورده باقی مانده اگرچه میدانیم از حیطۀ اختیار او خارج است ولی نمیشود که صدا و سیمای جمهوری اسلامی با دولت جمهوری اسلامی این قدر زاویه و تباین داشته باشد.
عضویت در کانال تلگرام/روبیکا/بله عصر ایران
آن 5 فقره اینها بود: قانون حجاب اجباری که به رغم تصویب مجلس و تأیید نهایی شورای نگهبان پزشکیان تن داد و با این امتناع از اجرا به خاطر اختلافافکنی در جامعه کاری کرد کارستان و انگی هم به او نچسبید چون گفت نمیتوانم اجرا کنم. خودتان میتوانید بسم الله و که بود که به استقبال بحرانی دیگر برود؟!
دومی پیامرسانها و فضای مجازی اگر چه در ادامه به بازگشت اینترنت بینالملل بسنده شد ولی همین که عدهای سودای آن داشتند بالکل قطع کنند و با شورای عالی فضای مجازی ارتباط با دنیا را ببرند ولی او ستادی دیگر تشکیل داد و برای اتصال ولو نصف و نیمه کوشید وفای به عهد بود اگرچه باید کامل شود.
سومی مذاکره و رفع تنش به رغم مخالفت در عالیترین سطوح و دیدیم که در پی دو جنگ هم دست نکشید و اکنون ایران و آمریکا در 14 بند توافق کردهاند در حالی که ریاست تیم مذاکره این بار با محمد باقر قالیباف اصول گرا بود که حالا در مقام رییس مجلس چنان سیبل مخالفان شده که مصاحبه او را قطع می کنند اگرچه ناچار شدند شب بعد پخش کنند با توضیح این که مشکل فنی مانع پخش کامل شد!
چهارمی سر و سامان دادن به وضعیت گزینش و استخدام بود. اگرچه بخش اصلی سختگیریها و سهمیه های رانتی و نه آنها که واقعا محقاند می خواهند با تبعیض استخدام شوند اما ساختار آن ترک خورده و روزنههایی باز شده و امکان جذب خارج از این حلقۀ انحصار و تکرار تا حدی مهیا شده اما همچنان برای بسته نگاه داشتن در تلاشاند.
اگر دولت رییسی همچنان بر سر کار بود جایی برای غیر باقی نمی ماند و کل سیستم را با استخدام های خود پر می کردند کما این که یکی از معضلات این است که نمی دانند با تزریقیها و سفارشیهای آن دوره چه کنند.
و اما صدا و سیمای جبلی - جلیلی که به برنامه های دولت پزشکیان تن نمیدهد و به جای کارشناس و روحانی و سیاستمدار و مجری و اقتصاددان و هر حرفه و تخصص دیگر در کاینات، تا دلتان بخواهد مداح نشاندهاند! هر که چهار بیتی سروده و در یک تکه کاغذ در دست گرفته و با هیجان و تحریک احساسات و فیلتر قرمز به پروژکتور به جای نوحه حسین و عزاداری بد وبیراه میگوید و سیاست و دیپلماسی مملکت ما دست این جماعت افتاده!
تلویزیون برای اصلاح باید از دست این جماعت نجات پیدا کند و رییس جمهور می تواند قضیه را از دو جنبۀ ویژه دنبال کند: یکی به لحاظ اخلاقی چون اخلاق را به بردهاند و دیگری امنیتی چون مردم را پای شبکه های خارج نشین مینشانند.
به راحتی علیه هر که بخواهند و نپسندند برنامه میسازند و متهم میکنند. کاری که در دهه 70 با نشریات کم تیراژ و با پول انداک انجام میدادند حالا در برنامه هایی با بودجههای هنگفت صورت میدهند.
کافی است اهل فکری سخن متفاوت با آنها بگوید تا مجریانشان متهم کنند. کاری که به شکل مفتضح در برنامۀ اخیر "جریان" با دکتر سریعالقلم صورت دادند و به دروغ از برادران او گفتند. با هر فکر مستقل مشکل دارند. همه باید تکرار کننده باشند! خوب با این حساب دانشگاه می خواهید چه کار؟ پاسخ روشن است. دانشگاه را هم به این جماعت بدهید!
بی اخلاقی مثل موریانه صدا و سیما را از درون جویده و دیر و دور نیست که فرو ریزد.
یک تهیه کننده رادیو می گفت مهم نیست مخاطب بپسندد یا نه مهم نظر رییس مان است. تازه رادیویی ها از گزند این جماعت به نسبت سالم مانده اند.
غالب این تازه به دوران رسیده ها بعد از شهادت بهشتی به دنیا آمده اند و کل هنرشان مدل مداحیهای سیاسی است و گرنه به یاد میآوردند وقتی در مناظرۀ تلویزیونی در بهار 1360 نورالدین کیانوری دبیر کل حزب توده آیۀ قرآن را نادرست خواند آیتالله بهشتی از زیر میز کاغذی به او داد تا اصلاح کند.
بعد از مناظره، دکتر کیانوری از دکتر بهشتی پرسید چرا مقابل دوربین نگفتید و او پاسخ داد: ما قبل از پیروزی انقلاب همه جا می گفتیم اگر چند ساعت تلویزیون در اختیار ما باشد اخلاق و اندیشۀ اسلامی را به جامعه معرفی می کنیم و حالا که به دست ما افتاده نمیتوانیم اخلاق را زیرپا بگذاریم.
از سال 60 تا حالا 45 سال میگذرد و به جای دو شبکه تلویزیونی دهها شبکه در اختیار دارند ولی اخلاق جامعه را این جماعت ضایع کردهاند و ریشۀ ماجرا را در همین دو کلمۀ "جامعه" و "جماعت" باید جُست.
اینها به "جماعت" یعنی خودشان و هم فکرانشان بیشتر بها می دهند تا به "جامعه" با همۀ تکثر آن و به آحاد مردم منتها به نام جامعه به کام جماعت.
وضعیت به قدری چندش آور و غیر قابل تحمل شده که آزادی صدا و سیما از دست این حلقۀ بستۀ بیگانه با فرهنگ و هنر و سرگرمی و الزامات و اقتضائات اطلاع رسانی کم از آزادی خرمشهر نخواهد بود.
روزی که به جای تحمل شهبازیها و خسرویها و شبه کارشناسان تکراری و مداحان و قاسمیان و پناهیان شاهد طیفهای متنوع باشیم و اینها را هم می توانند با هم در یک شبکۀ مشخص مجتمع کنند چون به هر حال مخاطبانی دارند منتها نه این که به همۀ شبکهها سرایت کنند و آنها را همه جا ببینیم.
با این صدا و سیما راهی به دهی نمی توان برد و تغییر در آن اجتناب ناپذیر است. منتها هر چه زودتر اتفاق افتد به سود همه است؛ حتی خود جماعتی که اگرچه سود مادی میبرند ولی در کوی و خیابان میبینند مردم چقدر به آنان علاقهمندند.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.