مداخله در مکانیزمهای بازار تحت لوای قیمتگذاری دستوری، در دهههای گذشته همواره به انحراف منابع و شکلگیری شبکههای غیررسمی توزیع منجر شده است. در صنعت تایر، این عارضه، خود را در شکاف معنادار قیمت درب کارخانه و بازار آزاد نشان میدهد؛ شکافی که نه تنها کمکی به مصرفکننده نهایی نمیکند، بلکه توان سرمایهگذاری و نوسازی را از تولیدکننده سلب کرده است. عرضه لاستیک در بورس کالا، به عنوان یک جراحی ساختاری، نویدبخش بازگشت تعادل به این بازار است.
بورس24 : مداخله در مکانیزمهای بازار تحت لوای قیمتگذاری دستوری، در دهههای گذشته همواره به انحراف منابع و شکلگیری شبکههای غیررسمی توزیع منجر شده است. در صنعت تایر، این عارضه، خود را در شکاف معنادار قیمت درب کارخانه و بازار آزاد نشان میدهد؛ شکافی که نه تنها کمکی به مصرفکننده نهایی نمیکند، بلکه توان سرمایهگذاری و نوسازی را از تولیدکننده سلب کرده است. عرضه لاستیک در بورس کالا، به عنوان یک جراحی ساختاری، نویدبخش بازگشت تعادل به این بازار است.
مکانیزم کشف قیمت و پایان عصر واسطهگری
بورس کالا صرفاً یک پلتفرم فروش نیست، بلکه نماد «شفافیت اطلاعاتی» و «تقارن در بازار» است. با ورود تایر به این بستر، مکانیزم عرضه و تقاضا جایگزین بخشنامههای دستوری برای کشف قیمت واقعی میشود. دستاورد بلافصل این تغییر ساختار، حذف حاشیه سود کاذبی است که تاکنون به حساب شبکههای واسطهگری واریز میشد. این واسطهزدایی، گام نخست در مسیر احیای منطق اقتصادی در صنعت لاستیک کشور است.
از جریان نقدینگی تا توسعه پایدار و اشتغالزایی
اصلاح نظام قیمتگذاری و حذف واسطهها، ترازنامه شرکتهای تولیدی را متحول میکند. بازگشت ارزش واقعی محصولات به چرخه مالی تولیدکننده، منابع سرگردان را به سرمایههای مولد تبدیل خواهد کرد. این منابع آزادشده، پشتوانه تامین مالی پروژههای توسعهای، ارتقای تکنولوژی خطوط تولید و در نهایت، محرک اصلی اشتغالزایی پایدار خواهند بود. تجربه تاریخی صنعت سیمان در ایران گواه روشنی بر این مدعاست، صنعتی که با خروج از شمول قیمتگذاری دستوری و ورود به بورس کالا، توانست از یک صنعت زیانده و بحرانزده، به نمادی از بهرهوری و سودآوری در بازار سرمایه تبدیل شود.
معماری نوین سیاستهای حمایتی
یکی از دغدغههای همیشگی در گذار به اقتصاد بازار، نحوه حمایت از مصرفکننده است. برخلاف تصور سنتی، بورس کالا بستری کارآمدتر برای اعمال سیاستهای حمایتیِ هوشمند فراهم میکند. در یک اتمسفر شفاف و دادهمحور، سیاستگذار اقتصادی میتواند به جای توزیع کورکورانه یارانههای پنهان در طول زنجیره تامین (که غالباً به نشت منابع در بازار آزاد منتهی میشود)، حمایتها را به صورت هدفمند و قابل رصد، مستقیماً به مصرفکننده نهایی یا بخشهای استراتژیک تخصیص دهد.
رسالت تاپیکو و نقشآفرینی «بارز» در مسیر شفافیت
اجرای این اصلاحات ساختاری، نیازمند پیشگامی بازیگران اصلی صنعت است. «گروه صنعتی بارز» با در اختیار داشتن سهم ۴۵ درصدی از تولید لاستیک سواری کشور، به عنوان راهبر این بازار، آمادگی کامل خود را برای عرضه محصولات در بورس کالا اعلام کرده است. این جسارت عملیاتی، ریشه در یک اراده کلان مدیریتی دارد. هلدینگ سرمایهگذاری نفتو و گاز و پتروشیمی تامین (تاپیکو) به عنوان سهامدار عمده بارز، در همافزایی با رویکردهای کلان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مجموعه «شستا»، استراتژی «حاکمیت شرکتی و شفافیت حداکثری» را به عنوان یک اصل تخطیناپذیر در دستور کار قرار داده است. راهبرد تاپیکو، هدایت قاطع تمامی شرکتهای تابعه به سوی بورسهای کالایی است تا با استقرار انضباط مالی و حذف شبکه واسطه گری غیرحضوری، منافع حاصل از تولید ملی، به ذینفعان واقعی آن یعنی مردم،بازنشستگان و اقتصاد کلان کشور بازگردد.
چشم انداز تحول
ورود تایر به بورس کالا، یک انتخاب تاکتیکی برای عبور از بحرانهای مقطعی نیست؛ بلکه یک انتخاب راهبردی برای استقرار شایستهسالاری صنعتی و صیانت از سرمایههای ملی است. این مسیر، با اراده بازیگران کلان همچون تاپیکو و بارز، میتواند به الگویی برای اصلاح سایر بخشهای اقتصاد ایران تبدیل شود.
به قلم اکبر میرزاپور قائم مقام مدیرعامل هلدینگ #تاپیکو














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.