در شرایطی که صنعت طیور کشور تحت تأثیر نوسان قیمت نهادههای دامی، تغییرات نرخ ارز، هزینههای حملونقل و حساسیتهای مرتبط با امنیت غذایی قرار دارد، مجتمع تولید گوشت مرغ ماهان با نماد «زماهان» تلاش دارد جایگاه خود را در زنجیره تولید گوشت مرغ تثبیت کند.
ندا فتاحی – بورس24 : در شرایطی که صنعت طیور کشور تحت تأثیر نوسان قیمت نهادههای دامی، تغییرات نرخ ارز، هزینههای حملونقل و حساسیتهای مرتبط با امنیت غذایی قرار دارد، مجتمع تولید گوشت مرغ ماهان با نماد «زماهان» تلاش دارد جایگاه خود را در زنجیره تولید گوشت مرغ تثبیت کند.
بر همین اساس سیدرضا آلداوود، مدیرعامل این شرکت، طی گفتوگویی با بورس24 ضمن اشاره به برنامههای مدیریتی جدید، تأکید کرد که نگاه شرکت صرفاً معطوف به تولید و سودآوری کوتاهمدت نیست، بلکه حفظ امنیت غذایی، کاهش بهای تمامشده، توسعه ظرفیتهای تولیدی و صیانت از ارزش سرمایه سهامداران، در کنار یکدیگر دنبال میشود. در ادامه مشروح این گفتگو را می خوانید:
ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید با چه پیشینهای مدیریت زماهان را بر عهده گرفتهاید؟
سیدرضا آلداوود دانشآموخته علوم دامی و DBA بوده و حدود ۲۷ سال است که در مجموعههای تولیدی صنعت طیور فعالیت دارم. در حال حاضر عضو هیئتمدیره شرکت اجداد زربال و نایبرئیس هیئتمدیره انجمن زنجیرههای تولید گوشت مرغ کشور نیز هستم.
طبیعتاً صنعت طیور، صنعتی اقتصادی و سودآور است، اما باید توجه داشت که این صنعت فقط یک حوزه تولیدی معمولی نیست. ما در صنعت غذا فعالیت میکنیم و در این بخش، موضوعی فراتر از خلق ثروت مطرح است؛ یعنی امنیت غذایی کشور.
از همین منظر، یکی از برنامههای اصلی من در شرکت ماهان، حفظ جایگاه این مجموعه در تولید گوشت مرغ کشور، افزایش تابآوری عملیاتی و حفاظت از سرمایه سهامداران است.
با توجه به وضعیت فعلی صنعت طیور، مهمترین برنامه مدیریتی شما برای زماهان چیست؟
این برنامه چند محور اصلی دارد. نخست، حفظ جایگاه شرکت ماهان در زنجیره تولید گوشت مرغ کشور است. دوم، تنوعبخشی به سبد محصولات شرکت؛ زیرا هرچه سبد محصول متنوعتر باشد، تابآوری شرکت در شرایط بحرانی افزایش پیدا میکند.
در کنار این موارد، افزایش بهرهوری، بهروزرسانی سیستمها، بهسازی و نوسازی واحدهای تولیدی و مدیریت بهتر نهادهها از برنامههای جدی شرکت است. ما باید تولید را اقتصادیتر کنیم و این موضوع فقط از مسیر افزایش مقدار تولید محقق نمیشود؛ بلکه باید ساختار هزینه، کیفیت تولید و زنجیره تأمین نیز اصلاح شود.
استراتژی هلدینگ کشاورزی کوثر و زماهان، حداکثر کردن تولید همراه با حداکثر کردن سود است. یعنی افزایش تولید باید در کنار سودآوری پایدار و قابل اتکا برای شرکت و سهامداران اتفاق بیفتد.
یکی از دغدغههای اصلی سهامداران، اثر نهادههای دامی بر سودآوری شرکت است. در این زمینه چه برنامهای دارید؟
نهادههای دامی یکی از مهمترین اجزای بهای تمامشده در صنعت طیور هستند. نوسان قیمت نهاده، تأخیر در تأمین، وابستگی به واسطهها و تغییرات نرخ ارز میتواند بهطور مستقیم بر حاشیه سود شرکتهای فعال در این صنعت اثر بگذارد.
شرکت ماهان زیرمجموعه هلدینگ کشاورزی کوثر است و در همین چارچوب، شرکت بازرگانی مرتبط با بنیاد مستضعفان به نام «دهره» در ماههای اخیر اقدام به واردات مستقیم نهاده کرده است. یک محموله نیز چند هفته قبل به کشور رسیده و توزیع شده است.
برنامهریزی ما این است که تأمین نیاز شرکتهای تحت پوشش شرکت سرمایهگذاری کشاورزی کوثر، تا حد امکان از مسیر واردات مستقیم انجام شود. این موضوع میتواند مزیت مهمی برای شرکت ایجاد کند؛ زیرا حذف واسطهها، مدیریت بهتر هزینه تأمین و دسترسی منظمتر به نهاده، در نهایت میتواند به کاهش بهای تمامشده و بهبود سودآوری تولید منجر شود.
آیا واردات مستقیم نهاده میتواند اثر ملموسی بر صورتهای مالی «زماهان» داشته باشد؟
بله، البته اثر آن باید در گزارشهای مالی آینده و عملکرد عملیاتی شرکت بررسی شود. از منظر اقتصادی، وقتی بخش قابل توجهی از بهای تمامشده یک شرکت وابسته به مواد اولیه و نهادههاست، هرگونه بهبود در تأمین، قیمت خرید و ثبات زنجیره عرضه میتواند بر حاشیه سود اثرگذار باشد.
در صنعت طیور، نهادههایی مانند ذرت و کنجاله سویا نقش کلیدی دارند. اگر شرکت بتواند بخشی از این نیاز را با هزینه رقابتیتر و با واسطه کمتر تأمین کند، فشار هزینهای کاهش مییابد. این کاهش فشار میتواند در چند شاخص بورسی خود را نشان دهد؛ از جمله بهبود حاشیه سود ناخالص، کاهش نوسان سود عملیاتی، افزایش توان برنامهریزی تولید و بهبود جریان نقد عملیاتی.
البته باید توجه کرد که واردات مستقیم بهتنهایی کافی نیست. این سیاست زمانی به نتیجه کامل میرسد که با مدیریت موجودی، کنترل ضایعات، کاهش تلفات، بهبود بهرهوری واحدهای تولیدی و فروش هدفمند همراه شود.
با آزادسازی یا تغییر سیاستهای واردات، چه اثری بر تولید شرکت ایجاد میشود؟
آزاد شدن یا تسهیل واردات نهاده میتواند از دو جهت برای شرکت مهم باشد. نخست از جهت تأمین پایدار نهاده و دوم از جهت کنترل بهای تمامشده.
وقتی تولیدکننده در تأمین نهاده اطمینان بیشتری داشته باشد، برنامهریزی تولید دقیقتر انجام میشود. در صنعت طیور، اختلال در نهاده بهسرعت میتواند بر جوجهریزی، رشد گله، وزنگیری، نرخ تلفات و در نهایت مقدار عرضه اثر بگذارد.
از طرف دیگر، اگر واردات مستقیم بتواند هزینه تأمین را کاهش دهد، شرکت امکان بیشتری برای حفظ حاشیه سود خواهد داشت. این مسئله برای سهامداران بورسی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سودآوری «زماهان» بهشدت با مدیریت هزینه نهاده و بهرهوری تولید در ارتباط است.
به موضوع امنیت غذایی اشاره کردید. این مفهوم چه ارتباطی با عملکرد اقتصادی شرکت دارد؟
در صنعت غذا، فعالیت شرکتها فقط با معیارهای مالی سنجیده نمیشود. تأمین گوشت مرغ، بهعنوان یکی از اصلیترین منابع پروتئینی خانوار، با امنیت غذایی کشور ارتباط مستقیم دارد.
اما این مسئولیت اجتماعی نباید به معنای نادیده گرفتن سودآوری باشد. برعکس، شرکتی که بهرهور، سودآور و دارای زنجیره تأمین پایدار باشد، بهتر میتواند نقش خود را در امنیت غذایی ایفا کند.
بنابراین نگاه ما این است که مسئولیت اجتماعی، تولید پایدار و سودآوری سهامداران باید در یک مسیر قرار بگیرند. اگر شرکت بتواند تولید را افزایش دهد، هزینه را کنترل کند و کیفیت را ارتقا دهد، هم به بازار مصرف کمک کرده و هم از ارزش سرمایه سهامداران صیانت کرده است.
مزیت جغرافیایی مرغ ماهان در جنوب کشور چه اهمیتی دارد؟
یکی از ویژگیهای مهم شرکت ماهان، حضور آن در جنوب کشور است. بخش عمدهای از فعالیت صنعت طیور در استانهای شمالی کشور متمرکز شده، اما ماهان در منطقهای فعالیت میکند که میتواند از نظر دسترسی به بازارهای جنوبی و صادراتی، مزیت ویژهای ایجاد کند.
کشورهای همسایه ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس، عمدتاً واردکننده گوشت مرغ هستند. از این منظر، موقعیت جغرافیایی ماهان میتواند در برنامههای بلندمدت شرکت نقش مهمی داشته باشد.
البته صادرات پایدار نیازمند الزامات مشخصی است؛ از جمله ثبات تولید، کیفیت محصول، رعایت استانداردهای بهداشتی، رقابتپذیری قیمت، لجستیک مناسب و قراردادهای تجاری بلندمدت. نگاه ما این است که در افق بلندمدت، شرکت بتواند از این مزیت برای ورود جدیتر به بازارهای صادراتی استفاده کند.
آیا صادرات میتواند به یکی از پیشرانهای سودآوری «زماهان» تبدیل شود؟
در صورت فراهم شدن زیرساختها، بله. صادرات برای شرکتی مانند ماهان میتواند چند مزیت ایجاد کند. نخست، تنوعبخشی به بازار فروش است. دوم، کاهش وابستگی صرف به بازار داخلی. سوم، امکان فروش با نرخهای رقابتیتر در برخی بازارهای منطقهای.
اما صادرات در صنعت غذا، بهویژه گوشت مرغ، نیازمند نگاه بلندمدت است. نمیتوان صرفاً با مازاد تولید مقطعی وارد بازار صادرات شد. برای صادرات پایدار باید تولید، بستهبندی، کشتارگاه، زنجیره سرد، کنترل کیفیت و بازاریابی منطقهای همزمان توسعه پیدا کند.
از منظر بورسی، اگر شرکت بتواند صادرات را از مرحله برنامه به فروش واقعی و تکرارشونده تبدیل کند، این موضوع میتواند در آینده بهعنوان یک محرک ارزشگذاری برای سهم مطرح شود.
تنوعبخشی به سبد محصول چه جایگاهی در برنامه شرکت دارد؟
تنوع سبد محصول یکی از برنامههای جدی شرکت است. شرکتی که فقط به یک محصول یا یک مسیر فروش وابسته باشد، در برابر شوکهای بازار آسیبپذیرتر است. اما وقتی سبد محصول متنوع شود، شرکت میتواند بخشی از ریسکهای قیمتی، تقاضایی و عملیاتی را مدیریت کند.
در زنجیره گوشت مرغ، امکان توسعه محصولات فرآوریشده، بستهبندیشده و دارای ارزش افزوده وجود دارد. این مسیر میتواند حاشیه سود را نسبت به فروش خام یا کمفرآوریشده بهبود دهد.
البته ورود به محصولات جدید باید حسابشده باشد. شرکت باید بازار هدف، ظرفیت تولید، هزینه سرمایهگذاری، شبکه فروش و حاشیه سود هر محصول را دقیق بررسی کند. اما از منظر راهبردی، تنوع محصول میتواند تابآوری «زماهان» را در دورههای نوسانی افزایش دهد.
در حوزه بهسازی و نوسازی واحدها چه اولویتی دارید؟
بهرهوری تولید بدون نوسازی و بهروزرسانی سیستمها امکانپذیر نیست. واحدهای تولیدی در صنعت طیور باید از نظر تجهیزات، تهویه، تغذیه، مدیریت گله، کنترل بیماری، مصرف انرژی و مدیریت نیروی انسانی بهروز باشند.
هرگونه ضعف در این بخشها میتواند به افزایش تلفات، کاهش وزنگیری، رشد هزینهها و افت کیفیت محصول منجر شود. بنابراین بهسازی واحدها فقط یک هزینه سرمایهای نیست؛ بلکه میتواند سرمایهگذاری برای کاهش هزینههای آینده و افزایش سودآوری باشد.
در برنامه شرکت، نوسازی واحدها، ارتقای بهرهوری و کاهش ضایعات بهعنوان مسیرهای اصلی بهبود عملکرد عملیاتی دنبال میشود.
برای سهامداران بورسی، مهمترین پیام برنامههای جدید «زماهان» چیست؟
پیام اصلی این است که شرکت به دنبال رشد صرفاً مقداری نیست؛ بلکه تلاش دارد رشد تولید را با کنترل هزینه، بهبود حاشیه سود و افزایش تابآوری همراه کند.
سهامداران باید توجه داشته باشند که در صنعت طیور، سودآوری تابع چند متغیر مهم است؛ نرخ نهاده، مقدار تولید، نرخ فروش، تلفات، هزینههای سربار، بهرهوری واحدها و وضعیت بازار مصرف. بنابراین هر برنامهای که بتواند این متغیرها را بهبود دهد، برای ارزش شرکت اهمیت دارد.
واردات مستقیم نهاده، تنوع محصول، توسعه بازار، استفاده از مزیت جغرافیایی جنوب کشور، برنامه صادراتی و فعالسازی ظرفیتهای زنجیره تولید، همگی میتوانند در صورت اجرای موفق، اثر مثبت بر عملکرد مالی شرکت داشته باشند.
با توجه به اطلاعات مجمع، وضعیت عملیاتی و مالی شرکت را چگونه میتوان تحلیل کرد؟
بر اساس اطلاعات ارائهشده در مجمع، «زماهان» دارای چهار مزرعه مرغ مادر در کرمان، هرکدام با ظرفیت ۵۰ هزار قطعه و یک مزرعه در قزوین با ظرفیت ۳۵ هزار قطعه است. بنابراین ظرفیت اسمی مزارع مرغ مادر شرکت در مجموع به حدود ۲۳۵ هزار قطعه میرسد.
در سال مورد گزارش، سود عملیاتی شرکت حدود ۱۴۷ میلیارد تومان اعلام شده است. تولید جوجه یکروزه گوشتی در محدوده ۳۴ تا ۳۵ میلیون قطعه بوده و متوسط نرخ فروش آن حدود ۲۱ هزار تومان گزارش شده است. حاشیه سود این بخش حدود ۹ درصد عنوان شده است.
همچنین تولید مرغ گوشتی مشارکتی حدود یک میلیون و ۱۵۲ هزار کیلوگرم با متوسط نرخ فروش ۶۷ هزار و ۲۶۰ تومان و حاشیه سود ۱۳ درصد اعلام شده است. در بخش گوشت مرغ نیز تولید ۹۴ تن با حاشیه سود ۴ درصد گزارش شده است.
این ارقام نشان میدهد که شرکت در بخشهای مختلف زنجیره فعالیت دارد، اما سطح حاشیه سود در هر بخش متفاوت است. بنابراین مدیریت ترکیب فروش و تمرکز بر بخشهای پربازدهتر میتواند برای آینده شرکت اهمیت زیادی داشته باشد.
ساختار بهای تمامشده چه پیامی برای تحلیلگران بورسی دارد؟
در ساختار بهای تمامشده شرکت، مواد اولیه سهمی حدود ۴۷ درصدی دارد. دستمزد حدود ۱۷ درصد و سربار حدود ۳۶ درصد از بهای تمامشده را تشکیل میدهد.
این ترکیب نشان میدهد که کنترل مواد اولیه و نهادهها، مهمترین اهرم مدیریت هزینه در شرکت است. وقتی تقریباً نیمی از بهای تمامشده به مواد اولیه وابسته است، هرگونه بهبود در خرید، واردات مستقیم، حذف واسطهها یا مدیریت موجودی میتواند اثر معناداری بر حاشیه سود داشته باشد.
از سوی دیگر، سهم بالای سربار نیز نشان میدهد که افزایش ظرفیت بهرهبرداری، کاهش توقفات، مدیریت انرژی، بهسازی تجهیزات و استفاده کاملتر از داراییهای تولیدی میتواند در کاهش هزینه واحد تولید مؤثر باشد.
وضعیت کشتارگاه شرکت چه اهمیتی دارد؟
کشتارگاه یکی از بخشهای مهم زنجیره ارزش شرکت است. طبق اطلاعات ارائهشده، این بخش در سال مورد گزارش به دلیل تازهراهاندازی بودن زیانده بوده، اما مدیریت اعلام کرده که در سال بعد به سوددهی رسیده است.
این موضوع برای تحلیلگران اهمیت دارد؛ زیرا کشتارگاه اگر به ظرفیت مناسب برسد، میتواند شرکت را از فروش صرف محصول اولیه به سمت فروش محصول با ارزش افزوده بالاتر هدایت کند.
در بخش کشتار و بستهبندی نیز حدود ۱۱ میلیون و ۳۴۴ هزار کیلوگرم گوشت مرغ فرآوری شده است. اگر این ظرفیت با مدیریت هزینه، بازار فروش مناسب و بستهبندی استاندارد همراه شود، میتواند به بهبود سود عملیاتی شرکت کمک کند.
ریسکهای اصلی پیشروی زماهان چیست؟
مهمترین ریسک شرکت، نوسان قیمت نهادههای دامی و تغییرات سیاستهای ارزی است. آزادسازی نرخ ارز یا افزایش هزینه واردات نهاده میتواند فشار مستقیمی بر بهای تمامشده وارد کند.
ریسک دیگر، قیمتگذاری و شرایط بازار مرغ است. اگر قیمت فروش متناسب با رشد هزینهها تعدیل نشود، حاشیه سود شرکت تحت فشار قرار میگیرد.
هزینه انرژی، حملونقل، نرخ تلفات، بیماریهای دام و طیور، کاهش جوجهریزی مرغداران، افت قدرت خرید مصرفکننده و نوسان تقاضا نیز از دیگر ریسکهای مهم این صنعت است.
از منظر بورسی، سرمایهگذاران باید به این نکته توجه کنند که صنعت طیور اگرچه ظرفیت سودآوری دارد، اما صنعتی کمریسک و کاملاً قابل پیشبینی نیست. عملکرد شرکتها در این صنعت به شدت به مدیریت عملیاتی، تأمین نهاده و سیاستهای کلان وابسته است.
در مقابل، مهمترین فرصتهای زماهان کداماند؟
فرصت نخست، واردات مستقیم نهاده و کاهش وابستگی به واسطههاست. این موضوع میتواند به کاهش بهای تمامشده و ثبات بیشتر تولید کمک کند.
فرصت دوم، تکمیل زنجیره ارزش است؛ از تولید جوجه یکروزه و مرغ مادر تا کشتار، بستهبندی و عرضه محصول نهایی. هرچه شرکت سهم بیشتری از زنجیره را در اختیار داشته باشد، امکان مدیریت حاشیه سود و کنترل کیفیت افزایش مییابد.
فرصت سوم، مزیت جغرافیایی در جنوب کشور و امکان دسترسی به بازارهای صادراتی است. با توجه به واردکننده بودن کشورهای همسایه و حوزه خلیج فارس در زمینه گوشت مرغ، این بازارها میتوانند در افق بلندمدت برای شرکت جذاب باشند.
فرصت چهارم، تنوعبخشی به محصولات و توسعه محصولات فرآوریشده است. این مسیر میتواند وابستگی شرکت به فروش محصولات پایه را کاهش دهد و ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند.
سیاست تقسیم سود شرکت را چگونه میتوان ارزیابی کرد؟
در مجمع سالانه، به ازای هر سهم ۲ ریال سود نقدی تقسیم شد. این میزان تقسیم سود نشان میدهد که شرکت احتمالاً رویکرد محافظهکارانهتری در توزیع نقدی داشته و بخش عمده منابع را برای نیازهای عملیاتی، سرمایه در گردش، توسعه یا اصلاح ساختار مالی حفظ کرده است.
برای شرکتی در صنعت طیور، مدیریت سرمایه در گردش اهمیت زیادی دارد؛ زیرا خرید نهاده، نگهداری موجودی، دوره تولید، فروش و وصول مطالبات همگی به نقدینگی نیاز دارند. بنابراین تقسیم سود پایین الزاماً نشانه منفی نیست، اما سهامداران باید بررسی کنند که منابع حفظشده در شرکت تا چه حد به رشد سودآوری آینده منجر میشود.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.