باز هم نام بهرنگ اسدی در گمانهزنیهای مدیریتی فرابورس ایران مطرح شده است؛ اما پیش از هر داوری، آنچه اهمیت دارد سنجش مدیران بر پایه کارنامه واقعی، مستندات منتشره و قضاوت حرفهای است، نه موجسازیهای مجازی و باجنیوزها.
بورس24 : باز هم صحبت از تغییر مدیرعامل در فرابورس ایران است؛ اینبار به نام بهرنگ اسدی که نامش در گمانهزنیهای احتمالی برای مدیرعاملی این نهاد مطرح شده است. اما فراتر از اینکه این انتصاب محقق شود یا نه، آنچه در این میان اهمیت دارد، چگونگی قضاوت درباره مدیران است؛ فضایی که در سالهای اخیر به میدان تخریب شخصیت، باجنیوزها و فیکنیوزها تبدیل شده است.
اینبار در گمانهزنیهای مربوط به مدیرعاملی فرابورس ایران. اما سؤالی که باید پیش از هر داوری مطرح شود این است: آیا قرار است عملکرد مدیریتی افراد با روایتهای انرژیبر و شبهرسانهای سنجیده شود یا با کارنامه واقعی و قابل راستیآزمایی؟
تخریب شخصیت؛ عارضهای مضر برای فضای مدیریتی
واقعیت تلخ این است که تخریب شخصیت افراد در فضای مجازی، مدتی است به پدیدهای مضر برای کشور و فضای مدیریتی ایران تبدیل شده است. با هزینهای پایین و تنها با چند میلیون تومان، میتوان شخصی را در برخی شبهرسانهها و باجنیوزها بالا برد یا پایین آورد؛ بیآنکه لزوماً مستندات حرفهای و منصفانهای پشت این موجسازیها باشد.
این عادت ناپسند، پیش از آن که به یک فرد خاص آسیب بزند، به اعتماد عمومی به بازار سرمایه و به بازدارندگی از پذیرش مسئولیت در مدیران حرفهای ضربه میزند.کسی که میداند پیش از انتصاب، آماج موج تخریب قرار میگیرد، کمتر تن به مسئولیت میدهد و بازار از حضور مدیران توانمند محروم میماند.
کارنامه اسدی؛ آنچه باید منصفانه دیده شود
در خصوص بهرنگ اسدی، فارغ از اینکه در نهایت گزینه مدیرعاملی فرابورس باشد یا نه، باید در چارچوب انصاف درباره او قضاوت کرد. اگر قرار است کارنامهای مرور شود، این مرور باید همسنگ روایتهای انتقادی، شاهد عملکرد هم باشد. در همین چارچوب، برخی از اقدامات و سوابق مدیریتی او در دوره مسئولیت اخیرش، بر اساس عملکرد منتشره خود او روی سایت شخصیش، از جمله موارد زیر قابل توجه است:
فعالسازی صباتأمین ایرانیان بهعنوان شرکت چابک گروه در امور سرمایهگذاری فعالانه و تقویت مشتقه شستا یا بازگشایی نمادهای اختیار معامله تاصیکو و چند اقدام دیگر در حوزه مشتقات
خرید ۱.۵ همت ملی مس پیش از رالی مس و ایجاد ارزش افزوده قابل توجه
انتشار اوراق تأمین مالی در بحبوحه جنگ برای کارخانههای دارویی شستا
افزایش دارایی تحت مدیریت سبدگردان اندیشه صبا از ۴۰ به ۹۰ همت و تأسیس صندوق بازنشستگی، صندوقهای بخشی و دریافت موافقت اصولی صندوق PE
راهاندازی صباکارت و نرمافزار جامع سرمایهگذاری صبا
افزایش سرمایههای بیش از ۲ همتی در زنجیره خدمات مالی گروه بدون اثرگذاری بر سود تقسیمی صبا
افزایش اهرم مالی گروه با وجود محدودیتهای اعتباری و بانکی
رشد چشمگیر سودآوری شرکتهای فرعی از جمله دوبرابری سبدگردان و کارگزاری
تاسیس واسپاری صبا و اخذ مجوز فعالیت
عدالت چه میطلبد؟
نقد منصفانه حق هر ناظری است؛ اما نقد زمانی مشروع است که بر پایه سند و شاهد باشد، نه بر پایه شایعه و موجسازی. اگر قرار باشد درباره دورههای مدیریتی اسدی پرسش شود، باید روایت تمامی طرفها و اسناد رسمی نیز شنیده شود؛ همانطور که در مورد هر مدیر دیگری انتظار میرود.
فرابورس به چه چیزی نیاز دارد؟
فرابورس، بهعنوان یکی از حساسترین نهادهای بازار سرمایه، بیش از هر چیز به ثبات، شفافیت، پاسخگویی و اعتماد نیاز دارد. اینکه نهایتاً چه شخصی بر صندلی مدیرعاملی این نهاد بنشیند، در گرو تصمیمگیری حرفهای و قانونی نهادهای مسئول است؛ اما آنچه وظیفه رسانهای و اخلاقی ماست، قضاوت منصفانه و پرهیز از تخریب شخصیت است.
در پایان بد نیست یادآوری کنیم که فرابورس ایران از سال ۱۳۷۸ تاکنون با مدیریت چهرههایی چون مصطفی امیدقائمی، امیر هامونی، میثم فدایی واحد و محمدعلی شیرازی اداره شده است؛ مدیرانی که هرکدام بخشی از مسیر شکلگیری و بلوغ این نهاد را ساختهاند و هر داوری درباره آنها نیز باید در همین چارچوب انصاف انجام شود.
یکی از نکات مهم درباره جا به جایی های مدیریتی در همه شرکت ها از جمله ارکان بازار سرمایه عبور از مدیرعامل قبلی بدون ارزیابی و توجه به کارنامه و عملکرد مدیریتی آن هاست.
آنچه امروز اهمیت دارد، نه نام یک فرد، بلکه معیار انتصاب و اخلاق قضاوت است؛ اینکه پیش از هر حکم و هر موج رسانهای، کارنامهها با انصاف دیده شود و فضای مدیریتی کشور از تیغ شایعه و باجنیوزها در امان بماند. امید است انتخاب مدیرعامل فرابورس، با همین نگاه شفاف و عادلانه رقم بخورد و کسی که مسئولیت میگیرد، با اتکا به عملکرد مستند خود، پاسخگوی بازار باشد.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.