Bourse24 Ads 261
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 295
تبلیغ بورس24

Bourse24 Ads 264
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 306
تبلیغ بورس24

Bourse24 Ads 304

به پول فکر کنیم یا نه؛بابای دارا و بابای نادار چه می گویند؟

بخش دوم کتاب پرفروش بابای دارا بابای نادار به ضرورت های آمورش کارکرد پول پرداخته است.در بخش اول این کتاب خواندیم که بابای دارا از پول و ثروت سخن می گوید و این که برای پول کار نباید کرد بلکه پول باید برای ما کار کند و در مقابل پدر نادار دیدگاه خاصی در این خصوص ندارد و همواره به حداقل ها می اندیشد.اما اینک بخش دوم کتاب...

یکی از دلیل‌هایی که دارایان همواره داراتر و ناداران نادارتر می‌شوند و میانی‌ها نیز پیوسته زیر بار قرض دست و پا می‌زنند، این است که موضوع کاربرد پول را در خانه و نه در مدرسه یاد می‌دهند. بسیاری از ما، از پدران و مادران خود درباره کارکرد پول چیز می‌آموزیم. بنابراین، یک پدر و مادر نادار از پول چه می‌دانند که به فرزند خود بیاموزند؟ آنان به سادگی اندرز می‌دهند که «خوب درس بخوان و نمره‌های خوب بگیر.» این را در جوانی آموخته‌اند.

در مدرسه از پول چیزی به ما نمی‌آموزند و تمرکز سازمان‌های آموزشی بر مهارت‌های نظری و فنی است. مهارت‌های مالی را به فراموشی می‌سپارند و به همین دلیل کارشناسان خبره بانکی، پزشکان و حسابداران، به‌رغم گرفتن نمره‌های عالی در دانشگاه در سراسر زندگی خود از نظر مالی همچنان در تقلا و گرفتارند. رشد سرسام‌آور بدهی ملی کشورها بیشتر بدان دلیل است که سیاستمداران و دولتمردانی تصمیم‌های مالی را می‌‌گیرند که آموزش و یادگیری آنان در زمینه کارکرد پول، اندک یا هیچ بوده است.

از آنجایی که من دو پدر اثرگذار داشته‌ام، از هر دو نفر چیزهایی آموخته‌ام. ناچار بوده‌ام تا درباره اندرزهای هر کدام بیندیشم و از بررسی تاثیر اندیشه هر کدام بر زندگی‌اش، بینش ارزشمندی پیدا کنم. برای مثال؛ یکی از باباهایم عادت داشت که بگوید «از عهده من برنمی‌آید» دیگری از به کار بردن این واژه‌ها پرهیز می‌کرد. به جای آن می‌گفت: «چگونه می‌توانم از عهده این کار برآیم؟» عبارت نخست حالت خبری و عبارت دوم جنبه پرسشی دارد. یکی کار شما را تمام شده می‌داند و دیگری وادار به اندیشیدن می‌کند. «از عهده من برنمی‌آید» مغز را از کار می‌اندازد و «چگونه می‌توانم از عهده این کار برآیم» مغز را به حرکت و جست‌وجو وا می‌دارد. از دید بابای دوم، عبارت «از عهده من برنمی‌آید» نشانه تنبلی مغزی و فکری است. او به ورزیده ساختن مغز به عنوان نیرومندترین رایانه جهان عقیده داشت؛ «هرچقدر مغز شما نیرومند شود، داراتر می‌شوید.»

اگرچه هر دو بابایم سختکوش بودند، می‌دیدم که یکی در زمینه کارکرد پول مغزش را به حالت خواب درمی‌آورد و دیگری آن را به ورزش و تمرین می‌گیرد. در درازمدت نتیجه این بود که از نظر مالی پیوسته یکی توانمندتر و دیگری ناتوان‌تر می‌شد. این وضع چندان با حالت دو نفر تفاوت ندارد که یکی هر روز به ورزشگاه می‌رود و به تمرین می‌پردازد و دیگری در اتاقش لمیده تلویزیون تماشا می‌کند. ورزش مناسب و پیگیر بدنی به تندرستی و ورزش مغزی به ثروتمندی می‌انجامد. تنبلی از هر دو فرصت تندرستی و ثروتمندی می‌کاهد.

دو بابایم بینش مخالفی در اندیشیدن داشتند. یکی فکر می‌کرد که ثروتمندان باید مالیات بیشتری بپردازند تا هزینه کسانی شود که از امکانات زندگی بهره کمتری نصیب‌شان گردیده است. دیگری می‌گفت: «مالیات ابزار تنبیه کسانی است که بیشتر تولید می‌کنند و پاداش به آنانی است که تولید نمی‌کنند.»

یکی از باباها توصیه می‌کرد: «خوب درس بخوان تا در شرکت ارزشمندی استخدام شوی»، توصیه دیگری چنین بود «خوب درس بخوان تا بتوانی شرکت ارزشمندی برای خریدن پیدا کنی؟»

یکی از باباها می‌گفت: «دلیل اینکه ثروتمند نشده‌ام، شما بچه‌ها هستید»، دیگری می‌گفت: «دلیل اینکه باید ثروتمند شوم، شما بچه‌ها هستید.»

یکی در سر میز شام تشویق می‌کرد تا از پول و کسب و کار گفت‌وگو کنیم، دیگری این را منع می‌کرد. یکی می‌گفت: «پول را باید محتاطانه و بی‌خطر هزینه کرد» دیگری می‌گفت: «مدیریت خطر کردن را بیاموزید.»

یکی عقیده داشت: «خانه ما بزرگ‌ترین دارایی خانواده می‌باشد»، به عقیده دیگری «خانه بزرگ‌ترین بدهکاری است و هر کس بیشترین درآمدش را در خرید خانه سرمایه‌گذاری کند دچار دردسر می‌شود.»

هر دو بابا صورت‌حساب‌هایشان را به هنگام می‌پرداختند، ولی یکی در نخستین فرصت و دیگری در آخرین فرصت.

به عقیده یکی؛ دولت یا کارفرما باید نیازهای انسان‌ها را برآورده سازد. او همواره دل‌نگران اضافه حقوق، طرح بازنشستگی، مزایای بهداشتی درمانی، مرخصی بیماری، میزان مرخصی و دیگر مزایای استخدامی بود. به دو عمویش می‌نازید که وارد خدمت ارتش شدند و پس از بیست سال خدمت شایسته اکنون به مزایای بازنشستگی تمام عمر و رفاه رسیده‌اند. عاشق امکانات بهداشتی درمانی بود که ارتش برای نیروهای بازنشسته خود تامین می‌کند. به نظام استخدامی دانشگاه‌ها نیز عشق می‌ورزید. چنین می‌نمود که تضمین شغلی برای تمام عمر و مزایای ناشی از آن، از خود شغل با اهمیت‌تر است.

بابای دیگرم به خوداتکایی مالی فراگیر عقیده داشت. آشکارا بر علیه تفکر «استحقاق داشتن» سخن می‌گفت، چیزی که انسان‌های ناتوان و نیازمند می‌آفریند. بر بی‌نیازی مالی شایسته تاکید داشت.

یکی از باباهایم در راه پس‌انداز چند دلار می‌کوشید، دیگری به آسانی سرمایه‌‌گذاری‌های تازه می‌کرد.

یکی از باباها به من آموخت که چگونه خلاصه شرح معرفی خود را بنویسم تا شغل‌های بهتری بیابم، دیگری چگونگی نوشتن برنامه‌های پرتوان مالی و کسب و کار را یادم داد تا بتوانم شغل‌آفرینی کنم.

منبع خبر: گروه تحلیلی_خبری بورس 24

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید :

نظرات :

این مطلب 4 نظر دارد.

  • abd qiyas
    abd qiyas پاسخ

    بسیارعالی وفوق العاده بود.سپاسگزاریوتشکر

    11 سال پیش
  • مهمان
    مهمان پاسخ

    حالا ما سهامدارها کدومشونیم

    11 سال پیش
  • علی نقدی
    علی نقدی پاسخ

    فوق العاده و بی نظیر بود ، امیدوارم ازشون استفاده کنم

    11 سال پیش
  • مجتبی احمدی زاده
    مجتبی احمدی زاده پاسخ

    بسیاربسیارعالی و آموزنده بود بهتراست مسائل کاربردی تر و ریزتر مطرح وتحلیل شود باتشکر فراوان

    11 سال پیش

شما هم نظر دهید

captcha

بورس ۲۴ را دنبال کنید

آخرین اخبار و تحلیل‌های بازار سرمایه را از دست ندهید



پاسخ به سوالات بورسی شما
Bourse24 Ads 300
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 287
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 143
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 273
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 208
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 259
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 25
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 27
تبلیغ بورس24