ایالات متحده تا حد زیادی یک تجمع نظامی بیسابقه را در خلیج فارس تکمیل کرده است. آنچه همچنان نامشخص مانده، نه توانایی آمریکا، بلکه راهبرد آن است.
بورس24 : ایالات متحده تا حد زیادی یک تجمع نظامی بیسابقه را در خلیج فارس تکمیل کرده است. آنچه همچنان نامشخص مانده، نه توانایی آمریکا، بلکه راهبرد آن است.
عضو اندیشکده «شورای آتلانتیک» ۹ نکته درمورد ایران، ترامپ و آنچه در پیش است بیان کرد.
دنیس سیترونوویچ عضو اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک در صفحه توییتر خود نوشت :
الف) ایالات متحده تا حد زیادی یک تجمع نظامی بیسابقه را در خلیج فارس تکمیل کرده است. آنچه همچنان نامشخص مانده، نه توانایی آمریکا، بلکه راهبرد آن است.
ب) در این مرحله، واشنگتن میان دو مسیر کاملاً متفاوت گرفتار شده است: ازسرگیری دیپلماسی هستهای با ایران، یا اقدام نظامی محدود با هدف احیای بازدارندگی و افزایش فشار داخلی بر حکومت.
پ) در پشت صحنه، مجموعهای غیرمعمول از بازیگران منطقهای و بینالمللی در تلاشاند از تشدید تنش جلوگیری کنند. هدف آنها طراحی یک «خروج آبرومندانه» است؛ مسیری که به رئیسجمهور آمریکا اجازه دهد بدون لغزیدن به سوی رویارویی مستقیم نظامی با تهران، یک پیروزی سیاسی را اعلام کند.
ت) تهران چگونه به ماجرا نگاه میکند؟ ایران تحولات شش ماه گذشته را نه بحرانهایی جداگانه، بلکه بخشی از یک تلاش هماهنگ برای تضعیف یا نهایتاً سرنگونی نظام میبیند. به همین دلیل، تهران خود را برای بدترین سناریو آماده میکند. یک حمله آمریکا احتمالاً نه بهعنوان اقدامی مقطعی، بلکه بهمثابه نخستین گام در یک کارزار گستردهتر برای تغییر رژیم تفسیر خواهد شد — که واکنشی قابلتوجه از سوی ایران را در پی خواهد داشت.
ث) اما با وجود گستردگی استقرار نظامی آمریکا، ایران قصد تسلیم شدن ندارد. خطوط قرمز تهران روشن است: هیچ مذاکرهای فراتر از پرونده هستهای، و حفظ حق غنیسازی اورانیوم. ایران حاضر است محدودیتهای قابلتوجهی بر سطح غنیسازی و ذخایر بپذیرد — اما تنها در برابر رفع کامل تحریمها.
ج) باید گفت با توجه به سطح بالای تنش، بیاعتمادی و محدودیتهای سیاسی در هر دو طرف، حتی اگر هر دو خواهان آن باشند، احتمال دستیابی به یک توافق جامع هستهای در کوتاهمدت بسیار اندک است. اگر قرار باشد از تشدید تنش جلوگیری شود، تنها گزینه واقعبینانه یک توافق موقت و محدود یا چارچوب سیاسی است؛ مانند توقف نسبی غنیسازی و بازگشت بازرسان، در برابر کاهش بخشی از تحریمها. این اقدام زمان میخرد، اما تعارض بنیادی را حل نمیکند.
چ) بیاعتمادی عمیق تهران نسبت به دونالد ترامپ — که ریشه در مواضع و اقدامات گذشته دارد — همچنان مانعی بزرگ است.
ح) با این حال، حتی بدون توافق، ترامپ ناچار نیست فوراً دست به حمله بزند. او میتواند از حضور نظامی برای تشدید اجرای تحریمها و افزایش تدریجی فشار استفاده کند. با این وجود، انتظار برای «رهبری قاطع» از ترامپ بالاست و تعلل طولانیمدت خطرات خاص خود را دارد — بهویژه با توجه به سابقه ایران در واکنشهای حسابشده، مانند حملات سال ۲۰۱۹ به نفتکشها یا تهدیدها پیرامون تنگه هرمز.
خ) مشکل اصلی این است که دولت آمریکا هنوز مشخص نکرده دقیقاً چه میخواهد از ایران. اینجا ونزوئلا نیست. خطرات تشدید تنش واقعی و شدید است، اما دیپلماسی دستنیافتنی خواهد ماند مگر آنکه واشنگتن بهجای مطالبات حداکثری، چارچوبی گامبهگام و صرفاً هستهای را دنبال کند. در هر سناریویی، انتظارات دولت باید با واقعیت همراستا شود. با وجود آسیبپذیریهای تهران و شاید دقیقاً به همین دلیل، ایران حاضر نخواهد شد امتیازهای بزرگی بدهد که از نگاهش بنیانهای ایدئولوژیک نظام را تضعیف میکند.
جمعبندی: این روزها، روزهایی سرنوشتساز هستند که میتوانند مسیر تشدید تنشهای منطقهای را شکل دهند. بدون یک گشایش دیپلماتیک، احتمال اقدام نظامی بالا باقی میماند اما هدف آن همچنان روشن نیست. حملهای محدود حکومت ایران را سرنگون نخواهد کرد، و تهران نیز تحت فشار از بنیانهای ایدئولوژیک خود دست نخواهد کشید. افزون بر این، بعید است ایران آغازگر باشد. اکنون تصمیم با واشنگتن است:
حمله — یا بازتنظیم مطالبات، اگر واقعاً به دنبال توافق است.
توپ در زمین آمریکاست.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.