آنچه در این میان تلختر به نظر میرسد، رفتار قیمتها در دورهای است که از منظر بنیادی، بسیاری از شرکتها وضعیت به مراتب بهتری نسبت به ماههای قبل دارند اما در عمل اصلاح قیمتها شبیه به ریزش بعد از جنگ 12 روزه بود ! رشد فروش، بهبود نرخها و چشمانداز سودآوری مناسبتر، همگی عواملی هستند که در یک منطق طبیعی باید به حمایت از قیمت سهام منجر میشدند. اما آنچه در عمل رخ داد، فشار فروشی بود که در بسیاری از نمادها ابعادی کمرشکن گرفت؛ بازار طبق معمول بدبینانهترین سناریوهای ممکن را پیشخور کرده و حتی فراتر از آن حرکت کرده است.
پیشبینی بازار ...
بورس24 : بورس تهران معاملات بیست و هشتمین روز بهمن را با افزایش نسبی تقاضا تحت تاثیر تحرکات پائین به بالای روز دوشنبه استارت زد اما در عین حال شروع دور دوم مذاکرات بین ایران و آمریکا در ژنو عاملی برای احتیاط در رفتار معاملهگران بود و بطور کل هرچه از دقایق ابتدایی بیشتر فاصله گرفتیم، انرژی خریداران رو به افول رفت و در عوض فروشندههای بیشتری در کف بازار حاضر شدند. البته در یکساعت پایانی برخی از معاملهگرانِ ریسکپذیر در طیفی از نمادهای پرتراکنش و نقدشونده فعال شدند و در انتها 73 درصد بازار مثبت شد. شاخص کل بعد از 3 روز افت متوالی، رشد اندک 0.65 درصدی را ثبت کرد. ارزش معاملات مجددا کاهشی شد و به 7 همت رسید و 160 میلیارد تومان ورود پول حقیقی رقم خورد ...
بازار سهشنبه را در حالی پیش بردیم که طرفین مذاکرات در سوئیس دور یک میز نشستند تا شاید در این تاریکی از توافق، به یک نقطه مشترک برسند و جلوی حملات آمریکا و پرتاب موشک از سمت ما گرفته شود. از دید ما هر دو کشور در حال کار روی یک نقشه راه میانی هستند؛ چارچوبی که در آن "فشار، معامله و مذاکره" بهطور همزمان پیش میروند. این مدل به طرف آمریکایی امکان میدهد ادعا کند مسیر تازهای گشوده و به تهران اجازه میدهد بدون عقبنشینیهای پرهزینه، از تشدید بحران جلوگیری کند.
اما معاملهگران امیدوار بودند حداقل نشانهای از کاهش ریسکهای سیاسی مخابره شود؛ نشانهای که بتواند بخشی از بار روانی تحمیلشده به بازار را سبک کند؛ هر چند که به نظر اتفاقاتی در نه به شکل ملموس اما به شکل زیرپوستی در جریان است. با این حال، همانند نشستهای اخیر، خبر تعیینکنندهای منتشر نشد و روایتهای رسمی نیز بیشتر بر عادی بودن شرایط تاکید داشت و طبق معمول دیپلماتهای ما هم خبر از آمادگی همیشگی خود برای رسیدن به توافق دادند و ما ماندیم تا طرف مقابل از خواب بیدار شود و نظرش را درخصوص نشست روز سهشنبه اعلام کند ... !
آنچه در این میان تلختر به نظر میرسد، رفتار قیمتها در دورهای است که از منظر بنیادی، بسیاری از شرکتها وضعیت به مراتب بهتری نسبت به ماههای قبل دارند اما در عمل اصلاح قیمتها شبیه به ریزش بعد از جنگ 12 روزه بود ! رشد فروش، بهبود نرخها و چشمانداز سودآوری مناسبتر، همگی عواملی هستند که در یک منطق طبیعی باید به حمایت از قیمت سهام منجر میشدند. اما آنچه در عمل رخ داد، فشار فروشی بود که در بسیاری از نمادها ابعادی کمرشکن گرفت؛ بازار طبق معمول بدبینانهترین سناریوهای ممکن را پیشخور کرده و حتی فراتر از آن حرکت کرده است.
جالب است بدانید که در اصلاح اخیر بازار نسبت ارزش سهام شرکتهای با مارکت کمتر از 2 همت که 340 شرکت از 793 شرکت را شامل میشوند (43% بازار) به کمترین مقدار خود از سال 1389 رسیده است ! این نسبت که در اسفند 98 حدود 8% بود و حتی در کف شهریور ماه امسال 3.6% بود، امروز به 2.6% رسیده است ! این نسبت به شکل واضحی نشان میدهد که بازدهی این شرکتها در قیاس با شرکتهای بزرگ بازار به شدت افت کرده و به عبارتی فاصله بین سهام شاخصساز با سهام کوچک بصورت تصاعدی افزایش یافته و این در شرایطی است که اتفاقا بسیاری از نمادهای کوچک بازار از نظر بنیادی فضایی به مراتب بهتر از بزرگان و شاخصسازان دارند ...
لذا پرسش اساسی اینجاست که چرا در یکی از مقاطع کمنظیر به لحاظ ارزندگی، بازار اینچنین رها شده است ؟ بخشی از این مشکل را میدانیم که از کجا آب میخورد. متاسفانه این وضعیت محصول تجویز نسخههایی از سوی برخی مدیران صندوقها و مشاورین سازمان بورس است که این روزها نقش پدرخوانده بازار را ایفا میکنند. آنها در مقاطعی که خریدشان تمام شود، فضای رشد بازار را هموار میکنند و بعد از خروج و شناسایی سود، دایه مهربانتر از مادر میشوند و برای بازار نسخه اصلاح قیمتی تجویز میکنند. بگذریم ...
اما اگر به اعداد و ارقام نگاه کنیم، تصویر کاملاً متفاوتی دیده میشود. با فرض تداوم روند فعلی تولید و فروش، نسبت قیمت به سود آیندهنگر در طیف وسیعی از شرکتها به محدودههایی رسیده که در تاریخ بازار کمتر تجربه شده است؛ سطوحی زیر 4 و یا حتی کمتر از 3 واحد که معمولاً مترادف با بدبینی شدید یا وقوع بحرانهای بزرگ تلقی میشوند. در حالی که صورتهای مالی چنین پیامی نمیدهند. ارزش دلاری بازار نیز به سطوح بعد از جنگ 12 روزه رسیده و سطح تاریخی جدیدی را ثبت کرده است. در بسیاری از سهمهای بزرگ، مارکتکپ دلاری عملاً به سطوح ماههای بحرانی قبل رسیده و در شرکتهای کوچکتر، حتی پایینتر از آن قرار گرفته است. نکته جالبتر اینکه در برخی نمادها نه تنها بهبود دلاری رخ نداده، بلکه از نظر ریالی هم پیشرفتی دیده نمیشود و قیمتها در همان حوالی کفهای قبلی نوسان میکنند !
بنابراین مسئله اصلی را نمیتوان صرفاً مازاد عرضه دانست. مشکل مهمتر، غیبت تقاضای موثر است. پول جدیدی به بازار ترغیب نمیشود، سرمایهگذار برای پذیرش ریسک انگیزه کافی ندارد و ترجیح میدهد تا روشنتر شدن ابعاد تحولات سیاسی دست نگه دارد. وقتی بازارساز نیز در چنین شرایطی حمایت معناداری نشان نمیدهد، طبیعی است که تمرکز فعالان به سمت خبرهای سیاسی سوق پیدا کند و هر شایعهای بتواند مسیر معاملات را تغییر دهد.
از نگاه ما شرایط این روزها شباهت زیادی به ...















نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.