اگرچه پایان دادن به جنگی که اساساً نباید از ابتدا آغاز میشد ــ به جای ادامه بیپایان آن در پیِ پیروزیای خیالی، همانگونه که ایالات متحده در افغانستان انجام داد ــ تصمیم درستی است، اما این کار به آسانیای که ترامپ تصور میکند نخواهد بود.
بورس24 : تریتا پارسی درباره کنفرانس خبری دیشب ترامپ نوشت:
کنفرانس خبری «پراکنده و نامنسجم» ترامپ به نظر میرسد دو هدف اصلی داشته است:
الف) آرام کردن بازارها با این پیام که جنگ بهزودی ممکن است پایان یابد زیرا تا اینجا بسیار «موفق» بوده است؛
ب) آماده کردن زمینه برای اینکه ترامپ با اعلام یکجانبه پیروزی به جنگ پایان دهد.
اگرچه پایان دادن به جنگی که اساساً نباید از ابتدا آغاز میشد ــ به جای ادامه بیپایان آن در پیِ پیروزیای خیالی، همانگونه که ایالات متحده در افغانستان انجام داد ــ تصمیم درستی است، اما این کار به آسانیای که ترامپ تصور میکند نخواهد بود.
تهران نیز در این ماجرا حق رأی و نقش تعیینکننده دارد ــ و نشانه چندانی وجود ندارد که نشان دهد ایران با پایان یافتن جنگ موافقت خواهد کرد.
تهران با آتشبس زودهنگام مخالف است، زیرا نگران است چنین آتشبسی تنها به آمریکا و اسرائیل فرصت دهد تا دوباره سازماندهی شوند، تسلیحات خود را تقویت کنند و سپس بار دیگر به ایران حمله کنند. از دید تهران، زمانی شرایط برای آتشبس مهیا میشود که هزینههای کافی بر آمریکا، دولتهای منطقه، اسرائیل و اقتصاد جهانی تحمیل شده باشد؛ به گونهای که همه کشورها به این نتیجه برسند که آغاز این جنگ اشتباه بوده است و در نتیجه هیچ دولتی تمایلی به شروع دوباره آن نداشته باشد.
علاوه بر این، اگر جنگ در همین حالا پایان یابد، ایران در موقعیتی بدتر از قبل از آغاز جنگ قرار خواهد گرفت. بخش زیادی از زیرساختهای آن تخریب شده، توان موشکیاش آسیب دیده، توانایی صادرات نفت آن ضربه خورده و مهمتر از همه، چشمانداز رفع تحریمها عملاً از بین رفته است. در چنین شرایطی اساساً چه کسی میتواند و چه کسی خواهد خواست به بازسازی ایران کمک کند؟
چنین وضعیتی ایران را نه تنها در موقعیتی ضعیفتر، بلکه در مسیر ضعف فزاینده قرار میدهد. و همین امر احتمال یک جنگ تهاجمی دیگر از سوی آمریکا و اسرائیل را بیشتر، نه کمتر، میکند؛ زیرا همین برداشت از ضعف ایران بود که به ترامپ و اسرائیل این تصور را داد که فرصت مناسبی برای جنگ فراهم شده است.
بنابراین به نظر میرسد که ایران احتمالاً حملات خود علیه اسرائیل را ادامه خواهد داد، حتی اگر آمریکا اعلام پیروزی کند و نیروهای نظامی خود را خارج سازد. حتی ممکن است کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز همچنان هدف قرار گیرند. همچنین تهران به احتمال زیاد تلاش خواهد کرد تنگه هرمز را بسته نگه دارد (دستکم در حال حاضر نشانهای وجود ندارد که ایران توانایی انجام این اقدامات را از دست داده باشد).
این وضعیت برای ترامپ یک معضل جدی ایجاد خواهد کرد. برای او دشوار خواهد بود که در حالی که ایران و اسرائیل همچنان با یکدیگر درگیرند، از جنگ دور بماند. اما اگر دوباره وارد جنگ شود، پوچ بودن اعلام پیروزی او آشکار خواهد شد. بازارها واکنش منفی نشان خواهند داد و تمام هزینههایی که ترامپ اکنون تلاش میکند از آنها اجتناب کند احتمالاً بهطور چشمگیری افزایش خواهند یافت.
البته ایران نیز نه خواهان جنگی بیپایان است و نه توان اقتصادی آن را دارد. اما احتمالاً برای پذیرش آتشبس گامهای مهمی را مطالبه خواهد کرد. این موارد ممکن است شامل تعهدی از سوی ترامپ برای آغاز نکردن دوباره جنگ باشد (هرچند نویسنده ارزش چنین تعهدی را چندان قابل فهم نمیداند). اما مهمتر از آن، احتمالاً شامل رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران در خارج از کشور خواهد بود.
ترامپ احتمالاً واکنش تند نشان خواهد داد، اما اگر نتیجه ادامه جنگ باشد، فشار زیادی بر او وارد خواهد شد. در اینجا نقش برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس میتواند بسیار تعیینکننده باشد، زیرا آنها ممکن است بتوانند ترتیبی فراهم کنند که در آن هم ترامپ و هم ایران احساس کنند که «برنده» شدهاند.
البته اینکه آیا اسرائیل اجازه خواهد داد چنین توافقی شکل بگیرد یا نه، موضوع دیگری است.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.