عباسعلی حقانینسب میگوید ترکیب فعلی کانون نهادهای سرمایهگذاری بهدلیل حضور پررنگ نهادهای وابسته به بانکها و مجموعههای شبهدولتی با تضاد منافع ساختاری مواجه شده؛ وضعیتی که به گفته او این نهاد را از ایفای نقش مؤثر در حمایت از سهامداران خرد دور کرده است.
بورس24 : در آستانه برگزاری مجمع سالانه کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران در 28 اردیبهشت ۱۴۰۵، عباسعلی حقانینسب رئیس هیئتمدیره سبدگران هدف با نگاهی انتقادی به عملکرد این نهاد، از وجود «تضاد منافع ساختاری» در ترکیب اعضای کانون سخن میگوید؛ تضادی که به گفته وی باعث شده این نهاد به جای ایفای نقش حمایتی از نهادهای مالی خصوص و متعلق به حقیقی ها، به نهادی منفعل در بازار سرمایه تبدیل شود.
حقانینسب معتقد است سلطه نهادهای وابسته به بانکها و مجموعههای شبهدولتی بر کرسیهای تصمیمگیری، کارکرد واقعی کانون را محدود کرده و حتی در مقاطع بحرانی نیز این نهاد نتوانسته واکنش مؤثر و حمایتی از منافع کل بازیگران بازار سرمایه ، نهادهای مالی خصوصی و در نتیجه جامعه سهامداران نشان دهد. بورس24 در همین زمینه گفتوگویی با وی انجام داده است.
لطفاً از دیدگاه ساختاری کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران صحبت کنید و توضیح دهید چرا این نهاد با «تضاد درونی» روبهرو است؟
کانون نهادهای سرمایهگذاری از ابتدا با چالشهای عظیم ساختاری مواجه بوده است. اساساً ترکیب اعضای این کانون بهگونهای طراحی شده که تناقضهای جدی در منافع میان نهادهای عضو وجود دارد. در واقع، نهادهای بزرگ، کوچک، نهادهای وابسته به بانکها و حتی شبهدولتیها در این ساختار گرد هم آمدهاند؛ اما به دلیل تفاوت چشمگیر در اهداف و منافع آنها، روابط درون کانون بیشتر شبیه «جمع اضداد» به نظر میرسد. نهادهایی که به منابع مالی کلان وابسته هستند یا از حمایت بانکها بهرهمندند، عملاً بر سیاستگذاریها مسلط شدهاند و همین موضوع کارایی کانون را تحتالشعاع قرار داده است.
این تضادهای داخلی چگونه بر عملکرد عملیاتی کانون تأثیر گذاشتهاند؟
تضادهای داخلی باعث شده است که کانون نتواند به وظیفه اصلی خود که حمایت از سرمایهگذاران خرد است بپردازد. در باور عمومی، کانون باید نماینده و مدافع منافع سهامداران خرد باشد، اما در عمل چنین اتفاقی رخ نمیدهد. علت اصلی این وضعیت، نه صرفاً انفعال مدیریت، بلکه سیاستگذاریها و ساختار کلی این نهاد است. حضور نهادهای شبهدولتی و وابسته به بانکها باعث شده بیشترین کرسیهای تصمیمگیرنده در اختیار نهادهای بزرگ باشد. از این رو، عملاً کانون به نهادی منفعل تبدیل شده که تعامل مؤثری با بازار سرمایه ندارد و تفاوتی میان بودن یا نبودن آن برای بازار نمیتوان قائل شد.
سازمان بورس به عنوان نهاد ناظر چه نقشی در این بحران ساختاری ایفا کرده است؟ آیا حمایت کافی انجام میشود؟
متأسفانه سازمان بورس رویکردی مداخلهگرانه دارد و به کانون نهادهای سرمایهگذاری جایگاه قابل توجهی نداده است. این وضعیت نشان میدهد که حتی نهاد ناظر نیز به جای تقویت استقلال کانون، بیشتر به ایجاد محدودیتهایی پرداخته که کارکرد واقعی و تأثیرگذاری این نهاد را کاهش داده است. به بیان ساده، کانون نتوانسته بازوی جدی و مؤثری برای حمایت از منافع کل و عمومی بازار سرمایه و سهامداران خرد باشد، زیرا ساختار آن بهگونهای طراحی شده که قدرتهای متمرکز بانکها و شبهدولتیها کنترل امور را در دست گرفتهاند.
در شرایط بحرانی مانند جنگ یا بحرانهای اقتصادی که میتوان از کانون انتظار واکنش داشت، چرا این نهاد ناکارآمد باقی مانده است؟
در شرایط بحرانی، انفعال کانون بهوضوح بیشتر دیده میشود. بهعنوان مثال، در زمان جنگ این نهاد میتوانست با صندوق توسعه ملی و دولت وارد تعامل شود و منابعی در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ همت درخواست کند تا از سهامداران خرد و افرادی که در بحران آسیب دیدهاند حمایت شود، اما چنین اتفاقی نیفتاد. دلیل اصلی آن، ضعف در ساختار و تمرکز قدرت در دست نهادهای شبهدولتی و وابسته به بانکهاست. مدیریت تلاش خود را انجام میدهد، اما ساختار اجازه نمیدهد واکنش مناسبی نشان داده شود. بنابراین وجود کانون نتوانسته به رفع بحرانها یا حمایت از منافع بازار کمک قابل توجهی کند.
با توجه به این مشکلات، چه اصلاحاتی باید انجام شود تا کانون نهادهای سرمایهگذاری کارآمدتر شود؟
اصلاحات باید از ساختار آغاز شود. ابتدا باید تضاد منافع میان اعضا کاهش یابد. این امر نیازمند بازنگری اساسی در نحوه عضویت و تشکیل هیئتمدیره است. تمرکز قدرت نباید به نهادهای بزرگ و وابسته محدود شود و باید نهادهای کوچکتر و مستقلتر جایگاه بیشتری داشته باشند. علاوه بر این، سازمان بورس باید نگاه دقیقتر و حمایتگرانهتری نسبت به کانون داشته باشد.
تقویت استقلال کانون و تبدیل آن به نهادی اثرگذار، نیازمند بازتعریف مأموریتها و اجرای برنامههایی برای تمرکز بیشتر بر حمایت از منافع جمیع سهامداران حقیقی و حقوقی است.
در نهایت، عملکرد فعلی کانون چه تأثیری بر بازار سرمایه گذاشته و چه تهدیدهایی برای جامعه سهامداران ایجاد کرده است؟
عملکرد فعلی کانون باعث تضعیف اعتماد در بازار سرمایه شده است. سهامداران خرد و بخش خصوصی فعال در بازار سرمایه احساس میکنند حمایت مناسبی دریافت نمیکنند و در شرایط بحرانی تنها ماندهاند. این موضوع موجب شده کیفیت و کارایی بازار سرمایه کاهش یابد و به جای ایجاد امنیت سرمایهگذاری، خطر و بیثباتی افزایش پیدا کند. از سوی دیگر، وجود کانون با چنین عملکردی به حفظ منافع قدرتهای بزرگ کمک کرده و عملاً حمایت عمومی از بازار و توسعه اقتصادی را به حاشیه برده است.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.