این روزها مجددا برخی رسانهها با تمرکز روی طرح مشارکت در تولید ایرانخودرو، سعی میکنند طوری روایت کنند که انگار مردم بیحساب و کتاب در حال هدر دادن پول خود هستند و آخرش هم معلوم نیست چه تحویل میگیرند! اما اگر کمی واقعیتر و بدون هیجان به ماجرا نگاه کنیم، تصویر فرق میکند.
بورس24 : این روزها مجددا برخی رسانهها با تمرکز روی طرح مشارکت در تولید ایرانخودرو، سعی میکنند طوری روایت کنند که انگار مردم بیحساب و کتاب در حال هدر دادن پول خود هستند و آخرش هم معلوم نیست چه تحویل میگیرند! اما اگر کمی واقعیتر و بدون هیجان به ماجرا نگاه کنیم، تصویر فرق میکند.
اولا یک نکته مهم؛ در اقتصادی که تورم سالانه، نرخ ارز، قیمت فولاد، پتروشیمی، حملونقل و حتی دستمزدها مدام بالا میرود، اساساً فروش بلندمدت با قیمت قطعی تقریباً غیرممکن است.
یعنی اگر خودروساز بخواهد امروز برای تحویل یک سال بعد قیمت قطعی بدهد، یا باید قیمت را از همین حالا بسیار بالاتر حساب کند، یا عملاً زیان سنگین بسازد و تولید را متوقف کند.
اتفاقاً چیزی که الان در طرح مشارکت دیده میشود، مدل رایجتری از فروش در اقتصاد تورمی است. مشتری بخشی از مبلغ را امروز پرداخت میکند، سود مشارکت هم میگیرد و قیمت نهایی بر اساس شرایط روز تحویل محاسبه میشود و مشتری تضمین دریافت خودرو با قیمت کارخانه در یک تاریخ مشخص(براساس اولویت ثبتنام و واریز وجه) را دریافت میکند.
با توجه به حاشیه قیمت کارخانه و بازار که به دلیل اقتصاد دستوری به خودروساز و مردم تحمیل شده، این مدل خرید در نهایت به نفع مشتری خواهد بود.
این دقیقاً همان چیزی است که در بسیاری از پروژههای ساختمانی، سرمایهگذاری و حتی برخی صنایع دیگر هم وجود دارد.
یک سوال ساده: اگر این طرح به «ضرر مردم» است، چرا ظرفیتها به سرعت پر میشود؟ واقعیت این است که بازار خودش خیلی زودتر از تحلیلهای رسانهای تصمیم میگیرد.
مردم میدانند در شرایط فعلی اقتصاد، داشتن قرارداد رسمی خرید خودرو با موعد مشخص، برای خیلیها مطمئنتر از خرید از بازار آشفته و دلالی است.
نکته بعدی اینجاست که بعضی گزارشها وانمود میکنند ایرانخودرو دارد با پول مردم «تأمین مالی» میکند. خب سؤال اینجاست؛ مگر تولید بدون نقدینگی ممکن است؟
همین الان هزینه تأمین قطعه، فولاد، حملونقل، دستمزد، انرژی و لجستیک نسبت به دو سال قبل جهش داشته. اگر خودروساز نقدینگی نداشته باشد، اولین نتیجهاش افت تولید و جهش بیشتر قیمت بازار خواهد بود؛ چیزی که در نهایت باز هم دودش به چشم مصرفکننده میرود.
از آن طرف، منتقدان یک نکته مهم را عمداً نمیگویند و آن اینست که در همین طرح، سود مشارکت ۱۷ تا ۲۰.۵ درصدی برای مشتری در نظر گرفته شده یعنی پول خریدار بدون بازده هم نمیماند.
ضمن اینکه تجربه سالهای اخیر نشان داده فاصله قیمت کارخانه و بازار در بسیاری از محصولات آنقدر زیاد بوده که حتی با وجود افزایش قیمت رسمی، باز هم خرید کارخانه برای خیلیها صرفه اقتصادی داشته است.
اصل ماجرا چیز دیگری است. مشکل اصلی امروز بازار خودرو تورم عمومی اقتصاد، رشد نرخ ارز، هزینه مواد اولیه، محدودیتهای واردات، اختلال زنجیره تأمین و شرایط پساجنگ است که همه روی قیمت خودرو اثر میگذارند.
در چنین شرایطی اگر تولید متوقف شود یا خودروساز نتواند سرمایه در گردش تأمین کند، نتیجهاش نه ارزانی، بلکه کمبود خودرو و انفجار بیشتر قیمتهاست.
در این شرایط باید گفت که تبدیل کردن هر طرح فروش به «فاجعه علیه مردم»، بیشتر شبیه بازی رسانهای است تا تحلیل اقتصادی.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.