«چرا پروندهای به پیچیدگی مذاکرات ایران و آمریکا، در این مقطع زمانی مورد توجه و اقبال مقامات پاکستانی قرار گرفته» پرسشی است که در پاسخ به آن باید معادلات بسیاری از تاریخ روابط پاکستان با ایران و آمریکا تا الزامات منطقهای و بینالمللی در نظر گرفته شوند.
بورس24 : مهار بحران در جنوب غرب آسیا، ماموریتی است که پاکستان از اواخر فروردین سال جاری و همزمان با توقف حملات آمریکا و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، برای خود تعریف کرده است. ماموریتی که در پی آن، اسلامآباد شاهد یکی از مهمترین گفتوگوهای مستقیم و سطح بالا میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در چهار دهه گذشته بود.
در پی این ماموریت «عاصم منیر» فرمانده ارتش و ژنرال ارشد پاکستانی به تهران سفر و با مقامات ایران گفتوگو و تبادلنظر کرد و طی یک هفته گذشته هم «محسن نقوی» وزیر کشور پاکستان در دو سفر، مهمان مقامات ایران بود تا آخرین تبادلنظرها درباره روند مذاکرات تهران و واشنگتن مورد بررسی قرار گیرد.
«چرا پروندهای به پیچیدگی مذاکرات ایران و آمریکا، در این مقطع زمانی مورد توجه و اقبال مقامات پاکستانی قرار گرفته» پرسشی است که در پاسخ به آن باید معادلات بسیاری از تاریخ روابط پاکستان با ایران و آمریکا تا الزامات منطقهای و بینالمللی در نظر گرفته شوند.
هیچ کس در آسیا جنگ نمیخواهد
نگرانی اولیه و قطعا اصلی اسلامآباد که انگیزه بنیادین حضور در روند میانجیگری میان ایران و آمریکا است؛ تداوم و گسترش جنگ است. تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران و پاسخ تهران به آن در جنگ چهل روزه ثابت کرد که نه فقط ایران که همه منطقه غرب آسیا در آتش این جنگ خواهد سوخت و این تجربه نه فقط برای اسلامآباد که برای بسیاری از پایتختهای منطقه، زنگ هشداری جدی را درباره گسترش دامنه جنگ و بیثباتی به فراتر از مرزهای ایران به صدا درآورده است. کشیده شدن جنگ از خلیج فارس به جنوب آسیا و مرزهای غربی پاکستان، آخرین چیزی است که دولت شهباز شریف با توجه به مجموع درگیریهای خود در شرق با هند، میخواهد.
میان ایران و پاکستان، وجود مرزهای طولانی و ناامنیهای موجود در آن، همواره یکی از مسائل چالش برانگیز بوده و اسلامآباد ناامنی بیشتر در این مناطق را خط قرمز خود میداند و در این زمینه نگرانی مشترکی با تهران دارد؛ خطر فعال شدن گروههای تروریستی مسلح در این مناطق. این مرزها، از دیدگاه پاکستان میتواند در صورت گسترش و شدت یافتن جنگ در ایران، سیلی از پناهجویان را به این کشور روانه کند؛ گرچه تجربه دو جنگ اخیر نشان داد که ایرانیان چندان به این گزینه تمایلی نشان نمیدهند اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند ارتش پاکستان نگران برهم خوردن توازن نظامی و امنیتی در مرزهای غربی خود با ایران هستند.
جنگ برای پاکستان و دیگر کشورهای منطقه و جهان، تنها در موضوع ناامنی خلاصه نمیشود؛ تاثیرات اقتصادی غیرقابل انکار ناشی از این درگیری در ماههای اخیر به ملموسترین شکل ممکن خود را نشان داده و تقریبا همه کشورهای جهان به شمول پاکستان با این پدیده دست به گریبان هستند. عدم تردد در تنگه هرمز برای پاکستان که نیازمند انرژی خاورمیانه است، شرایط سختی را به وجود آورده است و جهش قیمت نفت اقتصاد پاکستان را که بهشدت وابسته به واردات انرژی است، تحت تاثیر قرار داده و تداوم این ناامنی پروژههای اقتصادی و ترانزیتی اسلامآباد را با کندی محسوسی روبرو کرده است. از این رو حل و فصل بحران برای پاکستان هم اولویت و اهمیت ویژه دارد.
میانجیگری و ارتقا سطح بازی در اسلامآباد
تماشای بازی بازیگران اصلی نظام بینالملل، نشان میدهد که توان نظامی تنها ابزار قدرت نیست و اساسا در تعریف این مفهوم در کنار قدرتی که داشتن سلاح اتمی به یک سرزمین میبخشد، نوع دیگری از قدرت هم در حال ظهور و بروز است که به نظر میرسد پاکستان با درک این مهم در مسیر دستیابی به آن هم قرار دارد؛ قدرت نرم که محصول دیپلماسی و صلحآفرینی است. برای پاکستان به عنوان کشوری که سالها درگیر جنگها و کودتاهای داخلی بوده؛ ارسال تصویری متفاوت از این روند به جهان اهمیتی بسیار دارد.
پایگاه تحلیلی Newarab در یادداشتی درباره اهمیت این میانجیگری برای پاکستان مینویسد: «همپوشانی میان دو منطقه خاورمیانه و جنوب آسیا، بهویژه در حوزههای امنیتی و دفاعی، رو به افزایش است و بازآرایی مداوم نقشهای منطقهای را برجسته میکند. در عین حال، این فرآیند نوعی سیالیت راهبردی ایجاد کرده و درباره شکل آینده ساختارهای امنیتی در غرب و جنوب آسیا ابهامهایی به وجود آورده است. در این فضای در حال تحول، میانجیگری پاکستان را میتوان بخشی از تلاش گستردهتر این کشور برای بازتعریف جایگاه خود در شبکه تعاملات منطقهای دانست. نقش میانجی، سازوکاری برای افزایش مشروعیت دیپلماتیک و همزمان گسترش نفوذ بر شکلگیری موازنههای منطقهای فراهم میکند. این رویکرد بهویژه در پی نگرانیهای اسلامآباد از احتمال بازآرایی قدرت به سود اسرائیل فوریت بیشتری یافته؛ تحولی که پیامدهای آن فراتر از خاورمیانه رفته و محیط راهبردی خود پاکستان را نیز دربر میگیرد».
پروژهای که به تعبیر بسیاری از تحلیلگران منطقهای از سوی ژنرال عاصم منیر برای پاکستان تعریف شده؛ تلاش خواهد کرد تا نگاهی متفاوت به این کشور را هم در منطقه و هم در جهان ایجاد و اسلامآباد را آرامآرام از زیر سایه نقشهای پیشین خارج سازد و ضمن ارتقای سطح بازی پاکستان در نظام بینالملل او را به کشوری کلیدی در منطقه هم تبدیل کند. بخشی از انگیزه این سناریو را میتوان در اهمیت تداوم رقابت با هند هم دانست؛ جایی که اسلامآباد برای رسیدن به سطح اقتصادی دهلینو با تنگناهای بسیاری ربروست اما میتواند در میدان دیپلماتیک و با پذیرش نقش صلحساز، اعتبار خود را حفظ کرده و ارتقا دهد.
از سوی دیگر اسلامآباد در سالهای اخیر تلاش کرده است تا در راهبردی ترکیبی، روابط خود را همزمان با چین، آمریکا، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و ایران گسترش داده و سمت و سوی اقتصادی آن را تقویت کند؛ تلاشی پیچیده که دستیابی به اهداف تعریف شده در آن نیازمند بازنگری در نقشی است که پاکستان پیش از این آن را ایفا میکرده و اکنون نیازمند راهی متفاوتتر از گذشته است.
روابط حسنه همزمان؛ برگ برنده پاکستان
پاکستان با ایران و آمریکا روابطی حسنه اما از دو جنس مختلف دارد؛ با تهران روابطی از نوع تاریخ، فرهنگ و مذهب و با واشنگتن از نوع اقتصاد و امنیت. پاکستان که پس از ایران، بزرگترین جمعیت شیعه جهان را دارد و جامعه شیعیان حدود ۲۰ درصد جمعیت پاکستان را تشکیل میدهد؛ جمعیتی که یکی از مهمترین پارامترهای تاثیرگذار بر انگیزههای دولت اسلامآباد برای حضور و نقشآفرینی در پایان دادن به جنگ میان ایران و آمریکا است. نزدیکی جغرافیایی با ایران، نزدیکی فرهنگی را هم شده و برای ایرانیان و پاکستانیها قرابت زیادی احساس میکنند. این همسایگی برای دو کشور به نوعی از همکاریهای نظامی و امنیتی هم منجر شده و گرچه تهران و اسلامآباد در سطح ظرفیتهای خود همکاری اقتصادی ندارند اما میتوان دو کشور را شریک اقتصادی یکدیگر هم دانست.
روابط نزدیک پاکستان با آمریکا که در دوران دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ؛ نزدیکتر شدن آن را شواهد بیشتری گواهی میدهد، عامل مهم دیگری است که توانسته میانجیگری پاکستان را برای هر سه طرف منطقی جلوه دهد. روابط نظامی و امنیتی با آمریکا با نظر ژنرال منیر طی اکنون، رگههای پررنگی از اقتصاد هم در خود میبیند و از این رو برای پاکستان، میانجیگری بین ایران و آمریکا میتواند اعتبار اقتصادی هم به دنبال داشته باشد. تحلیلگران آمریکایی یکی از دلایل موفقیت نسبی پاکستان در تداوم آتشبس میان ایران و آمریکا را اعتماد شخص ترامپ به ژنرال منیر فرمانده ارتش پاکستان ارزیابی میکنند. رابطه نزدیک پاکستان با چین و همزمانی این نزدیکی میان تهران و پکن هم از دیگر برگ برندههای اسلامآباد در این دور از گفتوگوها بوده است.
موفقیت پاکستان در پروسه میانجیگری پرونده مذاکراتی ایران و آمریکا، به عوامل بسیاری وابسته است که شاید مهمترین آن تثبیت اعتمادی باشد که تهران تاکنون نسبت به همسایه شرقی خود داشته است. این اعتماد را نگاه خصمانه رژیم اسرائیل و نیز روابط نزدیک پاکستان با شماری از همسایگان ایران تهدید می کند که در جنگ اخیر خاک خود را در اختیار آمریکا قرار دادند. با این وجود به نظر میرسد تداوم رایزنیها و روند میانجیگرانه پاکستان با طرفین، حکایت از آن دارد که تهران تاکنون نشانههای واضحی از ضرورت تداوم اعتماد به همسایه شرقی خود، مشاهده کرده و از این روست که منابعی از احتمال سفر مجدد عاصم منیر به تهران را در روزهای آینده مطرح میکنند.
پرونده جنگ ایران و آمریکا اگر با مساعی جمیله پاکستان پایان گیرد؛ دورانی تازه هم برای این کشور و هم بسیاری دیگر از دولتهای آسیایی آغاز خواهد شد؛ دورانی که در آن حل و فصل چالشها میتواند با مدیریت هریک از آنها صورت گیرد و نقطه ثقل دیپلماسی برای صلح و ثبات در آسیا نه در اروپا و آمریکا که در خود این منطقه تعریف شود. موفقیت پاکستان در این عرصه ظرفیت کشورهای دیگر را هم به جهان نشان خواهد داد تا امکان بهرهبرداری از آنها برای درگیریهای آینده لحاظ شود و در نهایت بازیگری صادقانه اسلامآباد میتواند جایگاه این کشور را در فردای ایران بدون تحریم ارتقا داده و به شریکی مهم تبدیل کند.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.