در هفتهای پایانی خرداد تمرکز تمامعیار بازیگران بازار، از خرد تا کلان، روی دو محور اصلی متمرکز شده است: تحولات سیاسی و گزارشهای بنیادی. این ترکیب، فرمولی است که میتواند فصل جدیدی از رشد را رقم بزند.
پیشبینی بازار ...
بورس24 : بورس تهران معاملات نخستین روز هفته را با صحنهای که سالها در تالار شیشهای دیده نشده بود؛ آغاز کرد. نزدیک 50 همت صف تقاضا در ۹۹٪ نمادهای بازار !! تصویری بود که گویی تمام بازار در یک صف طولانی برای ورود به بهشت سرمایهگذاری ایستاده بودند. این هیجان، نه تصادفی بود و نه بیدلیل؛ بلکه استقبال بیسابقهای بود از تفاهمنامه احتمالی میان ایران و آمریکا که مثل یک جرقه، تمام کورههای انتظار را روشن کرد و در یک روز استثنایی، رویایی و فراموشنشدنی، شاخص کل با جهش 103 هزار واحدی تا یک قدمی کانال 4.7 میلیون پیشروی کرد. این عدد، فقط یک رقم نیست؛ بلکه نمادی از بازگشت اعتماد و امید به بازار است. همزمان، شاخص هموزن نیز با پرش 2.5 درصدی به ارتفاع ۱ میلیون و 266 هزار واحدی رسید که نشاندهنده رشد گسترده و همگانی در تمام لایههای بازار بود. در بازار شنبه ارزش معاملات تحت تاثیر عرضههای قطرهچکانی و عقبگرد تمامعیار فروشندهها به کمتر از 11 همت رسید؛ 44 همت تقاضای بدون پاسخ ماند و 6 هزار و 500 میلیارد تومان (معادل 55% از ارزش معاملات) ورود پول حقیقی ثبت شد ...
شاید سالها بود که چنین جوی مثبت، تمامعیار و جذابی را در بورس ندیده بودیم. انصافاً این حرکت و این بازدهی، لیاقت واقعی سهامدارانی بود که در ماههای گذشته تلخی و سردی بازار را چشیده بودند، استرس دو سری جنگ تمامعیار را تجربه کرده بودند و با صبری مثالزدنی در بازار ماندند و دوام آوردند. امروز، بازار با این رشد خیرهکننده و قفلشدگی کلیه نمادها در صفوف خرید، به آنها نشان داد که صبرشان پاداش گرفته است. به شکل واضحی روشن است که بازار امید زیادی به توافق میان ایران و آمریکا پیدا کرده و در همین راستا ورود نقدینگی به تالار شیشهای سرعت عجیبی گرفته است؛ سرعتی که سالها تجربه نشده. لازم است بدانید که از زمان گشایش بازار تا امروز رقمی بالغ بر 58.1 همت ورود نقدینگی گزارش شده است ...
اما ماجرا از کجا آغاز شد ؟ از زمان خاتمه یافتن بازار چهارشنبه تا پنجشنبه شب تقریبا فضا به سمت جنگ و رویارویی مجدد رفت اما از شب جمعه با توئیت ترامپ مبنی بر نزدیک شدن به توافق، ورق برگشت و روز جمعه هم با فستیوالی از اخبار مثبت روبرو شدیم و با توئیت عراقچی مبنی بر نزدیک شدن به توافق و ریتوئیت آن توسط ترامپ تقریبا برای همه آشکار شد که اگر شیطنتی در این چند روز خصوصا از سوی اسرائیل صورت نگیرد، بسیار محتمل است که برای هفته جاری پس از مدتها کمی از میزان تخاصم طرفین کاسته شده و یک توافق حداقلی در گام نخست حاصل شود.
البته مهمترین چالش این توافق، اجرای تعهدات طرفین خواهد بود. اگر این تفاهمنامه امضا شود، ارزش واقعی آن نه در تعداد بندهای سند و نه در تبلیغات سیاسی پیرامون آن خواهد بود. معیار اصلی، قابلیت اجرای تعهدات است. تجربه روابط ایران و آمریکا نشان داده که فاصله میان اعلام توافق و اجرای توافق، گاه بسیار بیشتر از فاصله میان جنگ و مذاکره است. در شرایط کنونی، هر دو طرف انگیزههایی برای مهار بحران دارند. آمریکا تلاش میکند از گسترش یک رویارویی پرهزینه جلوگیری کند و ایران نیز خواهان کاهش فشارهای اقتصادی و باز شدن مسیرهای مالی و تجاری است.
اما همزمانی این منافع، تضمینکننده موفقیت توافق نیست. آنچه تعیینکننده خواهد بود، توانایی دو طرف در تبدیل تعهدات سیاسی به اقدامات عملی است. به نظر میرسد مهمترین آزمون این تفاهم احتمالی، نه در تهران بلکه در واشنگتن برگزار خواهد شد. اگر دولت ترامپ نتواند رفع تحریمها را به شکلی عملی، پایدار و قابل راستیآزمایی اجرا کند، انتظار دریافت امتیازهای بلندمدت از ایران واقعبینانه نخواهد بود. در مقابل، اگر ایران صرفاً به تعهدات محدود و موقت بسنده کند، پرونده اختلافات راهبردی همچنان باز خواهد ماند. از همین رو، حتی در صورت امضای تفاهمنامه، نباید تصور کرد که پرونده اختلافات دو کشور بسته شده است. اختلاف بر سر برنامه هستهای، سازوکار رفع تحریمها، تضمین اجرای تعهدات و سایر موضوعات ...














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.