در این مطلب درخصوص صندوقهای اهرمی صحبت میکنیم که طی روزهای گذشته بواسطه برخی خبرها مورد توجه قرار گرفتند و بازار چهارشنبه با صف تقاضا پشت سر گذاشتند. ابزاری که قرار بود جایگزینی برای معاملهگران اعتباری و ریسکپذیر باشد اما این روزها میبینیم که اختلاف بین قیمت تابلو و NAV آنها همچون دارا و پالایش یکم به محدوده 20% رسیده و این رویداد به نوعی روال شده است.
کدام صندوق اهرمی برای ریسکپذیران جذابتر است ؟
بورس24 : در این مطلب درخصوص صندوقهای اهرمی صحبت میکنیم که طی روزهای گذشته بواسطه برخی خبرها مورد توجه قرار گرفتند و بازار چهارشنبه با صف تقاضا پشت سر گذاشتند. ابزاری که قرار بود جایگزینی برای معاملهگران اعتباری و ریسکپذیر باشد اما این روزها میبینیم که اختلاف بین قیمت تابلو و NAV آنها همچون دارا و پالایش یکم به محدوده 20% رسیده و این رویداد به نوعی روال شده است.
ایده صندوقهای اهرمی از آمریکا در دهه ۹۰ میلادی جدی شد و از سال ۲۰۰۶ با ورود ETFهای اهرمی گسترش پیدا کرد. فلسفه روشن بود: بزرگتر کردن بازده بازار، بدون اینکه سرمایهگذار خودش مستقیماً درگیر استقراض از بانک یا دریافت اعتبار از شبکه کارگزاری شود. البته در بازار ایران، سازوکار کمی متفاوت است و ساختار این صندوقها از واحدهای عادی و ممتاز تشکیل شده است.
موضوع بحث ما واحدهای ممتاز است. دارندگان این واحدها عموما باید در بازارهای صعودی بواسطه اهرم صندوقها بازدهی قویتری کسب کنند و طبیعتا در افت هم سرعت و شدت بیشتری دارند. واحد ممتاز برای پذیرفتن ریسک بیشتر طراحی شده، نه برای اینکه مزیت اهرم در یک حباب منفی فرسوده شود.
اما از دوره جنگ 12 روزه به بعد یعنی تیر 1404 تقریبا وضعیت به شکل دیگری پیش رفته است و واحدهای ممتاز با تخفیف سنگین نسبت به NAV معامله شدهاند و عملا کارایی این ابزارها بواسطه بیمسئولیتی متولیان آنها بطور کل زیر سوال رفته است.
مدیر صندوق از دارایی تحت مدیریت خود کارمزد میگیرد. بنابراین حباب منفی مستقیماً درآمد او را کاهش نمیدهد و جمع کردن آن هم لزوماً منفعت مستقیمی برای مدیر ندارد. اینجا دقیقاً همان جایی است که باید از مدیر صندوق و ناظر بازار سؤال کرد:
اگر واحد ممتاز با فاصله سنگین از NAV معامله میشود، چه سازوکاری برای اصلاح این فاصله وجود دارد ؟ و اگر سازوکار وجود دارد، چرا اثرش را در بازار نمیبینیم ؟
مدیر صندوق نمیتواند نسبت به وضعیت واحدهای ممتاز فقط ناظر باشد. سازمان بورس هم نمیتواند در برابر یک حباب منفی پایدار صرفاً به نظاره بنشیند و همهچیز را به عرضه و تقاضا حواله کند !
مدیران صندوق باید درباره عملکردشان پاسخ روشن داشته باشند و ناظر هم درباره کارآمدی سازوکاری که بر آن نظارت میکند، پاسخگو باشد.
در همین راستا، سازمان بورس در نامهای به تاریخ 16 شهریور به صندوقهای اهرمی تاکید کرده: ﺩﺭﺧﺼﻮﺹ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻌﺎﻣﻼﺕ ﻭﺍﺣﺪﻫﺎﯼ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬﺍﺭﯼ ﺻﻨﺪﻭﻕﻫﺎﯼ ﺍﻫﺮﻣﯽ ﻭ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﯾﺠﺎﺩﺷﺪﻩ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻭﺍﺣﺪﻫﺎ ﻭ ﺧﺎﻟﺺ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽﻫﺎﯼ ﺻﻨﺪﻭق (NAV) ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺩﺭ ﺍﺳﺮﻉﻭﻗﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﺗﺨﺎﺫ ﻭ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﻪﻣﻨﻈﻮﺭ ﮐﺎﻫﺶ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻭ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺁﻥ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻧﻤﺎﯾﺪ.
البته نمیتوان انتظار داشت که به سرعت حباب منفی ایجاد شده بطور کامل از بین برود اما به نظر به مرور شاهد کاهش حباب این صندوقها باشیم.
و نکته مهم اینکه، صندوقهای مذکور برای کاهش این شکاف میبایست در مسیر ابطال واحدهای خود قرار گرفته (یعنی خریدار یونیتهای خود در بازار باشند) و از طرف دیگر فروش سهام انجام دهند.
بنابراین در عین اینکه خود صندوقها ممکن است از نظر بازدهی روند خوبی بگیرند، ممکن است در طیفی از سهامی که دارند، فشار فروش ایجاد کنند و توجه به این نکته دارای اهمیت بالایی است.
و نکته آخر اینکه به غیر از پیشران و دوایکس که حباب منفی آنها 7 تا 10 درصد است، در سایر صندوقها حباب حوالی 20% است و از این منظر احتمالا بازدهی در سایرین بهتر باشد.
بنابراین اگر اهل پذیرش ریسک هستید، پیشنهاد میکنیم صندوقهایی نظیر موج، جهش و نارنج اهرم را بیشتر زیرنظر داشته باشید. چراکه این 3 صندوق علاوه بر اینکه داراییهای بهتر و مدیر پرتفوی قویتری دارند، در معاملات هم فضای جذابتر و پرحجمتری دارند.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.