مدیرعامل بورس انرژی: دوران مدیریت اداری، تخصیص یارانهایِ کور و کنترل دستوری حاملهای انرژی به پایان خط رسیده است. صندوق پروژه «نور» و صندوقها و ابزارهای مشابهی که در آینده نزدیک پذیرهنویسی خواهند شد، گامهای بنیادین و استوار برای خروج تدریجی دولت از جایگاه تصدیگری و قیمتگذاری است.
ندا فتاحی – بورس24 : در جغرافیایی که سایهی سنگین ناترازی گاز در زمستان و کسری توان الکتریکی در تابستان، چرخهای صنعت و تولید را به گروگان گرفته است، گزارشهای بینالمللی، آماری تکاندهنده مخابره میکنند: سهم ایران از تولید برق تجدیدپذیر در منطقهی غرب آسیا، طی یک دهه با افتی دراماتیک از ۷۱.۴ درصد به ۱۷.۴ درصد سقوط کرده است؛ سقوطی ناشی از تثبیت قیمتها، انحصار دولتی و عقبماندگی از سونامی تقاضای جهانی. جهان به سمت مراکز دادهی ابرمقیاس و زیرساختهای انرژیبرِ هوش مصنوعی میتازد و دسترسی پایدار به برق، به ارزشمندترین دارایی استراتژیک قرن بدل شده است.
در این میان، بازار سرمایه با یک چرخش ساختاری، پیشقراول تغییر این موازنهی خطرناک شده است. پایان پیروزمندانه و زودهنگام پذیرهنویسی صندوق سرمایهگذاری پروژهی نیروگاه خورشیدی «نور»—با ظرفیت اسمی ۸۵۰ مگاوات و ارزش کل ۲۰.۵ همت—که با هجوم کمسابقه بیش از ۸۵ هزار سهامدار حقیقی و ثبت رکورد خرید ۸۰ درصدی توسط مردم در روز پایانی همراه شد، نشان داد که نقدینگی سرگردان جامعه تشنهی ابزارهای واقعی و مولد ضدتورمی است. بورس انرژی امروز دیگر صرفاً یک تابلوی معاملاتی نیست، بلکه به اتاق فرمان بازمهندسی ساختار حاملهای انرژی از طریق اوراق سلف موازی استاندارد، گواهیهای صرفهجویی و پولیسازی برق سبز بدل شده است. به همین منظور بورس24 طی گفتگوی مفصل و تفصیلی، پای صحبتهای محمد نظیفی، مدیرعامل بورس انرژی ایران نشست تا سازوکار مالی مهار ناترازی، پشتپردهی ابزارهای سلف و افق پیشروی بازار انرژی را در ترازوی نقد قرار دهد.
اجازه دهید گفتگو را با یک افق کلان و پارادایم نوین اقتصادی آغاز کنیم. شما در تحلیلهای خود همواره بر «انفجار تقاضای برق در سالهای پیشرو» تأکید دارید. در شرایطی که شبکه برق کشور هماکنون نیز با ناترازیهای حاد فصلی دستبهگریبان است، چشمانداز ورود فناوریهای نوین نظیر دیتاسنترهای هوش مصنوعی (AI) چه مختصاتی از تقاضا را پیش روی اقتصاد انرژی ایران ترسیم میکند؟
امروزه دیگر نمیتوان جهانی بدون اینترنت را تصور کرد؛ دقیقاً با همین قطعیت، طی سالهای بسیار نزدیک پیشرو، هیچ بخش از اقتصاد، صنعت و خدمات قادر نخواهد بود بدون اتکا به زیرساختها، سرورهای پردازش ابری و الگوریتمهای هوش مصنوعی به بقای خود ادامه دهد. مسئله بنیادین اینجاست: سوخت اصلی انقلاب هوش مصنوعی، الکتریسیته است. دیتاسنترهای عظیم و مراکز پردازش داده، چنان مصرف برق سرسامآوری دارند که حتی در پیشرفتهترین کشورهای جهان که دارای مازاد شبکه تولید بودند، چالشهای شدید ظرفیتی و ژئوپلیتیکی ایجاد کردهاند. در ایران هنوز در آغاز این مسیر هستیم و هنوز دیتاسنترهای مگاواتی هوش مصنوعی در کشور مستقر نشدهاند. بنابراین، جهش و سونامی تقاضای مصرف برق در سالهای پیشرو یک واقعیت محتوم و غیرقابلاجتناب اقتصادی است. این فشار تقاضا هرچند برای ساختار سنتی یک چالش فلجکننده به نظر میرسد، اما برای سرمایهگذاران هوشمند، نویدبخش یک «افق بهشدت روشن و سودآور» برای ورود به صنعت نیروگاهی است. هر کیلووات ساعت برقی که امروز تولید شود، فردا با ارزشافزودهای مضاعف در تالار معاملات خریدار خواهد داشت.
اسناد آماری و گزارشهای بینالمللی مانند Statistical Review مؤسسه BP نشان میدهد که سهم تولید انرژیهای تجدیدپذیر ایران در منطقه غرب آسیا از ۷۱.۴ درصد در سال ۲۰۱۵، روندی نزولی را طی کرده و با افتی شدید در سال ۲۰۲۴ به ۱۷.۴ درصد رسیده است؛ در حالی که میانگین سهم ما طی ۱۰ سال اخیر حدود ۳۴.۶ درصد بوده است. چرا قافیه را به رقبای منطقهای باختیم و بورس انرژی چگونه میخواهد این عقبماندگی را جبران کند؟
این آمارها آینه اقتصاد دستوری و مداخلهگری دولتی در دهههای گذشته است. علت این نزول فاحش این بود که در سالیان گذشته، تولید انرژیهای تجدیدپذیر فاقد منطق اقتصادی، قیمتگذاری بازاری و بستر امن برای بازگشت اصل و فرع سرمایهی بخش خصوصی بود. دولتها با رانت سوخت فسیلی ارزان، انگیزه توسعه پایدار را سوزاندند و در نتیجه کشورهای همسایه با ابزارهای نوین مالی و جذب سرمایه آزاد، ظرفیتهای عظیمی ایجاد کردند و سهم کشورمان کوچک شد.
اما بورس انرژی ایران دقیقاً برای توقف همین روند نزولی و ایجاد چرخش بنیادین وارد میدان شده است. استراتژی ما ایجاد «جریانهای نقدینگی پایدار و مطمئن» (Revenue Streams) برای سرمایهگذاران است.
راهاندازی «تابلوی سبز» در بورس انرژی این تضمین را ایجاد کرده که برق تولیدی نیروگاههای خورشیدی و بادی فارغ از قیمتگذاریهای دستوری و قطعیهای تحمیلی شبکه، مستقیماً به صنایع متقاضی که تشنهی استمرار خطوط تولید خود هستند فروخته شود. وقتی سرمایهگذار بداند بازدهی نقدی و تسویه بدون واسطه در بستر تالار شیشهای انجام میشود، موتور سرمایهگذاری تجدیدپذیر مجدداً روشن خواهد شد.
یکی از رخدادهای بسیار پر سر و صدای روزهای اخیر، پذیرهنویسی صندوق سرمایهگذاری پروژه نیروگاه خورشیدی «نور» بود. آمار نهایی نشان داد که در روز سوم، بیش از ۸۰.۴ درصد از باقیمانده واحدها توسط بیش از ۸۲ هزار سهامدار حقیقی خریداری شد و پذیرهنویسی با تکمیل ۱۰۰ درصدی به پایان رسید. مشخصات فنی این مگاپروژه چیست و استقبال پرشور مردم حامل چه پیامی برای اقتصاد است؟
پذیرهنویسی صندوق پروژه «نور» یک نقطه عطف تاریخی در تلاقی بازار سرمایه و صنعت زیرساخت انرژی ایران بود. مشخصات این صندوق به این ترتیب است:
موضوع فعالیت: تأمین مالی احداث و بهرهبرداری از نیروگاههای برق خورشیدی
کل ارزش پروژه (سرمایهگذاری کل): بالغ بر ۲۰.۵ همت (۲۰,۵۰۰ میلیارد تومان)
ظرفیت اسمی مجموع: ۸۵۰ مگاوات خورشیدی
پیشرفت فیزیکی فعلی: ۳۵۰ مگاوات (معادل ۴۰.۹٪) تکمیل شده و ۴۹۸.۱ مگاوات (معادل ۵۹.۱٪) در حال تکمیل با برآورد هزینههای باقیمانده حدود ۱۵,۵۰۰ میلیارد تومان است.
پایان موفقیتآمیز این پذیرهنویسی در ۱۷ شهریورماه و مشارکت بیش از ۸۵ هزار کد سهامداری حقیقی نشان داد که اگر ابزار مالی شفاف، دارای بازدهی متناسب با تورم و متصل به دارایی فیزیکی خلق شود، آحاد جامعه ترجیح میدهند نقدینگی خود را به جای بازارهای غیرمولد و سفتهبازانه، به رگهای تولید و زیرساخت کشور تزریق کنند. این مشارکت، رای اعتماد جامعه به پولیسازی و بازاری شدن حاملهای انرژی بود.
شما همواره از «وابستگی متقابل و زنجیرهای ناترازیها» یاد میکنید. بسیاری تصور میکنند کسری برق مسئلهای مجزا از کسری گاز یا گازوئیل است. بورس انرژی چگونه این معادلهی درهمتنیده را مدیریت میکند؟
ناترازی انرژی در ایران یک زنجیرهی بههمپیوسته است و نمیتوان آن را در جزیرههای جداگانه درمان کرد. همانطور که مستحضرید، بخش اعظم برق تولیدی کشور ما از نیروگاههای حرارتی تأمین میشود. این نیروگاهها در فصول گرم و سرد سال، متقاضی مقادیر هنگفتی از گاز طبیعی یا سوختهای مایع جایگزین نظیر گازوئیل و مازوت هستند. وقتی با ناترازی برق مواجهیم و راندمان نیروگاههای فسیلی پایین است، مقادیر عظیمی گاز هدر میرود؛ و برعکس، در زمستان با افت فشار گاز، نیروگاهها ناچار به افت تولید یا سوزاندن سوخت مایع با هزینههای گزاف محیطزیستی و مالی میشوند.
بورس انرژی از دو بال اساسی برای گسستن این زنجیره معیوب استفاده میکند:
توسعه ظرفیتهای پاک و کوچکمقیاس: هر یک مگاوات برق خورشیدی که وارد مدار میشود، یعنی مصرف سوخت فسیلی و گاز طبیعی در نیروگاههای حرارتی به صفر نزدیک میشود و گاز صرفهجوییشده به صنایع پتروشیمی و فولاد با ارزش افزوده بالا هدایت میگردد.
گواهیهای صرفهجویی انرژی: این ابزار انقلابی، به صنایعی که در فرآیند خود بهینهسازی مصرف برق انجام دهند، اوراقی معادل میزان انرژی صرفهجوییشده اعطا میکند که در بورس انرژی قابل فروش و معامله به بالاترین قیمت رقابتی است. این یعنی «صرفهجویی» دیگر یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک «کسبوکار بهشدت سودآور» است.
به عنوان سوال پایانی، افق نهایی ساختار بورس انرژی را در چه نقطهای میبینید؟ آیا انتشار صندوقهایی چون «نور» و تعمیق معاملات مشتقه، سرآغاز خروج کامل دولت از قیمتگذاری انرژی است؟
هدف غایی ما دقیقاً همین است: «کالاییسازی، پولیسازی و معاملهپذیر شدن واقعی تمام حاملهای انرژی در اقتصاد ملی.»
دوران مدیریت اداری، تخصیص یارانهایِ کور و کنترل دستوری حاملهای انرژی به پایان خط رسیده است. صندوق پروژه «نور» و صندوقها و ابزارهای مشابهی که در آینده نزدیک پذیرهنویسی خواهند شد، گامهای بنیادین و استوار برای خروج تدریجی دولت از جایگاه تصدیگری و قیمتگذاری است. بورس انرژی تالاری شفاف، منصفانه و عادلانه است که در آن عرضهکننده، مصرفکننده و سرمایهگذار در یک تعادل برد-برد به کشف نرخ میرسند. پیام ما به اقتصاد و صنعت این است که با ابزارسازی نوین مالی، دوران تاریک ناترازی به فرصتی درخشان برای خلق ارزش تبدیل خواهد شد. در نهایت پذیرهنویسی تاریخی صندوق نور با مشارکت ۸۵ هزار کد حقیقی، مانیفست تغییر ریل تأمین مالی زیرساختهای ملی بود.
بورس انرژی ایران متعهد است با گسترش تابلوی سبز، انتشار منظم اوراق سلف موازی استاندارد و نقدپذیر کردن گواهیهای صرفهجویی، انگیزه اقتصادی را به رگهای صنعت برق بازگرداند؛ چراکه در عصر جهش هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال، کشوری پایدار میماند که نبض انرژیاش در شفافترین تالار شیشهای بتپد.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.