بازار دوشنبه، بازار پیروزی تحولات بنیادی بر خبرهای سیاسی بود و خریداران در یک زورآزماییِ ملموس، با اتکا به گزارشهای ماهانه شهریور و روندِ صعودی دلار توافقی، توانستند بر سایه ریسکهای سیاسی غلبه کنند و نشان دهند که در غیابِ سیگنالهای مثبتِ دیپلماتیک، «سودآوری شرکتها» تنها لنگرگاهِ اطمینانبخش برای نقدینگی است. این رفتارِ بازار ثابت کرد که معاملهگرانِ حرفهای، دیگر در دامِ هیجاناتِ روزمره گرفتار نمیشوند و «اصلاحِ قیمتیِ روزهای قبل» را نه به مثابه یک فروپاشی، که به عنوانِ فرصتی برای ورود به داراییهای ارزنده در نقاطِ حمایت، شناسایی کردهاند.
پیشبینی بازار ...
بورس تهران معاملات سومین روز هفته را تحت تاثیر انتشار گزارشهای قوی ماهانه در طیفی از شرکتهای متوسط و کوچک و البته تداوم حرکت رو به جلوی دلار توافقی، با افزایش تقاضا و تشکیل حدود 20 همت صف خرید آغاز کرد و در یک روز فوقالعاده با سبزپوش شدن 90% از نمادها، جهش 2.6 درصدی برای شاخص کل رقم خورد و باری دیگر دماسنج اصلی بازار در مسیر سقف تاریخی 7 میلیون و 650 هزار واحدی قرار گرفت. هر چند که با جهش نرخ ارز به کانال 240 هزار تومانی عملا رشد روز گذشته بازار دود شد ! تداوم صفهای خرید تا پایان بازار، ارزش معاملات را نسبت به روز یکشنبه تقریباً بدون تغییر و در سطح 30 همت نگه داشت. ورود 4 هزار و 800 میلیارد تومان پول حقیقی به بازار نیز از دیگر اتفاقهای مهم معاملات روز دوشنبه بود ...
بازار دوشنبه، بازار پیروزی تحولات بنیادی بر خبرهای سیاسی بود و خریداران در یک زورآزماییِ ملموس، با اتکا به گزارشهای ماهانه شهریور و روندِ صعودی دلار توافقی، توانستند بر سایه ریسکهای سیاسی غلبه کنند و نشان دهند که در غیابِ سیگنالهای مثبتِ دیپلماتیک، «سودآوری شرکتها» تنها لنگرگاهِ اطمینانبخش برای نقدینگی است. این رفتارِ بازار ثابت کرد که معاملهگرانِ حرفهای، دیگر در دامِ هیجاناتِ روزمره گرفتار نمیشوند و «اصلاحِ قیمتیِ روزهای قبل» را نه به مثابه یک فروپاشی، که به عنوانِ فرصتی برای ورود به داراییهای ارزنده در نقاطِ حمایت، شناسایی کردهاند.
قبلا هم به این نکته اشاره شد که بازار در دهه نخست مهرماه بیش از هر متغیری به «کالبدِ بنیادی» شرکتها توجه خواهد کرد. دلیلِ این تمرکز روشن است: تحلیلگران با دریافتِ اطلاعاتِ آخرین ماهِ فصل تابستان، اکنون قادرند یک تخمینِ نسبی و نزدیک به واقعیت از سودِ شرکتها در فصل دوم سال به دست آورند. این دادهها، قطبنمایِ حرکتِ نقدینگی در نیمه دوم سال هستند. البته نباید فراموش کرد که اثرِ متغیرهایی مانند «محاصره اقتصادی» ممکن است گریبان برخی از شرکتها را گرفته باشد؛ از این رو، ادامه روندِ بازار بیش از آنکه یک رالیِ همهجانبه و شاخصمحور باشد، یک حرکتِ هوشمندانه و «سهممحور» خواهد بود.
اکنون به وضوح میبینیم نمادهایی که واجدِ فاکتورهای بنیادین قوی که در گزارشهای پیشین به آنها اشاره شد هستند، با سرعتی بالا موردِ توجه جریانِ پولی قرار میگیرند. انصافاً تا به اینجای کار، گزارشهای ماهانه منتشر شده، جذاب و حتی در مواردی فراتر از سطح انتظارات بوده است. ادامه این وضعیت میتواند سیگنالِ مثبتِ محکمی برای گزارشهای میاندورهای ماهه باشد. این اتفاق، خشتِ اولِ تثبیتِ کفهای قیمتی در بازار است؛ چراکه معتقدیم هیچ چیز، به اندازه «پایداریِ سودآوری»، نمیتواند در ایجادِ محدوده حمایتیِ مستحکم برای بازار نقش ایفا کند.
البته در معاملاتِ دو روز گذشته، یک نکته قابلتأمل نیز وجود داشت و آن افتِ حجم معاملات بود. این کاهشِ حجم، دو تفسیرِ متفاوت دارد: نگاهِ خوشبینانه این است که بازار پس از اصلاحِ اخیر و پایانِ فروش گسترده حقوقیها در روزهای پایانی شهریور، از فروشنده خالی شده است. در واقع، قرار گرفتن در آستانه انتشارِ گزارشها، طیفِ فروشندگان را به «نظارهگرانِ تماشاچی» تبدیل کرده و همین کاهشِ عرضه، منجر به کاهشِ ارزش معاملات شده است که لزوماً علامت بدی نیست. اما نگاهِ محافظهکارانه این است که نزدیک شدن به نقطه صفر تحولات سیاسی باعث شده تا طیفی از معاملهگران نظارهگر بودن و بیروننشینی (تا زمان تعیین تکلیف نهایی تحولات سیاسی) را بر ریسکِ حضور در بازار ترجیح دهند.
به هر جهت دو دیدگاه مختلفی است که هر کدام ممکن است درست باشد و لذا ما برای اینکه بتوانیم در برابر ریسکها تا حدی در امان باشیم، بهترین استراتژی را در این مقطع حضور در سهام با شرایط بنیادی قویتر و با قیمتهای ارزندهتر میدانیم تا در صورت وقوع تنش جدی، دستکم داراییهایی داشته باشیم که کف قیمتی نزدیکتر و نقدشوندگی بهتری داشته باشند.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.