حقیقتا بازار یکشنبه با وجود افت دقایق ابتدایی شرایط خوبی داشت و خیلی سریع خود را بازیابی کرد. اما اخبار منتشر شده از جلسه دولت درخصوص نرخ خوراک پالایشگاهها، موجی از عدم قطعیت را در میان فعالان و سهامداران ایجاد کرد. نکته کلیدی اینجاست که آنچه در ظاهر صرفاً یک تغییر در حاشیه سود یک صنعت به نظر میرسد، در واقع تزلزل در «اعتماد به ثباتِ سیاستگذاری» است. سرمایهگذاران، با تجربه تلخ سالهای اخیر، به خوبی میدانند که وقتی دولت با چالش کسری بودجه مواجه میشود، اولین استراتژی، فشار بر جیب صنایع سودآور است.
پیشبینی بازار ...
بورس24 : بورس تهران معاملات دومین روز هفته را با فشار عرضه و عقبگرد نزدیک به 40 هزار واحدی شاخص آغاز کرد و در همین راستا 60% بازار به رنگ سرخ درآمد. با گذر از نیمساعت ابتدایی و با تحرکات مثبت در طیفی از نمادهای موردتوجه نظیر تابان، خودرو، شستا، فملی و فولاد، رفتهرفته فضا رو به بهبود رفت و شاخص کل موفق شد تقریبا کل افت روزانه خود را جبران کند. اما در عدم حصول نتیجه روشن از جلسه هیات دولت درخصوص نرخ خوراک پالایشگاهها و زمزمههایی مبنی بر مخالفت وزیر اقتصاد به تخفیف خوراک باعث شد تا موج دوم عرضه به ویژه در یکساعت پایانی معاملات به شکل عجیبتری کلیت بازار را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین شاخص کل مجددا دنده عقب گرفت و افت 0.3 درصدی را ثبت کرد. تعداد نمادهای سرخپوش مجددا به 60% بازار رسید. ارزش معاملات نیز تحت نوسانات تند و تیز بازار با وجود توقف نمادهای پالایشی به 47 همت رسید و 820 میلیارد تومان خروج پول حقیقی رقم خورد.
حقیقتا بازار یکشنبه با وجود افت دقایق ابتدایی شرایط خوبی داشت و خیلی سریع خود را بازیابی کرد. اما اخبار منتشر شده از جلسه دولت درخصوص نرخ خوراک پالایشگاهها، موجی از عدم قطعیت را در میان فعالان و سهامداران ایجاد کرد. نکته کلیدی اینجاست که آنچه در ظاهر صرفاً یک تغییر در حاشیه سود یک صنعت به نظر میرسد، در واقع تزلزل در «اعتماد به ثباتِ سیاستگذاری» است. سرمایهگذاران، با تجربه تلخ سالهای اخیر، به خوبی میدانند که وقتی دولت با چالش کسری بودجه مواجه میشود، اولین استراتژی، فشار بر جیب صنایع سودآور است. ترس اصلی بازار این است که دولت با نگاهی کوتاهمدت، برای جبران کسری فعلی، به سراغ منابع مالی شرکتهای بزرگ و صنایع استراتژیک (مانند معادن و پتروشیمیها) برود و با تغییر ناگهانی قواعد، سودهای انباشتهشده را بازتوزیع کند.
در صنایع سرمایهبر، پیشبینیپذیری، هسته اصلیِ حضور سرمایه است. سرمایهگذار بر مبنای فرمولهای مشخص، جریانهای نقدی آتی را مدلسازی و بر اساس آن نرخ بازده مورد انتظار خود را محاسبه میکند. اما زمانی که دولت با تغییر قواعد (مانند نرخ خوراک، تخفیفها یا کرکاسپرد)، پارامترهای اصلیِ مدلسازی را تغییر میدهد، در واقع «ریسک عملیاتی» را به «ریسک سیاسی و تصمیمگذاری» تبدیل کرده است. این یعنی سرمایهگذار دیگر با متغیرهای اقتصادی، بلکه با متغیرهای «تصمیمات آنی و غیرقابل پیشبینی دولت» روبروست. تاریخ نشان داده که دولتها بارها برای جبران کسری بودجه امروز، «مرغ طلا» را از سر بریدهاند تا خود را از مخمصمه بیپولی و ناترازی نجات دهند.
البته با بیان این مطلب قصد نداریم ذهن شما را آشفته و نگران کنیم اما واقعیت این است که سرمایهگذار برای حضور در بازار نیاز به پیشبینیپذیر بودن وضعیت سودسازی شرکتها دارد. اگر سیاستگذار هر نقطه از سودآوری را فرصتی برای بازتوزیع ثروت ببیند، افق سرمایهگذاری به شدت کوتاه شده و ریسک سیستماتیک بازار بالا میرود. وقتی اعتماد به ثباتِ قواعد از بین برود، سرمایهگذار تصور میکند که این رویکرد ممکن است در تمام بخشهای بازار تکرار شود.
و باز این نتیجه میرسیم که ریسک ناشی از تصمیمات نسنجیده یک دولت بیپول و برخی افراد نادان و کوتاهقد به مراتب بیشتر از تنش در خاورمیانه و لفاظیهای بدون سر و ته ترامپ یا آماده شدن اسرائیل برای جنگ و حمله دشمن به زیرساخت هاست ... ! تهدیدات خارجی ممکن است در لحظه اثرگذار باشند، اما تصمیماتِ دولتِ بدونِ منابع مالی برای جبران بودجه، «اعتماد» را به طور ساختاری تخریب میکند. اگر هیئت دولت تصمیم به حذف تخفیفهای خوراک بگیرد، این تنها یک تغییر در صورت سود و زیان نیست، بلکه یک سیگنال منفی برای کل بازار است که میتواند منجر به موجی از اصلاح قیمتها شود.
در نهایت، هر چند عدم قطعیت در سیاستهای کلان میتواند باعث ایجاد موجهای اصلاحی و نوسانات موقتی شود، اما ...














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.