بازار سهشنبه با وجود گزارشهای ماهانه درخشانی که تا این لحظه منتشر شده، با فشار فروش پیش رفت و ترس از جنگ و تنش به شکل عجیبی گریبان بازار را گرفت و در همین راستا شاخص کل کانال 8 میلیون واحد را از دست داد. نکته خاص اینکه در صحبت با فروشندهها میبینیم که اتفاقا به ارزنده بودن بازار اعتقاد دارند اما نگرانیهای سیاسی عجیب آنها و اعتقاد به جنگ زودهنگام باعث شده تا در این مقطع فروش و نظارهگر بودن را به حضور یا خرید ترجیح دهند !!
پیشبینی بازار ...
بورس24 : بورس تهران معاملات چهارمین روز هفته را با فشار عرضه آغاز کرد و از آنجا که خریداران کمی انگیزه خود را از دست داده بودند، با گذر از دقایق نخست، فروشندهها با قدرت بالا میدانداری بازار را در اختیار گرفتند تا جایی که حتی برخی از نمادهای عرضه اولیه شده که به راحتی امکان خریدشان میسر نبود، با رنج منفی 6 درصدی به صف فروش رسیدند ! گویا در بازار دیروز فروشندهها آمده بودند که به هر ضرب و زوری شده بازار را به زیر بکشند و در این مسیر هم موفق بودند، چراکه در نهایت بازار با سرخپوش شدن 72% از نمادها و عقبگرد 1.8 درصدی شاخص به کار خود خاتمه داد. البته در یکساعت پایانی تلاشهای برای متعادلسازی بازار صورت گرفت و در همین راستا ارزش معاملات با رشد خوبی به 42 همت رسید و 7 هزار و 500 میلیارد تومان خروج پول حقیقی رقم خورد ...
بازار سهشنبه با وجود گزارشهای ماهانه درخشانی که تا این لحظه منتشر شده، با فشار فروش پیش رفت و ترس از جنگ و تنش به شکل عجیبی گریبان بازار را گرفت و در همین راستا شاخص کل کانال 8 میلیون واحد را از دست داد. نکته خاص اینکه در صحبت با فروشندهها میبینیم که اتفاقا به ارزنده بودن بازار اعتقاد دارند اما نگرانیهای سیاسی عجیب آنها و اعتقاد به جنگ زودهنگام باعث شده تا در این مقطع فروش و نظارهگر بودن را به حضور یا خرید ترجیح دهند !!
این موضوع، بار دیگر بر ضرورت وجود یک استراتژی منسجم تأکید میکند. حضور در بازار بدون داشتن نقشه راه، تنها به معنای قرار گرفتن در معرض هیجانات کوتاهمدت و تصمیمات نسنجیده است؛ هیجانی که نهتنها از داراییهای شما در برابر ریسکها محافظت نمیکند، بلکه با دور کردن شما از جریان اصلی سودآوری، منجر به از دست رفتن فرصتهای کلیدی میشود. بگذارید درخصوص این مساله کمی مفصلتر صحبت کنیم ...
بازخوانی عوامل بنیادین و گذار از چالشهای ساختاری
بازار سرمایه از سال 99 تا انتهای سال گذشته، درگیری چند چالش ساختاری و مشکل اساسی بود. مشکلاتی که بخشی از آنها در این مدت حل و فصل شدهاند و اثرات بااهمیتی بر روند سودسازی شرکتها و فضای کلی بازار خواهند داشت.
1) گذار از سیاست کنترل قیمت به سیاست بازگشت حاشیه سود:
در دولت گذشته، سیاستهای کلان اقتصادی بر سرکوب تورم و تثبیت قیمتها تمرکز داشت. این رویکرد، با محدودکردن نرخ فروش محصولات، منجر به کاهش تولید و فشار شدید بر حاشیه سود شرکتها شد. اما در ساختار فعلی، رویکرد به سمت تأمین نیاز بازار و تطبیق نرخ فروش با رشد هزینههای تولید تغییر یافته است. همانطور که در گزارشهای فصلی و ماهانه مشهود است، این تغییر سیاست منجر به تقویت حاشیه سودها شده که مستقیماً بر رشد سودآوری شرکتها اثر گذاشته است. بنابراین تا مادامی که استمرار این سیاست را داشته باشیم، اصلاح قیمتها فرصت خرید و اصلاح پرتفوی خواهد بود.
2) بازگشت به واقعیتهای نرخ ارز:
محمدرضا فرزین رئیس پیشین بانک مرکزی، با وقاحت تمام جلوی دوربین صداوسیما قرار میگرفت و با غیررسمی خواندن نرخ ارز در بازار آزاد، دلار نیمایی را با نرخهای 50 - 60 درصد زیر نرخ واقعی در اختیار رانتجویان و طیف الیگارشی قرار میداد. با حضور همتی در بانک مرکزی، اگرچه کماکان شکاف عمیقی بین نرخ ارز آزاد و توافقی وجود دارد اما حرکت مستمر و رشد روزانه 400 - 500 تومانی دلار در بازار ارز توافقی، به شرکتهای صادراتمحور و تولیدی کمک میکند تا در کورس حفظ حاشیه سود باقی بمانند و از قدرت خرید خود در برابر هزینههای تولید محافظت کنند.
3) مدیریت ریسک تنش:
از تاریخ 7 اکتبر 2023 به این طرف، فضای خاورمیانه به شدت ملتهب شد و در نهایت ایران نیز درگیر دو مرحله جنگ 12 و 40 روزه شد. حال برخی معتقدند














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.