علی بیگزاده معتقد است ادامه توقف معاملات بورس تهران به بهانه شفافیت، میتواند به اعتماد سرمایهگذاران آسیب جدی بزند. وی با ارائه نقشه راهی سه مرحلهای، بر لزوم بازگشایی سریع صنایع کمریسک و ارائه بستههای حمایتی ویژه برای شرکتهای آسیبدیده تأکید کرد.
بورس24 : در حالی که توقف طولانیمدت معاملات بازارسهام با هدف مدیریت ریسک و افزایش شفافیت توجیه میشود، این پرسش جدی مطرح است که آیا ادامه این وضعیت خود به عاملی برای افزایش نااطمینانی در بازار تبدیل نشده است؟ بسیاری از فعالان بازار معتقدند در شرایط بحران، حفظ تعادل میان شفافیت اطلاعات و نقدشوندگی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چرا که با توقف معاملات، سرمایهگذاران امکان مدیریت دارایی خود را از دست داده و فشار نااطمینانی انباشته میشود.
واقعیت این است که همه صنایع به یک اندازه تحت تأثیر شرایط بحرانی قرار نگرفتهاند. در حالی که برخی شرکتها با آسیبهای مستقیم مواجه شدهاند، بخش قابل توجهی از صنایع تنها تحت تأثیر فضای روانی قرار دارند. در همین راستا، علی بیگزاده، مدیرعامل گروه مالی شهر در گفتوگو با بورس24 ، به تشریح ابعاد مختلف بازگشایی بازار و راهکارهای مدیریت آن پرداخته است.
با توجه به شرایط فعلی، بازگشایی بازار سرمایه باید چگونه انجام شود و تا چه حد با بازگشایی موافق هستید؟
به نظر من ما باید بین نقدشوندگی بازار و شفافیت یک تعادل برقرار کنیم. این تعادل همیشه تحت تأثیر اتمسفر اقتصادی کشور است و در شرایط بحرانی، میزان گرایش به شفافسازی متفاوت میشود. در شرایط ابهام، هر عامل جدیدی باعث ایجاد یک «تریدآف» (تبادل) میشود؛ به این معنا که ممکن است مجبور شویم با اطلاعات کمتر، تن به معامله بدهیم تا نقدشوندگی حفظ شود.
توقف چندروزه نمادها در ابتدا تصمیم درستی بود، اما ادامه طولانیمدت آن میتواند خود عامل نااطمینانی شود. بسیاری از افراد سرمایهشان در بورس است و حق دارند درباره آن تصمیم بگیرند. در نهایت، این اختلاف نظر خریدار و فروشنده است که بازار را شکل میدهد و ناظر نمیتواند بازار را تا رسیدن به شفافیت مطلق متوقف نگه دارد. اگر بازار بیش از حد بسته بماند، این پیام را منتقل میکند که ما توان بازگشایی بازارسهام را نداریم و این خود یک سیگنال ضعف است.
آیا از نظر شما تمام صنایع باید به صورت همزمان بازگشایی شوند؟
خیر، بازگشایی تدریجی و چندمرحلهای بسیار حیاتی است. ما میتوانیم صنایع را به سه دسته تقسیم کنیم:
۱. صنایع کمریسک: شرکتهایی که مستقیماً آسیب ندیدهاند و تنها تحت تأثیر فضای روانی هستند. زنجیره تأمین و فروش این شرکتها (مانند صنایع غذایی، دارویی، بانکی و مسکن) برقرار است و باید سریعتر بازگشایی شوند.
۲. صنایع با آسیب زنجیرهای: شرکتهایی که به واسطه وابستگی به واحدهای آسیبدیده، دچار اختلال شدهاند. این گروه باید با شفافیت بیشتر و توضیح سناریوهای جایگزین توسط مدیران باز شوند و حتی میتوان دامنه نوسان محدودتری برای آنها در نظر گرفت.
۳. صنایع با آسیب مستقیم: شرکتهای بزرگی که آسیب فیزیکی دیدهاند (مانند برخی واحدهای فولادی). اینها باید به عنوان «کیس خاص» با حضور نهادهای حاکمیتی، وزارت اقتصاد و صمت بررسی شوند و برنامه بازسازی آنها به صورت شفاف اعلام گردد.
نقش سازمان بورس و دولت در حمایت از این شرکتها و سهامداران چیست؟
وظیفه سازمان بورس و اوراق بهادار، ارائه برنامههای حمایتی از سهامداران خرد با ابزارهای نوین است؛ مثلاً انتشار «اوراق مشارکت قابل تبدیل به سهام» میتواند امکان سرمایهگذاری بلندمدت را فراهم کند.
دولت نیز باید حمایتهای خود را در قالب معافیتهای مالیاتی، تسهیلات ویژه، ضمانت اوراق و کاهش تعرفههای واردات برای صنایع آسیبدیده شفاف کند. در بحران ۲۰۰۸ نیز دولت آمریکا با خرید سهام شرکتهایی مثل جنرال موتورز از بازار حمایت کرد؛ ما نیز نباید اجازه دهیم کاهش ارزش شرکتهای آسیبدیده به کل بازار سرایت کند.
مهمترین چالش بازار پس از بازگشایی را چه میدانید و چه راهکاری برای صنایع آسیبدیده پیشنهاد میدهید؟
بازار در حال حاضر نیاز جدی به نقدینگی دارد و خطر اصلی، تشکیل صفهای فروش سنگین است. با این حال، ثبات نسبی در بازارهای موازی (ارز، طلا و مسکن) نشاندهنده تخلیه بخشی از انتظارات منفی است. امروز سودهای اسمی شرکتها افزایش یافته و تمایل برای سرمایهگذاری وجود دارد.
برای صنایع آسیبدیده، پیشنهاد من ایجاد «صندوق بازسازی صنایع» با امتیازاتی نظیر معافیت مالیاتی ۱۰ ساله و تضمین اوراق است. همچنین استفاده از مشوقهای غیرنقدی، مشابه امتیاز تراکم که شهرداری به ساختمانهای آسیبدیده میدهد، میتواند در قالب مجوزهای ویژه یا امتیازات خاص به صنایع بزرگ اعطا شود تا انگیزه حفظ سرمایه نزد سهامداران عمده تقویت شود.
آیا بازگشایی یکباره بازار و وضعیت ابزارهای مالی مثل صندوقهای اهرمی قابل مدیریت است؟
بازگشایی یکباره را اصلاً توصیه نمیکنم؛ چرا که باز کردن شرکتی با آسیب فیزیکی بدون برنامه احیا، باعث سرایت نسبتهای تحلیلی منفی به کل بازار میشود. در مورد صندوقهای اهرمی و سایر ابزارها نیز، اگر بازگشایی گامبهگام و با حمایت هماهنگ نهادها باشد، مشکلات قابل مدیریت خواهد بود. در کل، پاک کردن صورتمسئله و ادامه توقف بازار، راهحل مناسبی برای هیچیک از ذینفعان نیست.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.