با وجودِ این فضایِ سیاسیِ غبارآلود، باید نگاهی فنی به متغیرهایِ کلانِ بازار داشت؛ نکته حیاتی برای معاملهگران این است که ارزشِ دلاریِ بازار از ابتدایِ تیرماه با افتِ ۱۰ درصدی، از ۱۰۸ میلیارد دلار به ۹۸ میلیارد دلار رسیده است. در حالی که فصلِ مجامع در پیش است و تقسیمِ سودِ نقدی، ارزشِ دلاری را (با فرضِ ثبات قیمتِ ارز) تا سطحِ ۹۰ میلیارد دلار کاهش خواهد داد.
پیشبینی بازار ...
بورس24 : بورس تهران معاملات آخرین روز کاری هفته را بواسطه موشکبازی ایران و آمریکا در شامگاه سهشنبه و همچنین لغو معافیت فروش نفت و محصولات پتروشیمی ایران توسط آمریکا با فشار عرضه اما در عین حال شاداب و حسابشده آغاز کرد. در همین راستا نیمی از نمادها منفی شدند اما روند عرضه و تقاضا مطلوب بود و بعضا رنج مثبت در برخی از نمادهای مورد توجه دیده میشد. به عبارتی پس از رشد خوب اخیر، شاهد یک روند تعادلی مطلوب در کلیت بازار بودیم اما در یکساعت پایانی معاملات با رسیدن اظهارات ترامپ مبنی بر پایان تفاهم با ایران و ترس از وقوع جنگی دوباره، فشار عرضه به شکل عجیبی در کلیت بازار شتاب گرفت تا جاییکه صفوف خرید بسیاری از نمادهای قفلی باز شد، بسیاری از نمادها از آستانه قیمتی به حداقل قیمت مجاز روزانه رسیدند و در پایان 82% بازار با 6 همت صف فروش به کار خود خاتمه داد. در نتیجه این رویداد، شاخص کل و هموزن افت به ترتیب 0.5 و 0.4 درصدی را ثبت کردند. ارزش معاملات با رشد خیرهکننده 190 درصدی به 48 همت رسید و نزدیک به 7 هزار میلیارد تومان خروج پول حقیقی ثبت شد.
هفته سوم تیر ماه 2 روز کاری متفاوت داشت. روز سهشنبه جسارت عالی خریداران داشتیم اما چهارشنبه به دلیل تشدید تنشها و اظهارات تند ترامپ، بشدت زیر فشار عرضه رفت. ولی انصافا در عین احتیاط، خریداران خوبی پای کار بودند و بعید به نظر میرسد اصلاح عمیقی را تجربه کنیم. بازار تا حدودی به رفتار دمدمی مزاج ترامپ و تغییر لحظهای مواضع او عادت کرده و اظهارات او را ابزاری برای اصلاحهای موقت میبیند؛ مگر اینکه به یکباره کار بیخ پیدا کند. البته به فروشندهها هم بعد از رشد خوب اخیر باید کمی حق داد؛ چراکه به هر جهت جریان پولی هنوز هم ترس از تکرار اتفاقات اخیر دارد و بسیاری شناسایی سود در مواقع اینچنینی را ارجح به سهامداری میدانند.
در تحلیلِ فضای سیاسی، اظهاراتِ ترامپ در کنارِ حملاتِ اخیر، لغو معافیتهای نفتی و فضایِ پرتنشِ پس از تفاهمِ اسلامآباد، چند نکتهی کلیدی را متبادر میکند. نخست اینکه، به نظر میرسد ترامپ تفاهمنامه را دیگر چارچوبی الزامآور نمیداند؛ تعبیرِ او مبنی بر «تمام شدنِ تفاهم»، بهوضوح گویایِ زوالِ مبنایِ اعتمادِ دوجانبه برایِ پایبندی به توافق است.
با این وجود، او مسیرِ دیپلماسی را بهطور کامل مسدود نکرده است. واگذاریِ تصمیمِ ادامه مذاکرات به تیمِ آمریکایی، این پیامِ ضمنی را مخابره میکند که ترامپ میانِ «پایانِ چارچوبِ فعلی» و «توقفِ کاملِ گفتوگو» تمایز قائل است؛ بدین معنا که امکانِ طراحیِ چارچوبی نوین همچنان پابرجاست. بخشی از این ادبیات نیز کارکردِ سیاسی دارد و او میکوشد با روایتِ «حملاتِ ایران به کشتیها»، اقداماتِ آمریکا را واکنشی جلوه دهد.
اگر این مواضع به سیاست رسمی دولت آمریکا تبدیل شود، احتمالاً شاهد بازگشت به راهبرد فشار حداکثری با حفظ کانال محدود مذاکره خواهیم بود؛ یعنی همان الگویی که فشار اقتصادی و نظامی را افزایش میدهد، اما مسیر گفتوگو را مسدود نمیکند تا در صورت تغییر شرایط، امکان معامله همچنان باقی بماند. در واقع، نباید میانِ ادبیاتِ تندِ ترامپ و سیاستِ عملیِ آمریکا تساوی برقرار کرد؛ چراکه او در گذشته بارها در عینِ مواضعِ سختگیرانه، از ورود به بنبستِ کاملِ دیپلماتیک اجتناب کرده است. بنابراین، برای نتیجهگیری قطعی باید دید آیا این سخنان در روزها و هفتههای آینده با اقدامات عملی بیشتری همچون جنگ همراه میشود یا خیر.
در نهایت، شاید دقیقترین جمعبندی این باشد که تفاهم اسلامآباد بیش از آنکه رسماً پایان یافته باشد، وارد مرحلهای از تعلیق و بیاعتباری شده است؛ وضعیتی شکننده که اگر مدیریت نشود، به فروپاشیِ کامل منجر خواهد شد، اما هنوز برایِ صدورِ حکمِ مرگِ آن زود است. به نظر میرسد بازار چهارشنبه با دیدن اظهارات ترامپ روی بد سکه را در نظر گرفت و در همین راستا در یک تایم کوتاه زیر فشار جدی عرضه رفت.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.