سال گذشته وقتی با شدت گرفتن ناترازی انرژی و قطع برق، همه جا صحبت از انرژیهای تجدیدپذیر بود و همهمان دستبهدامن خورشید و انرژی خورشیدی شده بودیم،گزارشی از یک تجربه شکست خورده در هندوستان منتشر شد. نیروگاههای برق خورشیدی در مناطق روستایی هند به دلیل عدم پیشبینیهای درست درباره هزینهها و نگهداری پنلهای خورشیدی در عمل بلااستفاده شده و کارایی خود را از دست داده بودند.
به گزارش سرمایه و بورس، در ایران البته و خوشبختانه هنوز خبر و گزارشی از بلااستفاده ماندن نیروگاههای خورشیدی احداث شده منتشر نشده و امیدواریم منتشر نشود. اما نشانههایی هم وجود دارد مبنی بر اینکه شاید در آینده تب و تاب استفاده از نیروگاههای خورشیدی کوچک و خانگی به دلیل برخی ناهماهنگیها فروکش کند.
بهخصوص اینکه اگر مثلاً عبارت: «عدم استقبال از نیروگاههای خورشیدی خانگی» را در اینترنت جستوجو کنید به چنین نشانههایی حتی در ۱۲ سال پیش برخورد میکنید.
«برقنیوز» در سال۱۳۹۳، وقتی وزارت نیرو طرح «یک میلیون بام خورشیدی» را با تبلیغات وسیع کلید زده بود در گزارشی مفصل نوشت: «نمیتوان گفت طرح ۱۰ هزار مشترک خورشیدی در ایران شکست خورده است ولی آن هدفی که وزارت نیرو دنبال میکند محقق نخواهد شد. عوامل متعددی را میتوان در این استقبال سرد جستوجو کرد...».
آن زمان گفته میشد قیمت خیلی ارزان برق در ایران اولین مانع بر سر راه تحقق طرح «یک میلیون بام خورشیدی» است. طبق طرحی که قرار بود اجرا شود مردم برای نصب اولیه تجهیزات بام خورشیدی باید ۵ میلیون تومان میپرداختند تا در صورت راهاندازی نیروگاه برق خانگی ماهانه حدود ۲۷هزار تومان از قبض پرداختی آنان کاسته شود! بنابراین هر شهروند بدون تخصص یا بدون محاسبات مالی و اقتصادی و با حساب سرانگشتی متوجه میشد که راهاندازی بام خورشیدی اصلاً مقرون بهصرفه نیست.
همان زمان «هوشنگ فلاحتیان» معاون وقت وزیر نیرو نیز گفته بود: «قیمت ارزان برق موجب شده است تا رغبتی به استفاده از این پنلهای خورشیدی نباشد و مردم برق پاک را که میتواند آینده انرژی را تغییر دهد انتخاب نکرده و با همان برق عادی سر کنند».
ماجرا البته فقط ارزانی برق نبود. منتقدان معتقد بودند وزارت نیرو اطلاعرسانی کافی و فرهنگسازی مناسبی در این زمینه انجام نداده است. مثلاً در حالی که اعلام میشد در فلان ایالت آمریکا در مرحله اول فقط ۱۲۰ میلیون دلار بودجه برای تبلیغ و فرهنگسازی، راهاندازی سازمانهای مردمنهاد و استفاده از پنلهای خورشیدی و آثار بلندمدت و مثبت آن انجام شده است، در ایران خبر چندانی از این فرهنگسازی نبود و انرژی پاک هنوز چندان شناخته شده و مقبول به حساب نمیآمد.
پنلها شفاف نبودند
آن زمان فقط به مشترکین گفته شده بود سیستم یک کیلوواتی خورشیدی با هزینه ۹ میلیون تومان بر بام خانههای شما نصب میشود که ۵/۴ میلیون تومان آن را دولت میپردازد. اما مشترکان نمیدانستند مثلاً یک کیلووات چقدر از مصرف آنها را شامل میشود؟ در زمستان و ساعات غیرآفتابی برق خود را با چه تعرفهای از شبکه دریافت میکنند؟ خلاصه اینکه مردم اطلاع و درک درستی از رقم و قیمت برق در هر دو حالت خورشیدی و غیرخورشیدی نداشتند. نمیدانستند آیا با نصب پنلها، کل برقشان رایگان خواهد شد یا قرار است فقط بخشی از آن رایگان باشد؟ مردم در اینکه تعرفههای برق آنها چطور محاسبه خواهد شد نگرانی داشته و مطمئن نبودند که بتوانند با نصب نیروگاه خورشیدی خانگی هزینههای خود را به طور قابل توجهی کم کنند.
شرکتهای توزیع هم هیچوقت در این زمینه بدون استفاده از واژهها و اصلاحات فنی مهندسی برق به زبانی ساده و قابل درک برای اقشار مختلف توضیح ندادند و آنها را از مزایای اقتصادی این طرح به صورت واقعی آگاه نکردند. با این حساب معلوم بود که تبلیغات اندک و تخصصی وزارت نیرو یا شرکتهای توزیع به حساب توجیه و یا وعده گذاشته شود و نتواند موجب جذب مشترکان شود.
مشکل دیگر این بود که اعتمادسازی لازم در زمینه کارکرد درست نیروگاههای خانگی هم انجام نشده بود. کسی نمیدانست پنلهای خورشیدی نصب شده روی پشتبام چقدر گارانتی خواهد داشت و چه کسی آن را ضمانت میکند؟
شرکتهای توزیع نیروی برق خودشان از طرف مردم با شرکتهای مشخصی وارد مذاکره شده و متقاضیان موظف بودند از همین شرکتها، نیروگاه خود را خریداری و نصب کنند!
مشترکی که از نیروگاه خورشیدی چیزی نمیدانست باید مطمئن میبود که بهرهبرداری آن بدون مشکل خواهد بود و خدمات پس از فروش و تعمیرات و نگهداری آن به خوبی انجام میشود.
ریزش ۷۰ درصدی متقاضیان
حالا و ۱۲ سال پس از تجربهای که گفتیم، اوضاع شاید به بدی آن روزها نباشد اما سخنان چند روز پیش مدیرعامل «برقتو» یا همان سامانه برخط خرید برق که قرار است برق تولید شده توسط نیروگاههای خورشیدی مردم را بخرد، در این باره میتواند هشداری باشد مبنی بر اینکه نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم و خدای ناکرده از آن طرف بامهای خورشیدی سقوط کنیم!
«امید علوی»با انتقاد از ساختار فعلی توسعه نیروگاههای خورشیدی پشتبامی به «خبرآنلاین» گفته است: در حال حاضر نگاه در وزارت نیرو و ساتبا بیشتر حول تولید مگاواتی برق است، در حالی که برای توسعه مردمی انرژیهای تجدیدپذیر باید موانع موجود در مسیر متقاضیان برطرف شود. ما در برقتو تلاش کردیم بیش از ۱۰ هزار درخواست برای احداث نیروگاه خورشیدی پشتبامی جذب کنیم، اما در همان مراحل ابتدایی با ریزش حدود ۷۰درصدی مواجه شدیم! چراکه فرایند دریافت مجوز، گرفتن رضایت محضری و اجرای پروژه برای بسیاری از مردم پیچیده و زمانبر است. به همین دلیل هم از ۱۰ هزار درخواست، ۷ هزار و ۳۹۴ نفر مدارک خود را تکمیل نکردند و حدود ۲ هزار نفر نیز به دلایل فنی مانند نبود استحکام بنا از فرایند خارج شدند. درنهایت هزار و ۱۲۴ درخواست تأیید شد، اما نیمی از این افراد هم در ادامه مسیر انصراف دادند و تنها ۴۲۹ نفر به مرحله نهایی یعنی معرفی برای دریافت تسهیلات رسیدند. تاکنون فقط ۱۸ وام پرداخت شده و چهار نفر نیز با وجود تأیید تسهیلات، به دلیل نداشتن آورده اولیه از ادامه مسیر انصراف دادهاند! در ضمن همراهی ناکافی وزارت نیرو با بانکها موجب شده بسیاری از بانکها تمایل کافی برای ورود به این حوزه نداشته باشند و تأمین مالی پروژههای خورشیدی پشتبامی با مشکل مواجه شود!
به نظر شما با این روند آیا میشود به توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی امیدوار بود؟














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.