شنبه برای بازار سرمایه نه فقط یک روز معاملاتی عادی، بلکه یک «ضیافتِ تاریخی» بود؛ روزی که شاخص کل، با تمام ابهاماتِ ریز و درشت سیاسی، بالاخره سقفِ انتظار را درنوردید و بر قله ۶ میلیون واحد ایستاد. یک مسیر صعودیِ نفسگیر که حالا با عبور از این سطح روانی، بازار وارد فاز جدیدی از «اعتماد به قیمت» شده است؛ فازی که در آن، دیگر سؤال اصلیِ سهامداران «آیا بازار میتواند ؟» نیست، بلکه «بازار میماند ؟» است ...
پیشبینی بازار ...
بورس24 : بورس تهران معاملات نخستین روز هفته متقارن با آخرین روز مرداد را با افزایش تقاضا و ورود شاخص به کانال 6 میلیونی آغاز کرد. البته با عبور از یکساعت ابتدایی بازار، بر میزان عرضهها افزوده شد و بخش اندکی از رشد بازار از دست رفت. با این حال فضای کلی معاملات قابل قبول بود و همزمان با سبزپوش شدن 88% از نمادها و ورود 2 هزار و 600 میلیارد تومان پول حقیقی، رشد 1.8 درصدی برای دو شاخص کل و هموزن رقم خورد. ارزش معاملات در حالی به 29 هزار میلیارد تومان رسید که به 18 همت تقاضای پشت صفوف خرید پاسخ مثبتی داده نشد ...
شنبه برای بازار سرمایه نه فقط یک روز معاملاتی عادی، بلکه یک «ضیافتِ تاریخی» بود؛ روزی که شاخص کل، با تمام ابهاماتِ ریز و درشت سیاسی، بالاخره سقفِ انتظار را درنوردید و بر قله ۶ میلیون واحد ایستاد. یک مسیر صعودیِ نفسگیر که حالا با عبور از این سطح روانی، بازار وارد فاز جدیدی از «اعتماد به قیمت» شده است؛ فازی که در آن، دیگر سؤال اصلیِ سهامداران «آیا بازار میتواند ؟» نیست، بلکه «بازار میماند ؟» است ...
اما این صعود، بیفشارِ عرضه نبود و نباید هم باشد. در این سطح قیمتی، 3 اتفاق مهم طیفی از فروشندگان را به میدان کشانده است: 1- نزدیک شدن شاخص کل بهمقاومتِ سنگینِ 6.2 میلیون واحدی که به عنوان یک «سقفِ تکنیکی» در نقشه معاملهگران حرفهای جا خوش کرده است. 2- قرار گرفتن ارزش بازار در یک قدمی سقفِ روانیِ ۱۰۸ میلیارد دلاری که همواره نقطه جذابی برای برداشتِ سودِ حقوقیها بوده است. 3- ابهام در فضای سیاسی که همواره همراه بازار است و خواب و آرامش را از سهامداران و معاملهگران گرفته است. این مثلثِ عرضه، در نگاهِ سطحی، نشانه خستگی است؛ اما اتفاقی که امروز در بازار میافتد، دقیقاً نقطه مقابل این برداشت است. چرا ... ؟
چون عرضههایی که در دلِ یک رالیِ بنیادی ایجاد میشود، نه سیگنالِ پایان، بلکه لازمه حفظ یک روند سالم و پایدار است. بنابراین با کمی دستبهدست شدن و ورود سهامداران تازهنفس، بازار هم سطح تکنیکی را برای ادامه رشد پاکسازی میکند و هم پایههای قیمتی را محکمتر از قبل میسازد. این دقیقاً همان پروتکلِ کلاسیک صعودهای پایدار است که به خوبی انجام میشود.
بازار سرمایه تا حدودی به تغییر رویکرد واشنگتن در قبال تهران و کاهش موقت ریسکهای نظامی اطمینان پیدا کرده است. واقعیت این است که بازار با اصل تحریمها بیگانه نیست و طی سالهای گذشته بارها نشان داده که میتواند خود را با محدودیتهای تجاری، مالی و ارزی تطبیق دهد. آنچه برای فعالان اقتصادی اهمیت بیشتری دارد، میزان ریسک جنگ، احتمال آسیب به زیرساختها و تهدید مستقیم فعالیت بنگاههاست. بنابراین همین که سایه جنگ، ولو بهصورت موقت، از سر بازار کنار رفته، از نگاه معاملهگران یک اتفاق مثبت و حتی یک پیروزی مهم تلقی میشود.
از سوی دیگر، موتور انتظارات تورمی بار دیگر روشن شده و بخشی از نقدینگی سرگردان اقتصاد در حال حرکت به سمت بازار سرمایه است. در چنین فضایی، سرمایهگذاران معمولاً به دنبال داراییهایی میروند که بتوانند خود را با تورم، رشد نرخ ارز و افزایش هزینه جایگزینی داراییها هماهنگ کنند. سهام شرکتهایی که درآمد ارزی دارند، از رشد نرخ محصولات منتفع میشوند یا ارزش داراییهای آنها با تورم افزایش مییابد، طبیعتاً بیشتر مورد توجه قرار خواهند گرفت. با این حال، ورود نقدینگی به بازار بهتنهایی برای شکلگیری یک روند پایدار کافی نیست و کیفیت سودآوری شرکتها از اهمیت بالایی برخوردار است.
در گزارش اخیر نیز بر این نکته تأکید شد که اگرچه کاهش سایه جنگ اتفاقی مثبت است، اما «تحریم و محاصره اقتصادی» در بلندمدت مانند موریانههایی هستند که بنیان سودآوری شرکتها و توان سرمایهگذاری اقتصاد را تضعیف میکنند. محدود شدن مسیرهای صادراتی، افزایش هزینه حملونقل، دشوار شدن نقلوانتقال پول و کاهش دسترسی به مواد اولیه و تجهیزات، حاشیه سود شرکتها را تحت فشار قرار میدهد. حتی امارات هم که یکی از شرکای مهم تجاری و اقتصادی ایران محسوب میشد، به فشارهای تحریمی پیوسته و روابط تجاری خود با کشورمان را متوقف کرده است؛ موضوعی که میتواند در ماههای آینده بر تجارت خارجی و عملکرد برخی صنایع اثرگذار باشد.
بنابراین هر چه جلوتر برویم، به شرط اینکه ریسک جنگ بازار را تهدید نکند، واکنش بازار در برابر خبرهای منفی سیاسی نیز عادیتر و نرمالتر خواهد شد. در این حالت، بازار از اخبار سیاسی منفی نه بهعنوان عاملی برای ریزشهای جدی، بلکه بهعنوان بهانهای برای اصلاحهای مقطعی استفاده خواهد کرد. درست شبیه به اتفاقاتی که ...














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.