بازار یکشنبه مطابق با انتظار منفی آغاز شد و طبیعی بود که بعد از آن حرکت بالا به پائین اول وقت روز شنبه و عدم جمعآوری صفوف فروش، احتیاط در دستور کار معاملهگران قرار بگیرد و فروشندههای بیشتری را در کف بازار داشته باشیم. با این حال حجم معاملات هم بد نبود و نشان داد که خریداران شاید کمی عقبگرد کرده باشند اما اینچنین نیست که بطور کامل در لاک دفاعی رفته باشند. برچیده شدن صفوف فروش برخی از نمادها و تداوم تقاضا در منفیها، علاوه بر اینکه جلوی افت جدی حجم معاملات را گرفت باعث شد تا در عین افت قیمتها، سهامداران با آرامش و نگرانی کمتری روند بازار و تابلوهای معاملاتی را دنبال کنند.
پیشبینی بازار ...
بورس24 : بورس تهران معاملات دومین روز هفته را با حدود 15 همت صف فروش آغاز کرد و در ادامه بواسطه عقبگرد خریداران و نبود تقاضای امیدوارکننده ناشی از ترس نسبت به تحولات سیاسی، میزان اردرهای فروش در سامانههای معاملاتی به مرز 30 همت رسید. البته با گذر از نیمه ابتدایی بازار، تحرکاتی در سمت تقاضا صورت گرفت و با برچیده شدن بخشی از صفوف و نوسان پائین به بالا در برخی از نمادها، ارزش معاملات به مرز 35 همت رسید و ارزش صفوف فروش به کمتر از 18 همت تقلیل یافت. در پایان، 75% بازار منفی بسته شد. شاخص کل 2.1% کاهش ارتفاع داد و 7 هزار و 300 میلیارد تومان خروج پول حقیقی رقم خورد.
بازار یکشنبه مطابق با انتظار منفی آغاز شد و طبیعی بود که بعد از آن حرکت بالا به پائین اول وقت روز شنبه و عدم جمعآوری صفوف فروش، احتیاط در دستور کار معاملهگران قرار بگیرد و فروشندههای بیشتری را در کف بازار داشته باشیم. با این حال حجم معاملات هم بد نبود و نشان داد که خریداران شاید کمی عقبگرد کرده باشند اما اینچنین نیست که بطور کامل در لاک دفاعی رفته باشند. برچیده شدن صفوف فروش برخی از نمادها و تداوم تقاضا در منفیها، علاوه بر اینکه جلوی افت جدی حجم معاملات را گرفت باعث شد تا در عین افت قیمتها، سهامداران با آرامش و نگرانی کمتری روند بازار و تابلوهای معاملاتی را دنبال کنند.
در حوزه سیاسی، اوضاع کمی عجیب پیش میرود و گویا آمریکا و عموم متحدانش خود را برای حملهای سخت و گسترده علیه حوثیهای یمن آماده میکنند و حتی برخی از سیاستمداران معتقدند احتمال ورود نیروهای زمینی برخی کشورهای منطقه به خاک یمن به قصد تصرف پایگاههای حوثیها دور از انتظار نیست. گویا قرار است برای فردا سهشنبه ترامپ با سران کشورهای منطقه دیدار کند. در سوی دیگر دبیر شورای عالی امنیت ملی گفته تماسها و رایزنیها با میانجیها ادامه دارد و ما شرایط خود را برای مذاکره با وشنگتن به آنها اطلاع دادهایم و منتظر پاسخ رئیسجمهور آمریکا هستیم. رئیسجمهور ایران هم جهت شرکت در اجلاس سران سازمان ملل به زودی راهی نیویورک میشود و خلاصه با آش شلهقلمکاری در دنیای سیاست و جریان خبرها مواجهیم و طبیعتا بازار هم بدون واکنش به این خبرها نمیماند ...
با این وجود، «ترس از پایانِ روندِ صعودی» و سایه «خروجِ دیرهنگام» همچنان مهمترین متغیرِ ذهنیِ سهامداران به ویژه معاملهگران کوتاهمدتی است. نگرانیای که ریشه در دو چالشِ بنیادین دارد:
چالش اول این است که نهتنها در حوزه سیاسی فضای آرام و امیدوارکنندهای نداریم، بلکه با ریسکهای دمکلفتی مواجهیم که بعضا توانِ محاسباتیِ بازار را مختل میکند. تجربه دو نوبت جنگ تمامعیار در یکسال اخیر که در ادامه با وجود آتشبس به محاصره دریایی منتهی شد، برای سهامداران صرفاً یک خبرِ رسانهای نبود؛ بازار، پیامدهای این تنشها را مستقیماً لمس کرد و در جنگ دوم، شاهدِ آسیب به زیرساختهای برخی شرکتهای بورسی بودیم. بنابراین، تردید و نگرانیِ فعلیِ سهامداران، واکنشی منطقی به ریسکهای محسوسِ موجود است.
چالش دوم برگرفته از میراث تلخ گذشته است. بزرگترین مانعِ صعودِ پایدارِ بازار، نهفقط عواملِ خارجی، بلکه «سندرومِ حافظه رکودی» است. 6 سال رکود فرسایشی، ساختار رفتاری معاملهگران را تغییر داده است. بخشی از این رکودِ عمیق ناشی از تحولاتِ منطقهای بود، اما ضربه اصلی را «سیاستگذاریهای نسنجیده دولت گذشته» وارد کرد. تصمیماتِ خلقالساعه، تغییراتِ ناگهانیِ نرخِ خوراک، دستدرازی به جیب شرکتها و دستاندازیهای مالیاتیِ دولتِ سیزدهم، «استراتژیِ نگهداریِ بلندمدت» (Buy and Hold) را عملاً به یک استراتژیِ شکستخورده تبدیل کرد.
در طول 6 سال گذشته، بازار یاد گرفت که «فروشنده بودن در بزنگاههای خبری» همواره سودآورتر از «صبرِ بنیادی» است. این یک «رفتارِ شرطیشده» است که در بدنه بازار نهادینه شده. حتی اگر شرایطِ کلانِ سیاسی تغییر کند، شکستنِ این ذهنیت که «سریع خارج شو تا پودر نشوی»، نیازمندِ احیایِ تدریجیِ اعتماد است؛ چیزی که با گذشتِ چند روز یا با یک خبر مثبت حاصل نمیشود، بلکه نیاز به یک «دورهِ اطمینانبخشیِ ساختاری» دارد.
علیرغم فضایِ سنگینِ حاکم، تحلیلِ ساختاریِ ما تغییری نکرده است. معتقدیم نوساناتِ فعلی نه نشانه تغییرِ روند، بلکه یک «اصلاحِ قیمتی» در بسترِ یک سوپرسیکلِ صعودیِ بلندمدت است. بنابراین، تا زمانی که مؤلفههای زیر تغییری نداشته باشند، ورود به فازِ نگرانی فاقدِ توجیهِ بنیادی است و افتِ قیمتها را باید صرفاً در قالبِ نوساناتِ طبیعیِ مسیر لحاظ کرد:
1- حرکت دلار توافقی به سمت دلار بازار آزاد و کاهش شکاف بین نرخ این دو ارز (عدم سرکوب دلار توافقی)
2- تداوم سیاست حمایت دولت از تولیدکنندهها با ارائه مجوز زودهنگام افزایش نرخ کالاها مطابق با رشد بهای تمام شده
3- عدم کاهش تورم ماهانه به سطوح کمتر از 3.5 تا 4 درصد
4- تداوم کیفیت مناسب گزارشهای ماهانه و صورتهای مالی میاندورهای شرکتهای پیشرو (حفظ حاشیه سود)
5- عدم وقوع جنگ تمامعیار و پایداری زیرساختهای کلان اقتصادی
همانطور که در گزارش روز گذشته هم اشاره شد، بازار بعد از رشد خوب اخیر به دنبال بهانهای برای اصلاح بود و این بهانه هم از ناحیه «چالشهای سیاسی» ، «قرار گرفتن در روزهای پایانی شهریور» و شناسایی سود توسط طیفی از حقوقیها» و «قرار گرفتن نماد تازهوارد تابان در مسیر تعادل» جفتوجور شد تا معاملهگران در سود، کمی به فکر فروش و حرکت اصلاحی باشد. البته گویا دستورهایی هم از بالا صادر شده که کمی جلوی شتاب رشد قیمتها گرفته شود ... !
خلاصه کلام اینکه ...














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.