Bourse24 Ads 135
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 139
تبلیغ بورس24

عقب ماندگی 110 درصدی سهامداران از تورم و تحمل دست کم 30 درصد زیان خالص این است علت بدنامی بورس...

تصاویر بدون برفک از بورس

علیرضا باغانی

انتشار خبر محکوم شدن فرهاد دژپسند وزیر اقتصاد دولت قبلی به یک سال حبس سبب شده تا موضوع بازار 99 دوباره بر سر زبان ها بیفتد.

سالی که بلافاصله بعد از وقوع کرونا در آن ،  تمرکز حاکمیت به راهی شدن نقدینگی به بازار سرمایه معطوف شد و در 5 ماهه اول این سال شاخص کل بورس با رشد 4 برابری از محدوده 500 هزار واحد به بالای 2 میلیون واحد صعود کرد.

برآیند اظهارنظر مسئولان در مورد بورس و تلاش آن ها برای جمع آوری نقدینگی در بورس به نابود شدن سرمایه های مردمی منتهی شد که هیچگونه شناختی از این بازار نداشتند. بسیاری از مدیران و مسئولان رده بالای کشور در آن سال مردم عادی را تشویق به خرید سهام و ورود سرمایه به بورس کردند. تقریبا هر کسی که تریبونی در اختیار داشت از این فرصت استفاده کرد و مردم را به بازار سرمایه فراخواند. از مهمترین دعوت کنندگان و مضامینی که در این دعوت های خود به کار بردند می توان به موارد زیر اشاره کرد:

علی آقامحمدی عضو مجمع تشخیص مصلحت از اولین و اصلی ترین مشوق های مردم برای حضور در بورس بود. ابتدای سال 99 بود که او جملات مثبت زیادی را در مدح و ستایش بازار سرمایه بیان کرد. جملاتی مانند: «ذکر مصیبت ‌خوان‌ها در بورس باید کنار بروند زیرا ایام شادی مردم است. سود بلندمدت بورس از همه بازارها بیشتر است. مردم به اظهارنظرهای منفی درباره آینده بورس توجه نکنند و مردم برای سود بلند مدت، سهام‌ عدالت خود را نگه دارند. این جملات از جمله اظهارنظرهای آقامحمدی برای دعوت به سرمایه گذاری مردم در بورس بود که به دفعات زیادی هم در رسانه ملی پخش ‌شد.»

حسن روحانی رئیس جمهور وقت هم مرداد 99 درست زمانی که بازار در آستانه ریزش بی سابقه ای قرار گرفته بود اعلام کرد مردم باید همه چیز را به بورس بسپارند.

فرهاد دژپسند که از مقصران اصلی کشاندن مردم به بازار سرمایه و به فنا رفتن سرمایه های آن ها شناخته می شود، از آبان 97 وزیر اقتصاد دولت دوازدهم بود. او در همان بدو ورود خود به کابینه روحانی پروژه تشویق مردم به بازار سرمایه را کلید زد و گفت : بورس جای امنی برای سرمایه گذاری است. باید عمق بازار سرمایه را افزایش دهیم. دی ماه 99 یعنی 5 ماه بعد از سقوط سنگین بورس بود که طرح استیضاح او به دلیل اتفاقات بازار سهام مطرح شد.

محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور وقت حتی پا را فراتر نهاد و برای شاخص کف و سقف تعیین کرد. او در هفته ابتدایی اسفند 99 گفته بود با سیاست‌های اتخاذ شده به دنبال این هستیم که بازار بورس به توازن برسد. دقیقا چند روز پس از آغاز دوره ریزش سنگین بورس یعنی دوم شهریور 99 بود که وی مجددا اظهارنظرهای مثبتی درباره بورس کرد و گفت دولت بورس را رها نمی کند. او صراحتا عنوان کرده بود که شاخص روی 1.7 میلیون واحد برخواهد گشت.

علاوه بر این ها، بسیاری از افراد سرشناس دیگر هم مردم را به سرمایه گذاری در بورس تشویق کردند. از سال 85 که برگه ای بی ارزش به عنوان سهام عدالت به مردم داده بودند دیگر خبری از آن نبود تا نهم اردیبهشت ماه سال 99 که ابلاغیه رهبر درباره موافقت با آزادسازی سهام عدالت منتشر شد.

این فرمان هم در اعتماد مردم به بازار سرمایه تاثیر زیادی داشت. به طوری که تعداد سهامداران بازار سرمایه از حدود 10 میلیون نفر به بالای 50 میلیون نفر افزایش یافت که در واقع بیش از 45 میلیون نفر سهامدار سهام عدالت هستند.

در همان سال یعنی تیر ماه 99 اقدام دیگری برای جلب توجه و اعتماد مردم به بازار سرمایه انجام شد. صندوقی با عنوان دارا یکم متشکل از سهام بانک های صادرات، ملت و تجارت و شرکت های بیمه ای اتکایی امین و بیمه البرز تاسیس شد. در واقع باقیمانده سهام دولت در این شرکت ها را به صندوقی بدل کردند که اکنون برآیند آن به زیان منتهی شده است.

به دنبال آن در آذر ماه 99 نیز صندوق پالایشی یکم نیز بازگشایی شد که سهام 5 پالایشگاه را در خود داشت. این صندوق با خالص ارزش دارایی های نزدیک به 11 هزار تومان تا سطح 13 هزار تومان هم معامله شد و در حالی که اکنون در محدوده 7 هزار و 500 تومان قرار دارد، حتی به قیمت پذیره نویسی هم نرسیده و تنها دستاورد آن زیان سنگین برای خریدارانش بود.

یکی دیگر از سیاست های مسئولان در آن زمان برای جذب پولهای مردم به بورس، پایین آوردن نرخ بهره بانکی بود. اقدامی هوشمندانه که موجب شد تا سپرده گذاری در بانک ها از رونق بیفتد و سرمایه ها به سمت بورس کشانده شود. در آن زمان همتی رئیس بانک مرکزی نیز دیدگاه های مثبت خود را در خصوص بازار سرمایه مطرح کرد. مهمترین و معروفترین کاری که همتی در این زمینه انجام داد این بود که وقتی 14 اسفند ماه سال 98 شاپور محمدی رئیس وقت سازمان بورس بر اساس اختیارات قانونی که داشت، دامنه نوسان را از 5 درصد به 2 درصد کاهش داد، دو روز بعد یعنی 16 اسفند ماه 98 وزیر اقتصاد اعلام کرد که باید تصمیم هیات مدیره سازمان به تعویق بیفتد.گفته می شود این تصمیم با نظر مثبت و فشار عبد الناصر همتی رئیس وقت بانک مرکزی انجام شده و در محافلی گفته که اگر دامنه نوسان سهام کم شود ، پول از بورس بیرون می آید و دلار می شود 50 هزار تومان ؛ اظهار نظری که البته سندیت ندارد و هیچ گاه همتی زیر بار آن نرفت.

شاپور محمدی در آن زمان پیش بینی کرده بود که رشد بازار سرمایه با سرعت زیادی همراه شده و به منظور حمایت از حقوق سرمایه گذاران بهتر است دامنه نوسان کاهش یابد. همین اختلاف نظر بین رئیس سازمان بورس و رئیس بانک مرکزی موجب شد تا به گفته وزیر وقت اقتصاد یعنی فرهاد دژپسند ، اختلاف این دو به تندی گراییده و موجب دلسردی شود. یک ماه بعد از این ماجرا شاپور محمدی استعفا داد و رفت.

به هر روی سال 99 سال خاص و ویژه ای بود. در پرونده بورس متغیرهای مختلفی اثرگذار هستند و این تقریبا " مسجل است که عده ای در قدرت قصد داشتند که ثروت ایجاد شده ناشی از تورم مردم را از بین ببرند. عده زیادی هم پس از آغاز ریزش بورس با اظهارنظرهای امیدوار کننده ای از سوی مدیران و مسئولان باز هم در بازار ماندند و سهام خود را نفروختند که برآیند همه این ماجراها به ضرر و زیان عده زیادی از مردم منتج شد.

حال که تقریبا دو سال از آغاز سقوط تاریخی بورس گذشته و بازار سرمایه شاید هیچ وقت نتواند اعتمادهای از دست رفته را ترمیم کرده و دوباره به دست آورد، گفته می شود که وزیر اقتصاد آن دوره چنین حکمی گرفته است. از نظر اهالی بازار سرمایه و کلیه کسانی که طی دو سال اخیر سرمایه هایشان آب شده و مشکلات زیادی را از همین جریان در زندگی های خود متحمل شدند، نه تنها این حکم عادلانه و کافی نیست بلکه چنین اقدامی بیشتر شبیه به این است که خواسته شده تا روی موضوع سرپوش گذاشته شود. پس تکلیف مابقی مقصران چه می شود؟

در موضوع بورس 99 اولا باید گزارش ملی ارائه شود، راجع به جزئیات کلیه اتفاقات بورس در آن سال، زیرا خبرها و شواهد حاکی از آن است که تقریبا 35 کارگزاری های فعال و بزرگ در بورس 99 درباره معاملات آن سال به نهادهای امنیتی پاسخ دادند (غیر رسمی و تائید نشده) و تقریبا تمام مسئولان دولتی آن دوران هم به نهادهای امنیتی پاسخگو شدند. پرونده های قضایی در دادسرای جرایم مالی اقتصادی تشکیل شده اما مشخص نیست که دقیقا در این سال چه اتفاقی افتاده است؟ چه مسائلی پیش آمده که مسئولان کشور را به این نتیجه رسانده که مردم را به بورس دعوت کنند و از این طریق به تعداد قابل توجهی از مردم ضرر بزنند؟

با توجه به تحقیق و تفحص های انجام شده بهتر است با انتشار یک گزارش ملی جزئیات موضوع بورس 99 به طور واضح منتشر شود. تمرکز بر روی موضوع بورس 99 به عنوان سالی خاص برای بازار سرمایه و همچنین مردم که منجر به از بین رفتن سرمایه های زیادی شده، بسیار ضروری تر و لازم تر از سیاسی کاری بر روی موضوع شرکتی مانند فولاد مبارکه است که تنها دستاورد آن بی آبرو شدن یکی از بهترین شرکت های فولادی کشور بود.

بهتر است به جای مانورهای خبری زیادی که اخیرا در خصوص فساد مالی در فولاد مبارکه داده می شود، بیشتر بر روی موضوع فساد گسترده در بورس 99 متمرکز شوند و به مردم زیاندیده پاسخگو باشند و کلیه متخلفان و مسئولان این ضرر و زیان به سزای اعمال خود برسند.

آنچه که به عنوان مهمترین دستاورد سال 99 شناخته می شود بدنام شدن بورس در میان همه اقشار جامعه و از دست رفتن حداقل 30 درصد از اصل دارایی مردم در بازار سهام است ؛ ارزش بورس و فرابورس در سال 99 بیش از 9 تریلیارد تومان بود اما اکنون با دو سال تقسیم سود نقدی هنوز عدد مارکت کپ بازار 6 تریلیارد تومان است ؛ با احتساب تورم سالانه 40 درصد این دو دوره ، سهامداران بازار سهام یک زیان 30 درصدی به همراه 80 درصد عدم النفع وعقب ماندگی از تورم را دارند.

کارشناس بازارهای مالی

منبع خبر: سازمان خبری - تحلیلی بورس 24

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید :

نظرات :

شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.

شما هم نظر دهید

برای ارائه نظر خود وارد حساب کاربری خود شوید


پاسخ به سوالات بورسی شما
Bourse24 Ads 127
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 143
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 141
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 131
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 130
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 25
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 27
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 28
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 31
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 32
تبلیغ بورس24