مجوز افزایش سقف صندوق های نقره صادر شده و با این حساب، این صندوق ها آماده بازگشایی خواهند شد.
بورس24 - ندا فتاحی: پس از توقف معاملات صندوقهای نقره و اعلام تغییر اساسنامه، بحثهای زیادی درباره حباب قیمتی، دامنه نوسان، نقش بورس کالا و آینده نقره بهعنوان یک کلاس دارایی سرمایهگذاری شکل گرفته است.
امروز هم اعلام شد مجوز افزایش سقف صندوق های نقره صادر شده و با این حساب، این صندوق ها آماده بازگشایی خواهند شد.
بر همین اساس بورس24 در گفتوگویی تحلیلی با جواد مرادیان، معاون توسعه گروه مالی هامرز (دارنده صندوق نقره سیمین)، ابعاد این تصمیم، مزایا و معایب آن، چشمانداز بازدهی صندوقهای نقره تا پایان سال را بررسی کرد که در ادامه می خوانید:
ارزیابی شما از اقدام نهاد ناظر در توقف معاملات صندوق نقره و تغییر اساسنامه چیست؟
اگر بخواهم منصفانه قضاوت کنم، اصل تصمیم سازمان بورس تصمیم درستی بوده زیرا ما با شرایطی مواجه شدیم که قیمت تابلو صندوقها فاصله قابلتوجهی با NAV گرفته بود؛ یعنی قیمت بازار بالاتر از ارزش ذاتی صندوق معامله میشد و این عملاً به معنی شکلگیری حباب بود.
سازمان با توقف نماد و تغییر اساسنامه تلاش کرد این حباب را به شکلی عادلانه تخلیه کند؛ بهگونهای که سود ناشی از آن، بهجای اینکه به جیب واسطهها یا بازارگردان برود، در خود صندوق شناسایی شود و به NAV اضافه گردد. از این منظر، اقدام نهاد ناظر کاملاً قابل دفاع است.
این مکانیزم دقیقاً چگونه به نفع یونیتهولدرها عمل میکند؟
در صندوقهای کالایی، وقتی سقف واحدهای قابل صدور پر میشود و تقاضا بالا میرود، عرضهای وجود ندارد و قیمت تابلو از NAV جلو میزند.
در حالت عادی، وقتی سقف افزایش پیدا میکند، بازارگردان میتواند واحد جدید را به قیمت NAV صادر کند و سپس در بازار با قیمت بالاتر بفروشد. این اختلاف قیمت، سود بدون ریسک ایجاد میکند که معمولاً نصیب بازارگردان میشود.
اما با تغییر اساسنامهای که الان مطرح است، منطق این است که این سود داخل خود صندوق شناسایی شود؛ یعنی بهجای اینکه چند صد میلیارد تومان رانت نصیب واسطه شود، این عدد مستقیماً به NAV اضافه شود و همه یونیتهولدرها از آن منتفع شوند. این بخش، جنبه کاملاً مثبت تصمیم سازمان است.
پس میتوان گفت سازمان پذیرفته که نقره ذاتاً حبابپذیر است؟
دقیقاً همینطور است. نقره بهطور ساختاری حباب ذاتی دارد؛ به دلیل عمق کمتر بازار جهانی نسبت به طلا، محدودیت ابزارهای پوشش ریسک، حساسیت بالا به دلار و جذابیت سفتهبازی.
سازمان بورس بهدرستی پذیرفته که حباب نقره صفرشدنی نیست. بنابراین گفته اگر قرار است حباب وجود داشته باشد، سودش باید به صندوق و سرمایهگذار نهایی برسد، نه به واسطه. از نظر طراحی مالی، این تصمیم هوشمندانهتر از رها کردن بازار است.
نقد اصلی شما به کجای این سیاست وارد است؟
نقد اصلی به زمانبندی سیاستگذاری برمیگردد. سازمان بورس از روز اول میدانست که:
ابزار جدید است
تقاضا بسیار سنگین است (در مجموع حدود ۴ همت)
نقره ذاتاً حبابپذیر است
با این حال، سقف صدور واحدها در ابتدا خیلی محدود تعیین شد. نتیجه چه شد؟
اجازه داده شد حباب شکل بگیرد و بعد با توقف نماد و شوک سیاستی اصلاح انجام شود. یعنی سیاست درست بود، اما با تأخیر اجرا شد.
شما به «تقاضای سرکوبشده» هم اشاره داشتید. این موضوع چه اهمیتی دارد؟
این نکته بسیار مهم است. خیلی از سرمایهگذاران اصلاً سفارش ثبت نکردند، چون میدانستند با این حجم تقاضا، شانسی برای تخصیص ندارند.
یعنی تقاضای واقعی بازار حتی بیش از ۴ همت بوده، اما در آمار رسمی دیده نشده است.
اگر از روز اول سقفها متناسب با تقاضا افزایش مییافت، صندوق میتوانست بزرگ، عمیق و بدون حباب کارش را شروع کند.
استدلال سازمان این بود که افزایش سقف، فشار را به بورس کالا و گواهی سپرده نقره منتقل میکند. این استدلال را چطور میبینید؟
اصل استدلال درست است، اما ناقص اجرا شد.
حتی با سقفهای محدود هم فشار به گواهی سپرده منتقل شد. در آن مقطع، حباب گواهی نقره حدود ۱۴٪ بود، در حالی که حباب صندوق به ۳۵٪ رسید.
اگر بورس کالا با اقتدار وارد میشد و عرضه گواهی را افزایش میداد، اجازه نمیداد حباب گواهی از محدوده نرمال ۱۰ تا ۱۲ درصد (یا نهایتاً ۱۵٪) بالاتر برود. در آن صورت، صندوق هم نمیتوانست چنین حبابی بگیرد.
کنترل حباب باید از ریشه (گواهی) انجام شود، نه از تابلو صندوق.
نظر شما درباره دامنه نوسان ۴ درصدی برای صندوقهای نقره چیست؟
صریح بگویم: این سیاست مطلوب نیست.
نقره یک دارایی کالایی است و ذاتاً نوسانپذیرتر از سهام است. محدود کردن دامنه نوسان به ۴٪ نه عرضه را زیاد میکند، نه تقاضا را کم؛ فقط صف میسازد، فشار روانی ایجاد میکند و کشف قیمت را مختل میکند.
الان صندوقهای طلا با دامنه ±۱۰٪ معامله میشوند و بازار بالغی دارند. اگر قرار است نقره هم بهعنوان یک کلاس دارایی سرمایهگذاری جا بیفتد، نمیشود آن را با دامنهای نصف طلا مدیریت کرد.
با فرض بازگشایی صندوقها و اعمال اصلاحات، چشمانداز بازدهی تا پایان سال را چطور میبینید؟
بدیهی است که سودهای ۹۷–۹۸ درصدی کوتاهمدت قابل تکرار نیست. در روزهای اول بازگشایی هم احتمال خروج هیجانی سرمایه وجود دارد.
اما اگر اصلاحات ساختاری واقعاً اجرا شود—افزایش سقفها، عرضه کافی در بورس کالا و حفظ نقدشوندگی—نقره میتواند بازدهی بالاتری از طلا داشته باشد.
قبل از ۲۰۲۵ هم همینطور بود؛ طلا لیدر است، اما نقره وقتی حرکت میکند، ضریب بزرگتری دارد.
در نهایت، نقره را در افق بلندمدت چطور میبینید؟
از ۲۰۲۵ به بعد، نقره بهتدریج از یک کالای صرفاً صنعتی، وارد کلاس داراییهای سرمایهگذاری شده است؛ کنار طلا، نه به جای طلا.
بازار نقره هنوز جوان است. اگر فقط ۱۰ تا ۲۰ درصد از مارکت صندوقهای طلا به نقره شیفت کند، صحبت از دهها همت سرمایه جدید است.
به شرط ابزار درست، بدون قفل شدن و بدون حباب مزمن، نقره میتواند داستان سرمایهگذاری چندساله باشد، نه صرفاً یک موج مقطعی.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.