علی آهو عضو هیئت مدیره سبدگردان کاریزما: حداقل شرط برای بازگشایی بازار رسیدن به یک آتشبس است. اگر توافق و صلح کامل حاصل شود که طبیعتاً شرایط بسیار بهتر خواهد بود، اما شاید امکان بسته نگه داشتن بازار تا آن زمان وجود نداشته باشد. بنابراین آتشبس میتواند نقطهای باشد که در آن ریسکها تا حدی قابل سنجشتر میشوند و امکان بازگشایی بازار فراهم میشود.
ندا فتاحی – بورس24 : در میانهی روزگاری که سرمایهگذاری هر لحظه فرو میپاشد و شاید امید دوباره آن را می سازد، بورس نیز در وضعیت تعلیق، جایی میان ترس و توازن ایستاده است. این روزها بازار سرمایه، سکوتی تحمیلی را تجربه میکند و به صحنهای بدل شده که مرز واقعیت و عدمقطعیت در آن مدام جابهجا میشود و بورس نیز در لحظهای ایستاده که نه بستهبودنش معنا دارد و نه بازشدنش قطعی است؛ بر همین اساس بورس24 گفتگویی با علی آهو عضو هیئت مدیره سبدگردان کاریزما به جهت چگونگی مدیریت بازار سرمایه و بازگشایی آن انجام داد که در ادامه می خوانید:
در شرایط فعلی که کشور درگیر جنگ است، برخی معتقدند تعطیلی بازار سرمایه اقدام درستی بوده و برخی دیگر بر باز بودن بازار تأکید دارند. از نظر شما بسته بودن بورس در این مقطع تصمیم درستی بوده است؟
به نظر من با توجه به شرایط خاصی که ایجاد شده، بسته بودن بازار سرمایه در مقطع فعلی تصمیم منطقیای به شمار می رود زیرا دو مسئله مهم در این میان وجود دارد. نخست، وضعیت برخی شرکتهاست که ممکن است مستقیماً از درگیریها آسیب دیده باشند یا بهطور غیرمستقیم از طریق زنجیره تأمین، تأمینکنندگان یا مشتریان خود تحت تأثیر قرار گرفته باشند. در چنین شرایطی هنوز اطلاعات دقیق و قابل اتکایی از میزان خسارتها و پیامدهای عملیاتی بسیاری از شرکتها در دسترس نیست.
مسئله دوم محدودیت دسترسی به اطلاعات و دادههاست؛ چه در حوزه دریافت اطلاعات شرکتها و چه در حوزه دسترسی به دادههای بینالمللی مانند قیمتهای جهانی، تحلیلها و روندهای بازار. این موضوع باعث میشود فضای بازار بیش از آنکه با «ریسک قابلارزیابی» مواجه باشد، با «ابهام گسترده» روبهرو شود. در چنین وضعیتی بسته بودن بازار تا زمانی که شرایط شفافتر شود، میتواند تصمیم معقولتری باشد.
به نظر شما چه زمانی میتوان درباره بازگشایی بازار سرمایه تصمیم گرفت؟
حداقل شرط برای بازگشایی بازار رسیدن به یک آتشبس است. اگر توافق و صلح کامل حاصل شود که طبیعتاً شرایط بسیار بهتر خواهد بود، اما شاید امکان بسته نگه داشتن بازار تا آن زمان وجود نداشته باشد. بنابراین آتشبس میتواند نقطهای باشد که در آن ریسکها تا حدی قابل سنجشتر میشوند و امکان بازگشایی بازار فراهم میشود.
در واقع زمانی که شرایط از یک ابهام گسترده خارج شود و بتوان اثرات جنگ را تا حدی برآورد کرد، بازار میتواند دوباره فعالیت خود را از سر بگیرد.
در صورت بازگشایی بازار، دامنه نوسان چگونه باید مدیریت شود؟
این موضوع به شرایط سیاسی و میزان ثبات بستگی دارد. اگر به توافق و صلح برسیم، منطقی است که دامنه نوسان بازتر شود تا فرآیند کشف قیمت سریعتر انجام شود و نقدشوندگی بازار نیز افزایش یابد.
اما اگر صرفاً آتشبس برقرار باشد و همچنان نااطمینانیهایی در فضای اقتصادی وجود داشته باشد، بهتر است در ابتدای بازگشایی دامنه نوسان در همان محدوده قبلی باقی بماند. پس از آن و با گذشت چند روز یا حدود یک هفته، میتوان بهتدریج دامنه نوسان را افزایش داد. این رویکرد کمک میکند بازار بدون شوکهای شدید به تعادل برسد.
آیا در زمان بازگشایی بازار، نیاز به حمایتهای سیاستی یا نهادی وجود دارد؟
حمایتهای منطقی میتواند در این مقطع ضروری باشد. بر همین اساس بخشی از فشار فروش احتمالاً به دلیل نیاز نقدینگی سرمایهگذاران خواهد بود. در این مدت ممکن است برخی افراد برای تأمین نقدینگی داراییهای دیگر خود را فروخته باشند و اکنون نیز صرفاً به دلیل همین نیاز مالی، بدون توجه به ارزندگی سهام اقدام به فروش کنند.
بنابراین احتمال دارد در روزهای ابتدایی بازگشایی بازار با فشار فروش قابل توجهی مواجه شویم. در چنین شرایطی پس از یک اصلاح اولیه، حمایتهای منطقی میتواند به کاهش هیجان منفی کمک کند؛ مشابه تجربهای که در مقاطعی مانند خردادماه شاهد آن بودیم، البته باید توجه داشت که در این دوره دامنه و شدت آسیبها احتمالاً گستردهتر است.
وضعیت شرکتهایی که مستقیماً از جنگ آسیب دیدهاند چگونه مدیریت شود؟
نماد شرکتهایی که بهطور مستقیم آسیب دیدهاند باید تا زمانی که اطلاعات دقیق و شفافی درباره وضعیت آنها منتشر نشده، بسته باقی بماند. بازار نیاز دارد بداند میزان خسارت چقدر بوده، چه مدت زمان برای بازگشت به مدار تولید یا فعالیت لازم است، چه میزان سرمایه برای بازسازی مورد نیاز است و این سرمایه از چه محلی تأمین خواهد شد.
تا زمانی که این اطلاعات بهصورت شفاف افشا نشود، بازگشایی این نمادها میتواند به افزایش ابهام و تشدید هیجان منفی در بازار منجر شود.
آیا باز بودن نماد این شرکتها میتواند بر کلیت بازار اثر بگذارد؟
بله، بهویژه در ابتدای بازگشایی بازار که فضای عمومی ممکن است هیجانی و منفی باشد. در چنین شرایطی حتی شرکتهایی که آسیب کمتری دیدهاند یا اساساً آسیبی ندیدهاند، ممکن است تحت فشار فروش قرار بگیرند. اگر در همان زمان نماد شرکتهایی که خسارت جدی دیدهاند نیز باز باشد، میتواند تشدید فضای منفی در کل بازار را رقم بزند.
به همین دلیل منطقی است که ابتدا شرکتهایی که وضعیت شفافتری دارند وارد فرآیند معامله شوند و شرکتهای آسیبدیده پس از افشای کامل اطلاعات و روشن شدن وضعیت عملیاتی و مالی خود بازگشایی گردند.
با توجه به اصلاحی که بازار قبل از آغاز جنگ تجربه کرده بود، آیا این موضوع میتواند به تعادل سریعتر بازار کمک کند؟
بله، این نکته مهمی است. پیش از آغاز درگیریها، بازار سرمایه اصلاح قابل توجهی را تجربه کرده بود و بسیاری از سهمها بین ۲۰ تا ۵۰ درصد از سقف قیمتی خود عقبنشینی کرده بودند. به همین دلیل میتوان گفت بخشی از ریسکهای سیاسی و تنشهای احتمالی تا حدی در قیمتها منعکس شده بود.
این موضوع میتواند به بازار کمک کند تا پس از بازگشایی سریعتر به تعادل برسد، بهویژه در مورد شرکتهایی که آسیب جدی ندیدهاند و وضعیت عملیاتی آنها همچنان پایدار است.
در مجموع چه رویکردی را برای مدیریت بازار سرمایه در چنین شرایطی پیشنهاد میکنید؟
به طور خلاصه، مدیریت بازار در چنین شرایطی باید بر سه محور استوار باشد: شفافیت اطلاعات، مدیریت تدریجی بازگشایی بازار و حمایتهای منطقی برای کنترل هیجانهای کوتاهمدت.
اگر اطلاعات شرکتها بهصورت دقیق و سریع منتشر شود، دامنه نوسان بهصورت مرحلهای مدیریت شود و سیاستهای حمایتی نیز به شکل هدفمند مد نظر قرار گیرد، بازار سرمایه میتواند حتی در چنین شرایط پیچیدهای نیز به تدریج به تعادل برسد و نقش خود را در اقتصاد ایفا کند.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.