بهرنگ اسدی، مدیرعامل گروه مالی صبا تأمین، با اشاره به انتظارات فعالان بازار سرمایه از کانون نهادهای سرمایهگذاری میگوید این نهاد باید نقش فعالتری در تعامل با سیاستگذاران اقتصادی ایفا کند. به گفته او فاصلهای میان انتظارات اعضا و عملکرد فعلی کانون وجود دارد و تمرکز آن باید از فرآیندهای داخلی به اثرگذاری در سطح کلان سیاستگذاری اقتصادی تغییر کند.
بورس24 : مدیرعامل گروه مالی صبا تأمین، معتقد است: کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران باید تمرکز خود را از فرآیندهای داخلی به اثرگذاری در سطح کلان سیاستگذاری اقتصادی معطوف کند.
بهرنگ اسدی با اشاره به فاصله میان انتظارات فعالان بازار و عملکرد فعلی کانون، بر ضرورت تقویت تعامل با سیاستگذاران اقتصادی و حفظ استقلال نگاه صنفی این نهاد تأکید میکند.
در حالی که بازار سرمایه بیش از هر زمان دیگری به صدایی مؤثر در سطوح تصمیمگیری اقتصادی نیاز دارد، بهرنگ اسدی مدیرعامل گروه مالی صبا تأمین معتقد است:فاصلهای میان انتظارات فعالان بازار و کارکرد واقعی این نهاد وجود دارد. اسدی با تأکید بر ضرورت تقویت «تنظیم روابط با سیاستگذاران اقتصادی» میگوید کانون باید تمرکز خود را از فرآیندهای داخلی به اثرگذاری کلان در سیاستگذاری اقتصادی معطوف کند.
بر همین اساس بورس24 گفتوگویی با وی انجام داده است که در ادامه میخوانید:
با توجه به برگزاری مجمع سالانه کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران، ارزیابی شما از عملکرد کانون در یک سال گذشته چیست؟ این عملکرد را چگونه تحلیل میکنید؟
اجازه بدهید ابتدا یک نکته زمانی را توضیح بدهم. من از هشتم مهرماه ۱۴۰۴ به نمایندگی از صبا تأمین به عضویت هیئتمدیره کانون درآمدم. بنابراین اگر بخواهم درباره عملکرد دورهای که خودم حضور داشتم صحبت کنم، در واقع حدود هشت ماه میشود. البته در بخشی از این دوره نیز کشور با شرایط خاصی مواجه بود که طبیعتاً بر فعالیتهای مختلف اثر گذاشت.
با این حال اگر بخواهم به صورت کلی صحبت کنم، به نظر من یکی از مهمترین خلأهایی که در عملکرد کانون وجود داشته و همچنان هم وجود دارد، پاسخگویی به انتظارات انباشته اعضا در حوزه تعامل با سیاستگذاران اقتصادی است. نهادهای مالی و اعضای کانون انتظار دارند این نهاد بتواند در سطحی فراتر از بازار سرمایه، با نهادهای تصمیمگیر و سیاستگذار اقتصادی تعامل مؤثر داشته باشد و در واقع صدای بازار سرمایه در سطوح کلان سیاستگذاری باشد. به اعتقاد من در این حوزه هنوز پاسخ کافی داده نشده است.
منظورتان از این تعامل دقیقاً چیست و کانون چه اقداماتی باید در این زمینه انجام دهد؟
منظور من شکلگیری یک سازوکار حرفهای برای مدیریت و تنظیم روابط با سیاستگذاران اقتصادی است. در واقع کانون باید بتواند منافع بلندمدت و اصولی بازار سرمایه را در فرآیندهای تصمیمگیری کلان کشور نمایندگی کند.
در این چند ماهی که در هیئتمدیره حضور داشتم، تلاش کردم این موضوع را به عنوان یک محور مهم پیگیری کنم. البته هنوز نمیتوانم بگویم این ساختار به شکل کامل ایجاد شده، اما ایدههایی در این زمینه دنبال شده است؛ از جمله ایجاد یک حلقه مؤثر برای تعامل با سطوح مختلف تصمیمگیری اقتصادی تا بتوانیم اثرگذاری بیشتری داشته باشیم.
برخی فعالان بازار سرمایه معتقدند کانون بیش از حد درگیر فرآیندهای داخلی و نظرسنجی از اعضا شده است. شما این نقد را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من یکی از نقاط ضعف فعلی کانون همین موضوع است. من اسم آن را «فرآیندهای مشارکتی اعضا» گذاشتهام. البته جمعآوری نظرات اعضا، نظرسنجی، افکارسنجی و اطلاع از مشکلات نهادهای مالی موضوع مهمی است، اما به اعتقاد من این بخش نباید سهم زیادی از انرژی کانون را به خود اختصاص دهد.
کانون باید تمرکز اصلی خود را بر مسائل کلان بازار سرمایه بگذارد؛ موضوعاتی که بتوانند با کمترین بروکراسی و صرف انرژی، اثرگذاری سیاستی ایجاد کنند. در حال حاضر احساس میکنم سهم قابل توجهی از انرژی کانون صرف همین فرآیندهای مشارکتی شده و این مسئله نیازمند اصلاح جدی است.
در این دوره چه اقداماتی برای اصلاح ساختار کانون انجام شده است؟
یکی از موضوعاتی که در دستور کار قرار گرفته، بازنگری در ساختار سازمانی کانون است. تلاش شد در تدوین ساختار جدید، به نیازهای واقعی کانون توجه شود تا بتواند نقش مؤثرتری در پیگیری مطالبات صنفی ایفا کند. البته هنوز هم معتقدم فاصلهای میان انتظارات اعضا و عملکرد کانون وجود دارد، بهویژه در همان حوزه تعامل با سیاستگذاران اقتصادی که به آن اشاره کردم.
آیا در برخی موارد ممکن است دیدگاه کانون با سازمان بورس متفاوت باشد؟
بله، این موضوع کاملاً طبیعی است. بسیاری از مسائل بازار سرمایه ممکن است از منظر کانون نهادهای سرمایهگذاری با رویکرد سازمان بورس کاملاً یکسان نباشد. حتی اگر این تفاوتها اندک باشد، باز هم وجود دارد.
کسانی که در کانون مسئولیت میپذیرند باید این باور را داشته باشند که وظیفه اصلی آنها دفاع از منافع بلندمدت نهادهای مالی و فعالان بازار سرمایه است. این منافع لزوماً همیشه با سیاستهای کوتاهمدت برخی نهادهای سیاستگذار همسو نیست. بنابراین استقلال نگاه صنفی کانون اهمیت زیادی دارد.
یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر مطرح بوده، مسئله تأیید صلاحیت دبیرکل کانون توسط سازمان بورس است. نظر شما در این باره چیست؟
به اعتقاد من بهتر است دبیرکل کانون نیازمند تأیید صلاحیت از سوی سازمان بورس نباشد. وقتی اعضای هیئتمدیره که خودشان از مدیران نهادهای مالی هستند فردی را برای این مسئولیت انتخاب میکنند، طبیعتاً او را بر اساس صلاحیت حرفهای انتخاب کردهاند.
طولانی شدن فرآیند تأیید صلاحیت و وابستگی آن به سازمان بورس میتواند تا حدی از قدرت و استقلال دبیرکل بکاهد. دبیرکل باید بتواند با حداکثر استقلال عمل کند و جایگاه او به عنوان یک مسئول صنفی تثبیت شود.
در حوزه آموزش چه رویکردی را برای کانون مناسب میدانید؟
به نظر من کانون نباید وارد حوزههایی شود که نهادهای مالی یا مؤسسات دیگر بهخوبی آنها را انجام میدهند. بسیاری از آموزشهای عمومی بازار سرمایه توسط نهادهای مختلف ارائه میشود و ورود کانون به این حوزهها لزوماً ارزش افزودهای ایجاد نمیکند.
اما اگر آموزشهایی در سطح بینالمللی وجود داشته باشد که دسترسی به آنها برای نهادهای مالی دشوار است، کانون میتواند در این زمینه نقشآفرینی کند و این خدمات را فراهم کند.
در مجموع فکر میکنم اگر کانون بتواند بر مسائل کلان تمرکز کند، بهویژه در حوزه تعامل با سیاستگذاران اقتصادی و پیگیری مطالبات راهبردی بازار سرمایه، آنوقت میتوان گفت انتظارات انباشته اعضا تا حد زیادی پاسخ داده شده و رضایت فعالان بازار سرمایه نیز افزایش خواهد یافت.
گفتنی است ، کانون نهادهای سرمایه گذاری از اعضای خود خواسته که در مجمع 28 اردیبهشت ماه 1405 جهت انتخاب اعضای هیات مدیره مشارکت نمایند.













نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.