Bourse24 Ads 261
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 295
تبلیغ بورس24

Bourse24 Ads 264
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 306
تبلیغ بورس24

Bourse24 Ads 304

علیرضا باغانی در یک یادداشت تحلیلی با مرور ۶ عامل اصلی، نشان می‌دهد چرا بورس ایران در ۶ سال گذشته به بدشانس‌ترین بازار سرمایه‌گذاری کشور تبدیل شده؛ بازاری که زیر فشار دامنه نوسان، مداخله دولت، ریسک جنگ، هجوم بازارهای موازی، بی‌اعتمادی فعالان و بدنامی تاریخی، از مسیر طبیعی رشد جا مانده است.

۶ دلیل برای سرکوب قیمت سهام در بدشانس‌ترین بازار سرمایه‌گذاری ایران

علیرضا باغانی

کارشناس بازارهای مالی و بورس

شاخص کل بورس تهران که هم میانگین قیمت سهام را نشان می‌دهد و هم بازدهی نقدی مجامع را در خود محاسبه می‌کند و گویای مجموع بازدهی در بازار سهام است، در مرداد ۱۳۹۹ در محدوده ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار واحد قرار داشت و اکنون به حدود ۴ میلیون و ۸۹۴ هزار واحد رسیده است. معنای ساده این اعداد آن است که قیمت سهام در بورس ایران پس از حدود ۶ سال، تنها کمی بیش از ۲ برابر شده است! اتفاقی که وقتی در کنار رشد سایر بازارها قرار می‌گیرد، عمق عقب‌ماندگی بورس را به‌خوبی آشکار می‌کند.

دلیل این عقب‌ماندگی کاملاً مشخص است. بورس تنها بازاری در ایران است که به‌صورت مستقیم و مستمر سرکوب و کنترل می‌شود. در هیچ بازار دیگری، از ارز و طلا گرفته تا مسکن و خودرو، چنین حجم و شدتی از مداخله رسمی، محدودیت ساختاری و تصمیمات خلق‌الساعه دیده نمی‌شود. بازار سهام، به جای آنکه بر مبنای منطق عرضه و تقاضا و سازوکار طبیعی کشف قیمت حرکت کند، سال‌هاست زیر فشار سیاست‌گذاری‌های متناقض، ریسک‌های سیاسی و بی‌اعتمادی عمومی قرار دارد.

عامل اول: دامنه نوسان

نخستین عامل، محدودیتی به نام دامنه نوسان است. بورس تنها بازار رسمی کشور است که در آن قیمت دارایی اجازه ندارد آزادانه و متناسب با اخبار، تحولات و انتظارات معامله‌گران تعدیل شود. امروز سهام یک شرکت در طول روز حداکثر ۳ درصد می‌تواند رشد یا افت کند. البته میزان دامنه نوسان در سال ۱۳۹۹ حدود ۶ درصد بود که به دلیل شرایط جنگی و تنش با اسرائیل، از سال ۱۴۰۳ به ۳ درصد کاهش یافت و در طول این ۶ سال، در مقاطعی ۵ درصد هم بود. نتیجه این سیاست چیزی جز فرسایشی شدن روندها، قفل شدن نقدشوندگی و تشدید رفتارهای هیجانی نبوده است. در بازاری که امکان واکنش سریع و طبیعی به اطلاعات وجود ندارد، سرمایه‌گذار نه‌تنها احساس امنیت نمی‌کند، بلکه دائماً نگران گرفتار شدن در صف‌های فروش و خرید طولانی است.

عامل دوم: مداخله دولت

عامل دوم، مداخله دولت در روند رشد بورس است؛ نکته‌ای که شاید از خود دامنه نوسان هم مخرب‌تر باشد. عجیب آن‌که شدت مداخله دولت در زمان رشد بازار، گاه از زمان افت آن هم بیشتر است؛ یعنی دقیقاً برعکس آن چیزی که باید باشد! در میانه خرداد امسال، زمانی که شاخص بورس مسیر ۶ میلیونی شدن را در پیش گرفته بود، وزیر اقتصاد و دارایی که طبق قانون وظیفه توسعه بورس را دارد، از ضرورت افزایش نرخ بهره بانکی سخن گفت و همزمان از برنامه آزادسازی سهام عدالت پس از ۶ سال سخن به میان آورد. البته که هنوز پس از گذشت دو ماه، نه نرخ بهره رسمی بالا آمده و نه سهام عدالت آزاد شده است. در واقع وزیر اقتصاد از دو کار نشدنی، به‌ویژه سهام عدالت، برای کنترل بورس و سرکوب قیمت سهام و قطع مومنتوم صعودی بازار استفاده کرد. چنین رویکردی این پیام را به فعالان بازار می‌دهد که هر زمان بورس بخواهد کمی جان بگیرد، احتمال دارد با یک مداخله سیاسی یا رسانه‌ای دوباره تحت فشار قرار گیرد.

عامل سوم: جنگ و تنش‌های منطقه‌ای

سومین عامل مهم، جنگ‌های بی‌پایان و علنی با آمریکا و اسرائیل است. این تنش‌ها از دی ۱۳۹۸ با ترور سردار قاسم سلیمانی آغاز شد و از سال ۱۴۰۴ با جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۳۹ روزه و ترور رهبر ایران وارد فاز بسیار جدی‌تری گردید و هنوز هم تمام نشده است. هرچند ایران و آمریکا در خردادماه به یک یادداشت تفاهم کتبی رسیدند، اما نهایت آن هم نقض شد. به هر حال، جنگ و تهدید مکرر حمله به زیرساخت‌های انرژی، ریسک اصابت موشک به شرکت‌های بورسی را تقویت کرده است. کما این‌که در جنگ ۳۹ روزه، شرکت‌های بزرگی مانند فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، فجر انرژی و مبین انرژی با اصابت مستقیم، به حالت تعطیل و نیمه‌تعطیل درآمدند. وقتی فعال بازار چنین ریسک‌های عملیاتی را لمس می‌کند، حاضر به ارزش‌گذاری بلندپروازانه سهام نیست.

عامل چهارم: فشار بازارهای موازی

چهارمین عامل، فشار بازارهای موازی است. هرچند دلار از زمان آغاز جنگ تنها ۲۰ درصد رشد قیمت داشته و این فرصت را به بورس داده که به رشد خود ادامه دهد، اما بورس از این فرصت استفاده نکرده و حالا هیولای دلار در حال بیدار شدن است تا بار دیگر عرض اندام کند. برای اطلاع لازم است بدانید قیمت دلار در مرداد ۱۳۹۹ حدود ۲۲ هزار تومان بود، در حالی که اکنون به نزدیکی ۱۹۰ هزار تومان رسیده است؛ یعنی دلار ۹ برابر شده، در حالی که بورس تنها ۲ برابر شده است! متوسط قیمت مسکن در تهران نیز که در مرداد ۱۳۹۹ مترمربعی ۱۹ میلیون تومان بود، اکنون در حال نزدیک شدن به ۲۰۰ میلیون تومان است که نشان‌دهنده ۱۰ برابر شدن متوسط قیمت مسکن در این سال‌هاست.

تازه بازدهی مسکن در برابر طلا ناچیز بوده است؛ هر گرم طلای ۱۸ عیار در مرداد ۱۳۹۹ حدود یک میلیون تومان بود و اکنون به حدود ۲۰ میلیون تومان رسیده و ۲۰ برابر شده است. سکه ۱۰ میلیون و ۴۰۰ هزار تومانی آن روزها نیز حالا حدود ۱۹۰ میلیون تومان معامله می‌شود و ۲۰ برابر شده است! حتی سپرده‌های بدون ریسک بانکی و صندوق‌های درآمد ثابت که سالانه بین ۳۰ تا ۳۸ درصد سود می‌دهند، در عرض ۶ سال ارزش دارایی را حدوداً ۲.۵ برابر کرده‌اند و عملاً از بورس جلوتر بوده‌اند. قیمت خودرو نیز در این مدت ۸ تا ۱۰ برابر شده است؛ به عنوان مثال، هیوندای النترا از ۹۰۰ میلیون تومان به بیش از ۶ میلیارد تومان رسیده است.

عامل پنجم: خود اهالی بازار سرمایه

پنجمین عامل، خود اهالی بازار سرمایه‌اند. یکی از ریسک‌های بازار سرمایه، خود اهالی بازار سرمایه هستند که اعتقادی به ارزان بودن قیمت سهام ندارند. البته که آن‌ها حق دارند؛ در طول همه این سال‌ها وزیران بی‌لیاقتی در صدر وزارت اقتصاد بوده‌اند که نتوانسته‌اند منافع بورس را پیگیری کنند و از آن طرف، وزیران صمت و رؤسای بانک مرکزی همواره چهره‌هایی ضد بورس بوده‌اند و از قیمت‌گذاری دستوری گرفته تا سیاست مهار تورم از طریق بورس و بازی با بهره بانکی را در دستور کار داشته‌اند و بر علیه بورس یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت، بی‌اعتنا به بورس بوده‌اند. ولی با این حال، خود اهالی بازار باز هم از اعتماد به نفس کافی درباره دارایی خود برخوردار نیستند. آن‌ها مرداد ۱۳۹۹ را دیده‌اند که دولت پشت بورس را خالی کرد و مقدار زیادی پول را در بورس سوزاند. یا در اردیبهشت ۱۴۰۲ مصوبه پنهانی افزایش نرخ خوراک را نظاره‌گر بودند که دوباره بورس را وارد روندی نزولی کرد و مقدار زیادی سرمایه را از بین برد.

با این حال، بورس در همین سال‌ها روزهای خوبی هم داشته و البته پیروزی‌هایی در خصوص آزادسازی قیمت برخی کالاها از جمله سیمان، ورود خودرو به بورس کالا در مقطعی، یا حذف ارز ترجیحی به عنوان عامل سرکوب قیمت سهام شرکت‌ها به‌دست آورده است. بنابراین بهتر است با نگاهی امیدوارانه‌تر به بازار سرمایه نگاه کنیم و تا بازار رشدی می‌کند، سریعاً انواع و اقسام ریسک‌ها را پیش روی بازار سهام لیست نکنیم!

نقش صندوق‌های سرمایه‌گذاری

در این میان، از نقش صندوق‌های سرمایه‌گذاری نیز نباید غافل شد. این نهادهای مالی که حالا تعداد آن‌ها از هزار هم گذشته است، این روزها بیشتر کارمزدبگیر شده‌اند. هر چه گردش صندوق بیشتر باشد، کارمزد آن‌ها نیز بیشتر است؛ رویدادی که باعث شده نوسان‌گیری و کارمزدبگیری به سهامداری بچربد و به یکی از چالش‌های درونی بازار تبدیل شود.

عامل ششم: بدنامی بورس

عامل ششم، بدنامی بورس است؛ زخمی که پس از وقایع سال ۱۳۹۹ بر پیکر این بازار مانده و هنوز ترمیم نشده است. بورس پس از آن وقایع به یک بازار بدنام در ذهن جامعه تبدیل شد و اتفاقاً در همان سال ریزش نیز رئیس کل بانک مرکزی همین آقای عبدالناصر همتی بود. خب طبیعی است مردمی که آن روزها را به یاد دارند و حالا دوباره او را به عنوان نفر اول بانک مرکزی می‌بینند، اعتمادی به بورس نکنند. یکی از دلایل اصلی که باعث شده بورس علیرغم تجربه مومنتوم‌های صعودی اخیر با ورود پول مردم مواجه نشود، همان بدنامی بزرگی است که از سال ۱۳۹۹ به آن ارث رسیده است.

در نهایت، بورس ایران ارزان مانده، اما خروج از این وضعیت نیازمند بازگشت اعتماد سرمایه‌گذاران و پایان دادن به سیاست‌های سرکوب‌گرانه‌ای است که در طول این ۶ سال، بازدهی بازار سهام را فرسنگ‌ها از بازارهای موازی عقب نگه داشته است.

منبع خبر: سازمان خبری - تحلیلی بورس 24

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید :

نظرات :

شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.

شما هم نظر دهید

captcha

بورس ۲۴ را دنبال کنید

آخرین اخبار و تحلیل‌های بازار سرمایه را از دست ندهید



پاسخ به سوالات بورسی شما
Bourse24 Ads 300
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 287
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 143
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 273
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 208
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 259
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 25
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 27
تبلیغ بورس24