در حالی که تنشهای جدید در تنگه هرمز و تحولات جنوب کشور، بازار را به کامِ پنیکِ هیجانی کشانده و شاخصها را در سراشیبیِ عرضههای سنگین قرار داده، بسیاری از معاملهگران در حالِ فراموشیِ یک اصلِ بنیادین به نام اصلِ ارزندگی هستند. در واقع ایجاد صفوف فروش جدی و شدت گرفتن خروج پول حقیقی، منجر به شکلگیری تصویری تار از آینده بازار شده اما در همین مقطع میبایست از تحولات پیشِ رو در کدال استفاده کرد و در مسیر شناسایی سهام با شرایط بنیادی قویتر قرار گرفت.
پیشبینی بازار ...
بورس24 : بازار سهام روز شنبه با وجود فشار عرضه، در نیمه دوم معاملات نشانههایی از تعادل را بروز داد؛ نشانههایی که میتوانست آغاز یک بهبود تدریجی برای یکشنبه باشد. اما تشدید تنشها و تحولات سیاسی شنبه شب، معادلات را بهکلی تغییر داد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، در ساعات ابتدایی بامداد یکشنبه، فضای منطقه با تشدید تنش در تنگه هرمز، بسته شدن تنگه و حملات جدید آمریکا به برخی نقاط جنوب ایران ملتهبتر شد؛ رخدادی که بهسرعت به بازارها از جمله بورس تهران سرایت کرد و موجی از رفتارهای هیجانی و فروشهای شتابزده را رقم زد.
نتیجه این فضای روانی، بازاری بود که دیروز تقریباً در سراسر تابلو تحت فشار قرار گرفت؛ بهطوری که حدود 85% نمادها منفی شدند و بخش بزرگی از آنها به صف فروش نشستند. در نتیجه این رویداد، شاخص کل و هموزن نیز افت به ترتیب 2.5 و ۲ درصدی را ثبت کردند تا نشانهای روشن از غلبه ترس بر تحلیل در معاملات روزهای نخست هفته باشد. از سوی دیگر، ارزش معاملات نیز تحتتأثیر نبود تقاضای مؤثر و حجم بالای عرضه به حدود 11.5 همت رسید؛ رقمی که نسبت به روز شنبه کاهش محسوسی داشت؛ این در حالی است که بازار با حدود ۲۸ همت صف فروش مواجه بود و طبیعی بود که بدون ورود نقدینگی تازه، توان جذب این فشار را نداشته باشد. خروج نزدیک به 4.5 همت پول حقیقی نیز تأییدی دیگر بر فضای احتیاطی و پنیکزدگی حاکم بر بازار است.
با این حال، به نظر میرسد بخش مهمی از این واکنش، بیش از آنکه ریشه در تغییر بنیادین متغیرهای اقتصادی داشته باشد، حاصل شوک سیاسی و واکنش هیجانی معاملهگران باشد. تجربه بازار نشان میدهد در چنین شرایطی، معمولاً ابتدا موج عرضه تخلیه میشود و سپس بازار بهتدریج به سطوح متعادلتری بازمیگردد. بنابراین اگرچه ذیروز یکی از سنگینترین روزهای معاملاتی اخیر برای بورس بود، اما در صورت عدم تشدید خبرهای سیاسی، میتوان انتظار داشت بازار در روزهای آینده مسیر آرامتری را تجربه کند.
در حوزه سیاسی، ما با پدیدهای مواجه هستیم که میتوان آن را «عدم قطعیت ساختاری» نامید. طی مدت اخیر چندین مرتبه، تفاهمنامه اسلامآباد توسط طرفین ماجرا نقض شده و حالا کار به جاهای باریکتری کشیده است. از شلیک موشک به کشتیهای تجاری و حملات تلافیجویانه گرفته تا برگشت تحریمهای نفتی و در نهایت مینگذاری و بستن تنگه هرمز ! این زنجیره از حوادث باعث شده است که خوشبینیهای اخیر جای خود را به بدبینی و ابهام بدهد. ما در حال تجربه یک «آتشبس کاغذی» هستیم؛ توافقاتی که در ظاهر برقرار هستند اما در عمل، اتکا و پایداری لازم را ندارند. اگرچه یک گروه از تحلیلگران معتقدند این تنشها صرفاً ابزاری برای امتیازگیری در دور جدید مذاکرات است، اما واقعیتِ بازار این است که «ترید بر اساس ابهام» همواره برای معاملهگر زیانبار است. در حال حاضر، فضای سیاسی به هیچ وجه مشابه ماه گذشته نیست و همین مسئله باعث شده معاملهگران به جای حرکت بر اساس ارزشها، بر اساس «احتمالات سیاسی» و ترس وقوع مجدد جنگ و آسیب احتمالی به زیرساختها معامله کنند.
در حالی که تنشهای جدید در تنگه هرمز و تحولات جنوب کشور، بازار را به کامِ پنیکِ هیجانی کشانده و شاخصها را در سراشیبیِ عرضههای سنگین قرار داده، بسیاری از معاملهگران در حالِ فراموشیِ یک اصلِ بنیادین به نام اصلِ ارزندگی هستند. در واقع ایجاد صفوف فروش جدی و شدت گرفتن خروج پول حقیقی، منجر به شکلگیری تصویری تار از آینده بازار شده اما در همین مقطع میبایست از تحولات پیشِ رو در کدال استفاده کرد و در مسیر شناسایی سهام با شرایط بنیادی قویتر قرار گرفت.














نظرات :
شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.