Bourse24 Ads 40
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 42
تبلیغ بورس24

بورس 24 : سال 1399 تجربه خوبی پیش روی سرمایه گذاران قرار داد. در روزهای داغ بورس 99 وقتی از خیلی از فعالان بازار سرمایه می پرسیدی که چرا فلان سهم بدون سود را خریداری می کنید؟با داستان سرایی برای تک تک آجرهای آن شرکت بی بنیاد ارزش تعیین می کرد و این ارزشگذاری بر مبنای داستان پردازی و رویا ، سبب شد تا زیان سنگینی به سرمایه گذار و سهامدار تحمیل شود. البته زیان آن هایی که سهم بنیادی و بر مبنای ارزشگذاری غیر احساسی خریداری کرده بودند در طول زمان جبران شد لکن سهم های فاقد بنیاد اکنون نیز همچنان فاصله 50 تا 70 درصدی با سقف تاریخی خود دارند. کامیار فراهانی در کتاب «ارزشگذاری ، از داستان تا اعداد» به اهمیت ارزشگذاری غیر احساسی پرداخته است...

با داستان سرایی سهم نخرید!

بورس24 : سال 1399 تجربه خوبی پیش روی سرمایه گذاران قرار داد.

در روزهای داغ بورس 99 وقتی از خیلی از فعالان بازار سرمایه می پرسیدی که چرا فلان سهم بدون سود را خریداری می کنید؟با داستان سرایی برای تک تک آجرهای آن شرکت بی بنیاد ارزش تعیین می کرد و این ارزشگذاری بر مبنای داستان پردازی و رویا ، سبب شد تا زیان سنگینی به سرمایه گذار و سهامدار تحمیل شود.

البته زیان آن هایی که سهم بنیادی و بر مبنای ارزشگذاری غیر احساسی خریداری کرده بودند در طول زمان جبران شد لکن سهم های فاقد بنیاد اکنون نیز همچنان فاصله 50 تا 70 درصدی با سقف تاریخی خود دارند.

کامیار فراهانی در کتاب «ارزشگذاری ، از داستان تا اعداد» به اهمیت ارزشگذاری غیر احساسی پرداخته است...

ارزشگذاری سهم

کدام را بیشتر دوست دارید: داستان پردازی یا سروکله زدن با اعداد؟معمولا کلاس های ارزش گذاری را با سوال بالا آغاز می کنم. شگفت انگیز است که بیشتر دانشجویان خیلی سریع و ساده این دو گزینه را انتخاب می کنند. به نظر می رسد در قرن بیست و یکم که قرن تخصص گرایی است، ناگزیریم در همان دوران کودکی یکی از این مهارت ها را انتخاب کرده و سال های بعدی عمرمان را صرف تقویت آن کنیم. جالب این که بعد از انتخاب یکی از این دو مهارت، به صورت غریزی، سعی می کنیم مهارت دیگر را انکار و تخریب کنیم.

در حقیقت، چه نیم کره ی منطق گرا و حسابگر چپ ذهنتان را انتخاب کنید و چه نیم کره ی خلاق، رنگارنگ و مملو از ایده و الهام راست را برگزینید، خود را از استفاده کردن از نیم کره ی دیگر محروم کرده اید. ادعای من این است که اگر نیم کره ای را طی سال ها تعطیل کرده ایم، دوباره به کار گیریم و از توانایی ها و پتانسیل های دفن شده اش استفاده کنیم، عملکرد ذهنی مان به طور شگفت انگیزی پیشرفت می کند.

آزمایشی ساده

می دانم که خیلی زود است به سراغ ارزش گذاری برویم، ولی اجازه بدهید برای فهم بهتر مثالی بزنم. فرض کنید به شما فایل های ارزش گذاری شرکت اتوموبیل سازی فراری را نشان می دهم. این فایل ها شامل صفحات پیش بینی درآمد شرکت در سال های آتی است. فرض کنید که مفروضات کلیدی مورد نیاز را به صورت قطعه ای در دست داریم. در این حالت به شما خواهیم گفت: انتظار دارم درآمد های فراری در 5 سال آینده هر سال چهار درصد رشد کند و پس آن نرخ، رشد سود شرکت تا بی نهایت اندازه رشد اقتصادی شود. در ادامه اضافه کنم حاشیه سود عملیاتی شرکت قادر است به ازای هر 1 پوند سرمایه گذاری جدید 1.42 پوند بازدهی کسب کند.

اگر به اعداد و ارقام علاقه نداشته باشید، احتمالا همین الان از سطور بالا گیج شده اید و حتی اگر علاقه مند به عدد و رقم باشید، می پذیرید که ادامه دادن جملات بالا، پس از چند دقیقه، کاملا گیج کننده خواهد شد.

بیایید به شکل دیگری در مورد این شرکت حرف بزنیم. مثلا برایتان بگویم:

به نظر من شرکت فراری،خودرو سازی لوکسی است که برای اتوموبیل هایش قیمت های نجومی از مشتریان دریافت می کند و به همین دلیل هم حاشیه سود بالایی دارد. این شرکت تعداد تولید محصولش را پایین نگاه داشته است و جامعه هدف شرکت، تنها قشر خاصی از ثروتمندان هستند.

این داستان بیشتر از قبلی به ذهن باقی می ماند، ولی حتما می پذیرید که اطلاعات خیلی کمی در مورد این که چقد برای خرید هر سهم فراری باید پرداخت کنیم، در اختیار خواننده قرار می دهد.

روش سوم هم وجود دارد.به این ترتیب که این گونه برایتان تعریف کنم:

اگر فراری همچنان بازار هدف فروش را به قشر ثروتمند محدود نگاه دارد، از آنجایی که این جامعه هدف ، آنچنان تحت تاثیر بالا و پایین شدن اقتصادی نخواهد بود، می تواند رشد درآمدی سالانه 4 % را حفظ کند.

وقتی با وصل کردن اعداد به داستان به تحلیل شرکت می پردازیم نه تنها اعداد مورد نظرمان قوام بیشتری در ذهن شنونده یاخواننده پیدا خواهند کرد بلکه فضایی برای او ایجاد می شود تا داستان خودش را در مورد فراری خلق کند که می تواند شامل اعداد و ارقام متفاوتی باشد. ایجاد این فضا برای فکر بیشتر و تبادل نظر بهتر، هدف نهایی و آخر بازی این کتاب خواهد بود.

جذابیت داستان

برای قرن های متمادی، دانش به کمک داستان ها از نسلی به نسل دیگر انتقال یافت. با هر بازگویی داستان ها، نسل های مختلف تراشی جدید بر پیکر دانش ایجاد می کردند و با این کار، چرخ دانش را اندکی به جلو می راندند.

دلیلی وجود دارد که داستان ها به این خوبی در ذهن مان حک می شوند ما به یکدیگر متصل می شویم و برای ایجاد ارتباط کمک مان کند. همچنین، تحقیقات نشان می دهد که ذهنمان توانایی بیشتری در به خاطر سپردن داستان ها نسبت به اعداد دارد،شاید به این دلیل که داستان ها از نظر احساسی باعث تحریک شدن قسمت هایی از ذهنمان و بروز واکنش های شیمیایی و الکتریکی در مغزمان می شوند.

دقیقا به همان اندازه که همه ما عاشق داستان ها هستیم، از نقاط ضعف آن ها هم آگاهی داریم. داستان پرداز می تواند به سادگی از مرز حقیقت به دنیای خیال حرکت کند و داستان خوب را تبدیل به داستان شاه و پریان کند. اگر داستان پرداز رمان نویس باشد، احتمالا این سوگیری مشکلی ایجاد نمی کند، حتی شاید کمک هم بکند، ولی اگر قرار باشد شغل یا حرفه ای بر اساس این داستان بنا شود، احتمالا فاجعه ای رخ خواهد داد. برای افرادی که قرار است داستان را بشنوند، این سو گیری و انحراف ممکن است خطر های دیگری داشته باشد.

از آنجا که داستان ها، احساسات و عواطف را درگیر می کنند، داستانی اشتباه و رویایی می تواند باعث شود فرد تمایل به انجام کاری داشته باشد که از نظر منطقی کاملا اشتباه است، ولی عواطف و احساسات او را ارضا می کند. تمام شارلاتان ها در تمام عصرها و دوران های مختلف به درستی دریافته اند که جامعه هیچ چیز را گران تر از داستانی که ساخته و پرداخته شود، نمی خرند.

با تفکر در داستان طی تاریخ و فکر کردن به کمک ها و آسیب هایی که پدرانمان از داستان ها دیده اند نکته های شگفت انگیزی را می آموزیم. جالب است که با وجود تنوع در داستان گویی، الگو ها و ساختارهای مشابهی را در داستان های موفق تاریخ مشاهده می کنیم .داستان هایی که بر حس های مشترک و ابتدایی ما تاثیر می گذارند و در آن ها، ساختاری مشابه وجود دارد که بارها و بارها تکرار شده اند. همچینین، باید توجه کنیم که مهارت داستان گویی در همه ی ما به یک اندازه نیست و باید با تمرین کردن این مهارت را بیاموزیم و بهبود ببخشیم.

به عنوان یک مبتدی در داستان پردازی، هنگامی که تاریخ داستان پردازی را مرور می کنیم، سه نکته اساسی به ذهنم می رسد: اول این که، اهمیت داستان پردازی و ماندگاری داستان در ایجاد یک حرفه به قرن ها پیش، شاید دوران انسان های اولیه باز می گردد. دوم این که داستان پردازی خوب می تواند تفاوت عظیم در یک حرفه، به ویژه در دوران ابتدایی و نوزادی آن ایجاد کند. برای ایجاد یک حرفه ی موفق، باید ایده ها وتکنیک های درستی در عملیات شرکت داشته باشید و همچنین، باید بتوانید سرمایه گذاران، مشتری ها ، کارکنان و بقیه افراد را به خوبی قانع کنید که این تکینیک ها و ایده ها موفق خواهند شد رقبا را شکست دهند.سوم این که، داستان پردازی در مورد یک حرفه، محدودیت های بیشتری نسبت به رمان ها و داستان های تخیلی دارد. در این نوع از داستان نویسی، در کنار خلاقیت، توانایی عمل کردن به قول ها و وعده ها نیز اهمیت بسیار زیادی دارد.

دنیای واقعی، المان و عنصر تاثیر گذاری در داستان شما خواهد بود که که کنترل آن واقعا از دستانتان خارج است.

قدرت اعداد

در طول تاریخ بشریت، استفاده کردن از اعداد دو محدودیت اساسی داشت. نخست آن که، جمع آوری و ذخیره سازی حجم وسیعی از داده ها به معنای واقعی طاقت فرسا بود. همچنین آنالیز و تحلیل کردن این داده ها کاری سخت و هزینه بر بود. با کامپیوتری شدن دنیا و تولد ابزار های نوین محاسباتی که توانایی شکست دادن حجم وسیعی از داده ها را داشتند، دستیابی به دنیای داده ها و آمار ساده تر شد. دموکراسی به معنای واقعی در دسترسی به آمار و ارقام حاکم شد و به همه ی ما اجازه داد وارد بازی بررسی عدد و رقم شویم، بازی ای که شاید تا چند دهه پیش، به سادگی نمی توانستیم واردش شویم.

با ورود بشریت به دوران حافظه های مجازی و دسترسی همگانی به داده ها و تحلیل آن ها، انفاقی تلخ رخ داد. اعداد خیلی زود موفق شدند نقش داستان پردازی را کمرنگ و کمرنگ تر کنند و جایگزین آن ها در تحلیل کسب و کار  های مختلف شوند.

مایکل لوییس، جادوگر داستان پردازی که می تواند از بی روح ترین حرفه ها نیز داستانی هجان انگیز بسازد، در کتاب مانی بال داستانی بیلی بین سر مربی تیم ورزشی اوکند را تعریف می کند . تیم بیس بال اوکلند، یکی از تیم های حرفه ای تیم آمریکا محسوب می شود. چند سال پیش بیلی بین تصمیم گرفت به جای روش سنتی گوش دادن به حرف های مفسران و تحلیلگران ورزشی در مورد مهارت بازیکنان،آن داستان ها را با اعداد و ارقام جایگزین کند. او جداولی آماری از موفقیت دریافت کننده ها و پرتاب کننده های بیس بال تهیه کرد و آن جداول را مبنای کار خود در جذب بازیکنان خود قرار داد. موفقیت چشمگیر بیلی بر کل عالم ورزش تاثیر گذاشت و باعث شد که خیلی زود علم سابرمتریک متولد شود. این عالم با استفاده از اعداد و ارقام، به مربیان ورزشی مختلف کمک می کند تحلیل بهتری از بازیکنان و ورزشکاران خود داشته باشند.

ادامه دارد...

منبع خبر: سازمان خبری - تحلیلی بورس 24

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید :

نظرات :

شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.

شما هم نظر دهید

برای ارائه نظر خود وارد حساب کاربری خود شوید

پاسخ به سوالات بورسی شما
Bourse24 Ads 18
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 20
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 25
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 27
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 28
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 29
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 30
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 31
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 32
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 46
تبلیغ بورس24